ویران سازی خاطره...

در باره انگیزه و شیوه رفتار تروریست هایی که در بمبئی با شیوه ای بسیار پیچیده به چهار مرکز مهم و سمبلیک( نمی دانم فرهنگستان زبان برای این واژه چه معادلی یافته است.) یورش بردند و 173 نفر کشته شدند و 239 نفر مجروح و... سخنان بسیاری گفته شده، و تحلیل های متفاوتی ارائه شده است. می خواهم از زاویه دیگری به این حادثه که آن را 11 سپتامبر هند خوانده اند، نگاه کنم.
زندگی ما در گذار سال ها محو و مبهم می شود. هنگامی که به پشت سرمان نگاه می کنیم؛ خاطره ها به زندگی ما معنا و هویت می بخشد. اگر در ژرفای روحمان جستجو کنیم و در هزار توی ذهنمان بگردیم؛ سرانجام خاطره ها هستند که به عمر و زندگی معنا می دهند.
مکان ها هم در این عرصه جستجوی خویشتن خویش، نقشی نمایان دارند. خانه دوران کودکی، دبستان، کوه، جنگل, دریا، آن لحظه شگفت انگیزی که برای نخستین بار خانه کعبه را مثل عروسی آراسته در میان حجله ی مسجدالحرام دیده ایم...این ها همه تکه هایی از گذران عمرند که نمی گذرند و همیشه با آن ها زندگی می کنیم. مثل نقاش هایی که در نمایشگاه نقاشی شان برخی تابلو ها را فقط برای نمایش می گذارند و نه فروش. دل از آن تابلو نمی کنند...
هتل تاج محل یکی از همان مکان هاست که برای هرکس که آن هتل را دیده و بازی نور را با رنگ پرتقالی سنگ ها و آبی اسمان مشاهده کرده و مهمتر از آن می داند که ساخت این هتل کار کارستان مردی است که تاریخ صنعت و تجارت و دانش در هند دهه های آخر قرن نوزدهم و سراسر قرن بیستم وامدار همت بلند و نگاه آینده بین شگفت انگیز اوست. یک پارسی زرتشتی با تبار ایرانی! جمشید جی تاتا! یکی از بزرگترین کار آفرین های دنیا. جمشید جی فرزند یک روحانی زرتشتی پارسی بود. از پارسیان هند. هتل تاج محل را در بمبئی او ساخت. معماری هتل، نام هتل، شکوه آن گویی یک بار دیگر نام وآوازه تاج محل را زنده کرد. جمشید جی به ریشه پارسی خود پای بند و پایدار ماند. نام هایی مثل کیقباد و رودابه و منوچهر در خاندان او دیده می شود. او هتل تاج محل را دوساله ساخت! از 1902 تا 1903
و خودش هتل را دید و از ایوان های هتل به رنگ آبی جادویی اقیانوس هند نگریست و در سال 1904 درگذشت. از جمشید جی نوشته ها و خاطراتی بر جای مانده، که در کتاب:" من هند را دوست دارم!" گنجانیده شده است.
هیچ کس نمی تواند ادعا کند که بیش از جمشید جی هند را دوست داشته و پدر صنعت فولاد و اتوموبیل، نساجی و بعدا آی تی و پژوهش های علمی در هند است. یک قلم کار او همین هتل تاج محل است که این هتل در زندگی هر کس که آن را دیده و شبی را در انجا گذرانده؛ خاطره ای ماندگار است.
این خاطره در ذهن تمام آنانی که از هتل تاج محل تابلویی خوشایند در ذهن داشتند ویران شد. تصویر هتل با دود و آتش و اجساد مهمانان و مسافران و خدمه هتل ثبت شد. فقط از یک سالن هتل 30 جسد جمع آوری کردند... یعنی ویران کردن یک خاطره در زندگی انسان هایی که سال های سال است هتل تاج محل جایی در ذهن و زبان آنان داشته است.

تردیدی نیست که زندگی متوقف نمی ماند. از همان روز جمعه آهنگ زندگی آغاز شد. مدارس باز شدند. بورس بمبئی کارش را شروع کرد. قطار ها حرکت کردند و:
" می دود زندگی خواه و ناخواه!"
رییس گروه تاتا از هتل بازدید کرد، با همان برق نگاه جدش در چشمانش...
در این میان خاطره ای ویران شد ه است...
**********************
اعتماد ملی - نشانه

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (16)