هند و پاکستان

در دوران مسئولیت های سیاسی و اجرایی با بسیاری از شخصیت ها دیدار و گفتگو داشتم. درخشنده ترین ذهن و جذاب ترین شخصیتی که دیده ام، راجیو گاندی بود. ذهن بسیار تیز و برنده، مثل چاقوی زنجان ! و استعدادی پر تلالو، مثل آفتاب..
ضیاء الحق هم با هوش ترین نظامی بود که تاریخ پاکستان به خود دیده است.( بعدا چند چشمه از کارهای غربیش را برایتان می نویسم.) هر گاه مسایل بین هند و پاکستان به هر دلیل و علتی شعله ور می شود. به یاد آن دو نفر می افتم که هر دو ترور شدند... ریشه اصلی این نابسامانی ها و آشفتگی ها چیست و از کجاست؟
راجیو گاندی پس از اشغال کویت و گروگان گیری اتباع بیگانه در عراق به ایران آمد. همسرش سونیا همراهش بود. مهماندارش بودم. به همراه سفیر هند تا پای پلکان هواپیما رفتیم. گاندی گرم و خوش برخورد و صمیمی بود. شاید هم از پدر پارسی اش فیروز ناخودآگاه این تاثیر در ذهنم مانده بود که راجیو گاندی نیمه ایرانی است. چهره اش هم همین را نشان می داد. وقتی در خرداد ماه سال 1370برای شرکت در مراسم سوزاندنش به دهلی رفتم. به همراه آقای رحیم پور سفیرمان در دهلی به خانه ناراسیم رائو رفتیم. خانه رائو در آن گرمای اواخر خرداماه با پنکه خنک می شدو همه اشیا ، مبلمان و پرده ها و میز و عسلی و... دست کم پنجاه شصت ساله بودند. رائو تمام تلخی تاسفش را در جمله کوتاهی گنجاند:" خیلی طول می کشد تا دوباره هند فرزندی مثل راجیو گاندی داشته باشد."
با گاندی در باره مسایل مسلمانان در هند صحبت کردم. نکته های تکان دهنده ای در سخنانش بود. مهمترین نکته را در ملاقات با رییس جمهور مان( آیه الله هاشمی رفسنجانی) مطرح کرد. البته به دلیل این که فرصت بیشتری داشتم. به تفصیل از گاندی می پرسیدم. گفت به این نتیجه رسیدم تا داستان کشمیر و راجستان به سرانجام نرسد؛ رابطه هند و پاکستان سامان پیدا نمی کند. با ضیاءاالحق کار طولانی را شروع کردیم. هیات هایی از اطلاعات ارتش و وزارت خارجه با هم گروه های کار تشکیل دادند. کار به اینجا رسید که نقاط مرزی مورد توافق مشخص شده بود. قرار شد در یک اجلاس مشترک نتیجه کار اعلام شود. یا من می بایست به اسلام آباد بروم و یا ضیا االحق به دهلی بیاید. قرارمان روز شنبه بود. دو روز قبل از قرار هواپیمای نظامی سی 130 منفجر شد و ضیا و فرماندهان نظامی اش و نیز سفیر امریکا آرنولد رافائل و ژنرال هربرت واسم مسول نظامی سفارت آمریکا کشته شدند...چه کسی می توانست این کار را کرده باشد؟ چه کسی نمی خواست بین هند و پاکستان مسایل دوجانبه حل شود. از طرف دیگر در ترویج هندوئیسم افراطی صهیونیست ها نقش درجه اول دارند. یک دفعه یک سندی منتشر می شود که مسجدی در منطقه ای متعلق به هندو هاست و..
.طولی نکشید که راجیو گاندی هم ترور شد. در میان برنامه انتخاباتی اش در دهکده ای در نزدیکی مدرس، با تی ان تی مدل " آر . دی .ایکس" به قتل رسید. بعدا کارشناسان گفتند که این نوع تی ان تی ساخت ارتش آمریکاست...
راجیو گاندی حرف مهم دیگری هم زد. گفت: آمریکا از سویی می کوشد که کشور های منطقه استقرار داخلی نداشته باشند و از سوی دیگر می خواهد روابط کشور ها متشنج باشد.
دولت های پاکستان هیچگاه جرئت نکردند گزارش سقوط هواپیمای ضیاء را منتشر کنند.اخیرا ژنرال مشرف در کتاب خاطراتش به یک کارتن انبه اشاره کرد؛ که درست در آخرین دقایق وارد هواپیمای ژنرال ضیاء شد..دولت هند هم تنها به محکوم کردن رهبر ببر های تامیل پرداخت و هاکاران را غیابا به اعدام محکوم کرد. اما کسی ریشه ها را نشان نداد.اگر هند و پاکستان می خواهند ریشه ها را بشناسند. به همان گزارش های زمان ضیاء و گاندی باز گردند و کار را از همان جا ادامه دهند. دستگیری ها و اعدام ها چیزی شبیه مشت کوبیدن بر زخم است.

******************
اعتماد ملی

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (11)