کارگزاران

کارگزاران با طرح یک دیدگاه آغاز شد. دیدگاه جمعی که نگران بودند و به چشم خویش در آن روزگار می‌دیدند که آرمان و آرزوهاشان دارد غبار می‌گیرد... بیانیه اعلام حضور گویی فریاد فروخفته جامعه بود. پژواکی گسترده پیدا کرد. هم آرامش بخشید که پس هنوز صدایی هست و هم برخی را آشفته کرد که مگر هنوز صدایی هست!
هر کار بزرگی با یک افق روشن و ایمان و امید بدان تحقق می‌یابد. این سخن شگفت‌انگیز اینشتین را به یاد بیاوریم که گفت: «تخیل از دانش مهم‌تر است!»
جمع ما هم که از همان آغاز کشاکش غریبی با شورای نگهبان بر سر نام داشتیم، کارگزاران را با انتشار یک بیانیه و طرح یک دیدگاه آغاز کردیم. باور داشتیم که شعارهای انقلاب؛ آزادی و استقلال و جمهوری اسلامی در یک ایران آباد و توسعه‌یافته و ملتی شاداب و پرامید و فضای درخشش خلاقیت در تمام عرصه‌های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و فنی و علمی میسر است. ایران و اسلام را از منظر انقلاب اسلامی همانند دوروی یک سکه تلقی می‌کردیم. آنچنان درهم آمیخته که نمی‌توان تقدمی برای هیچ کدام قائل شد.

ذات نایافته از هستی‌بخش که نمی‌تواند هستی‌بخش باشد. ما هنگامی می‌توانیم از جهان بخواهیم که برای سخن ما اعتباری قائل باشند؛ که در درجه اول آن سخنان و ادعاها در کشور خودمان به خوبی به بار نشسته باشد. ارائه یک نشانه و نماد کشور و ملت اسلامی در دنیای امروز... وگرنه، اگر هم ادعا کنیم که از کوی دوست می‌آییم، خواهند گفت: خود پیداست از زانوی تو!

از سوی دیگر چه کسی است که ضرورت کار سازمان‌یافته سیاسی در جهت اعتلای کشور را انکار کند. نکته غریبی در میان سخنان پنج رئیس مجلس بود که در اجلاس موفق 30 سال قانونگذاری بیان شد. سیاسی‌ترین حرف‌ها را فرهنگی‌ترین چهره یعنی آقای دکتر حدادعادل، رئیس مجلس هفتم بر زبان آورد. به دقت به ضرورت ساماندهی احزاب نیرومند اشاره کرد و با ملاحت هم گفت که این دولت بر ریل مجلس نمی‌رود. این همه بی‌سامانی و تزلزلی که در ساختار و سازوکار دولت فعلی شاهدیم، که برای نخستین‌بار دارد کابینه از اکثریت می‌افتد و نیاز به رأی‌اعتماد تازه خواهد داشت، محصول جامعه بدون احزاب نیرومند است. چرا به این نقطه رسیده‌ایم؟

پاسخ روشن است. اراده پنهانی، احزاب نیرومند و شاداب و موثر را برنمی‌تابد. همان اراده‌ای که تا روزنامه‌ای یا هفته‌نامه‌ای قامت می‌کشد و اقبال مردمی پیدا می‌کند؛ صدایش را با هر بهانه و هر بار به رنگی خاموش می‌کنند. اگر احزاب نیرومند در کشور شکل بگیرد دیگر انتخابات ریاست‌جمهوری کسی را غافلگیر نمی‌کند. شخصیت‌ها در یک روال منطقی و طبیعی رشد می‌کنند و در موقعیت‌های درجه اول قرار می‌گیرند. جایی برای این سخن آن شخصیت محترم باقی نمی‌ماند: که انتخابات از مسیر لایه‌های پیچیده گذشت! این غافلگیری‌ها تماما نشانه هرج و مرج سیاسی است. کارگزاران با چنان چشم‌اندازی آمدند تا حزب؛ ظرفیتی برای شناخت و رشد افراد باشد. تا دولت اینگونه اداره نشود؛ که یک دوره شاهد جیک‌جیک مستان باشیم و دوره‌ای هم شاهد سرمای زمستان! از سویی حقوق کارگران و فرهنگیان عقب می‌افتد و از سوی دیگر می‌خواهیم یارانه نقدی در فصل انتخابات بدهیم. این شوریده‌کاری‌ها که صدای مجلس را هم درآورده است ناشی از غیبت احزاب قوی است.

*******************
کارگزاران

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (15)