آینده اسراییل؟ قرار داد سری شیمون پرز و شاه درباره کلاهک‌های اتمی




ایهود باراک وزیر دفاع اسراییل اعلامیه ای منتشر کرده است و به شدت از تصمیم وزیر اقتصاد خودشان انتقاد کرده است. بودجه پیش بینی شده برای سال 2009 وزارت دفاع 46 میلیارد دلار برآورد شده بوده است. وزیر اقتصاد پیشنهاد کرده که 2 میلیارد دلار از این رقم کاهش پیدا کند و بر بودجه "آموزش و بهداشت" افزوده شود. باراک می گوید بدون امنیت؛ آموزش و بهداشت موضوعیت ندارد!

این سخن باراک سخن تامل انگیزی است. اسراییل در روزگاری به سر می برد که بیش از همیشه نگران امنیت خویش است. باراک در توجیه تهدیداتی که موجودیت اسراییل را به مخاطره افکنده است؛ از ایران و حزب الله و حماس نام برده است. چنان که می دانیم آنان ایران و حزب الله و حماس و حتی سوریه را در یک مجموعه تلقی می کنند.

علاوه بر باراک سازمان امنیت ملی اسراییل گزارشی را تهیه کرده؛ که برخی مطالب آن به بیرون درز کرده است، که نشان می دهد دستگاه های امنیتی نگران آینده هستند.
شموئل روزنر مقاله ای در روزنامه "هاارتص" منتشر کرده و نوشته:" ایران برای آمریکا یک تهدید استراتژیک؛ و برای اسراییل یک تهدید ذاتی است. از این رو آمریکا و اسراییل از یک زاویه دید به ایران نمی نگرند."

برای بیان نگرانی شان از این که اسراییل در آینده با آشویتس جدیدی رویارو خواهد شد! سخن گفته اند.
اکنون مقام های اسراییلی به صراحت از هم پیمانی با کشورهای معتدل عرب- به تعبیر خودشان- در سازمان‌دهی نوعی رویارویی علیه ایران سخن می گویند. روزگاری ایران و نیز ترکیه دو کشور متحد اسراییل در میان دریایی از کشورها و ملت های عربی بودند که با اسراییل بر سر جنگ بودند و از فلسطین و نیز اراضی اشغال شده اردن و سوریه و مصر سخن می گفتند. انقلاب اسلامی ایران نقشه آرمانی اسراییل را متوقف و بلکه نابود کرد. شاید مناسب باشد نگاهی به ایران دوران محمد رضا شاه داشته باشیم. اسراییل در تار و پود دستگاه امنیتی ساواک و نیز ارتش نفوذ و حضور داشت. حتی طراحی ساختمان مراکز ساواک در استان ها و تهران از روی نقشه هایی بود که موساد پیشنهاد کرده بود. فعالیت های تجاری و کشاورزی و سیاحت تنها نقاب روابط بود. شیمون پرز در سال 1977 دو سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی سفر محرمانه بیش از یک هفته ای به ایران داشته است. البته پرز در کتاب" مبارزه برای صلح" که بخشی از زندگی نامه خود نوشت ایشان است، در ذکر دوره وزارت دفاع- از 1974 تا 1977- اشاره ای به سفر به ایران و قرارداد بسیار مهمی که با حکومت شاه امضا کرد، نکرده است(1). قرارداد درباره تجهیز ایران به موشک های سطح به سطح با کلاهک اتمی بود! ایران در مقابل یک ملیارد دلار نفت به اسراییل داد. شیمون سفر دیگری هم به ایران آمده است. در دسامبر سال 1961 بن گوریون در مسیر سفر رسمی اش به برمه در تهران توقف کرد. پنج سال بعد لوی اشکول نخست وزیر وقت اسراییل در بازگشت از آفریقا به تهران آمد و با هویدا ملاقات کرد. بعد از جنگ سال 1967 ایران در ساخت خط لوله ایلات به مدیترانه مشارکت کرد. این خط در دسامبر 1969 تکمیل شد. در ماه می سال 1972 گلدا مایر نخست وزیر اسراییل به دعوت رسمی شاه به ایران سفر کرد. و در سال های بعد اسحاق رابین و مناخیم بگین و ایگال الون و موشه دایان هم به ایران آمدند.

در تمامی این سفرها که کاملا سرّی انجام شده است، مهماندار مقامات اسراییلی نعمت الله نصیری معاون نخست وزیر و رییس ساواک بوده است.
چرا شاه این گونه کشور و ارتش و دستگاه اطلاعاتی خود را در اختیار اسراییل گذاشته بود؟ به گمانم پاسخ این است که شاه به حمایت لابی اسراییلی در واشنگتن نیاز و امید داشت. کار به جایی رسیده بود که یوری لوبرانی تیم لابی به نفع شاه در واشنگتن را مدیریت می کرد. لوبرانی سفیر اسراییل در تهران بود که ظاهرا رسمیت نداشت اما سفیری بود که بیشتر با شاه ارتباط داشت تا وزارت خارجه ایران. در واقع رابطه‌ی با اسراییل فراتر از وزارت حارجه بود. گرچه خلعتبری هم یک بار در سال 1977 به اسراییل سفر کرد.

همه می دانستند که رابطه شاه و اسراییل فراتر از رابطه استراتژیک است. یوری لوبرانی که ملت ایران و حکومت شاه را به خوبی می شناخت، در 13 ژوئن سال 1978-خرداد ماه 1357- نامه ای به مناخیم بگین نخست وزیر اسراییل نوشت و با صراحت اعلام کرد، حکومت شاه به پایان رسیده است. دو ماه بعد دیگر در ایران نماند و ژورف هرملین که از مدیران امننیت داخلی اسراییل-شباک- بود؛ جانشین او شد. درست در همان وقت، که نامه ی لوبرانی به بگین رسیده بود. اریل شارون وزیر دفاع وقت، پیشنهاد کرد اسراییل در ایران مداخله نظامی کند و از سقوط شاه جلوگیری نماید!

مثل دورنمایی که نمی توان از نزدیک از آن تصویر روشنی داشت. انقلاب اسلامی ایران نیز همانگونه است. بررسی اسناد و مدارک رابطه دولت شاه و اسراییل نشان می دهد که ملت ما به رهبری امام چه گام بلند دوران‌سازی را برداشته است. حکومت ایران در حد و قواره ای بود که اسراییل برایش خط مشی تغیین می کرد، به نقطه ای رسیده است که اسراییل بقای خود را و آینده خود را در ارتباط با شیوه رفتار و مقابله ایران تحلیل می‌کند. به گمانم وقت آن رسیده که اسناد مذاکرات مقامات اسراییلی- اگر توسط ساواک نابود نشده باشد- منتشر شود. تا مردم ما و دنیا بدانند چگونه اسراییل در صدد تسلیح ایران به کلاهک های هسته ای بود و پولش را هم گرفت. اگر حکومت شاه بر ایران حاکم باشد؛ اسراییل و آمریکا می توانند سلاح هسته ای در اختیار ایران بگذارند، اما اگر حکومت ملی و مردمی باشد دانش هسته ای هم نمی تواند داشته باشد!

1-Shimoon Peres, battling for peace, a memoir
Random house, New York,1995. P:139-152
****************
(دیپلوماسی ایرانی)




سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (13)