ازعرفه تا عاشورا(4)

پرستش و بندگی خداوند وقتی مبتنی بر شور و رغبت و عشق است، همان حقیقت پرستش و بندگی ست. همان اکسیری که به زندگی و مرگ معنای دیگری می بخشد. بهشت خداوند هم با تمام زیبایی و درخشندگی و رونقش در چنان حال و هوایی رونقی ندارد. به تعبیر حافظ:

از در خویش خدایا به بهشتم مفرست

که سر کوی تو از کون و مکان مارا بس!

وقتی "رغبت" درخشید و بالید، رنج های راه و تلخی های آن نه تنها تحمل پذیر، بلکه شیرین و خواستنی می شود.

چشم رغبت که به دیدار کسی کردی باز

باز بر هم منه ار تیر و سنان می آید

ابن عربی در باب 233 فتوحات در باره رغبت سخن گفته است. از دید او رغبت را می توان در سه مرحله شناسایی کرد:

نخست: رغبتی که از نفس انسان می جوشد و در جستجوی ثواب است.

دوم: رغبتی که منشا آن قلب است و انسان در جستجوی حقیقت

سوم:رغبتی که از رازی که در درون انسان است سرچشمه می گیرد و متعلق آن حق است.

گویی هر کدام نسبت به رغبت مرحله پیش، از ژرفای بیشتری بهره مند است. عبادت خداوند برای ثواب کجا و پرستش او برای او کجا؟

بی تردید آن رغبتی که به تغبیر امام حسین علیه السلام منتها و غایت خواست جویندگان است، همان جستجوی خداوند است. جستجویی که از درون راز سر به مهر جان انسان می جوشد...

این جستجوگری تنها در مرحله الفاظ نیست. راهی طاقت سوز در پیش است.درست مثل ققنوس که در آتش و خاکستر بال های خویش پرپر می زند تا دوباره زندگی از سر گرفته شود. زندگی دیگر.

نقطه تلاقی عرفه و عاشورا همان نقطه تلاقی راز و حق است. همان ظهر عاشورا و قربانی شدن در راه خداوند. رازی که در سرشت امام حسین بود، مثل آینه ای جلوه می کند و خدا را نشان می دهد.

تغبیری که مولوی به کار برده و امام حسین و یارانش را" شهیدان خدایی" خوانده است؛ ناظر به همین تلقی است.

کجایید ای شهیدان خدایی

بلا جویان دشت کربلایی

آن راز وقتی چهره می گشاید که از بوته آزمونی شگفت انگیز شکوفا شود.

کربلا و عاشورا تجلی همان راز توحید بود. رازی که در دعای عرفه نسبت بدان معرفت پیدا کردیم و در عاشورا ان راز را به چشم خود دیدیم.

گوشم شنید قصه ایمان و مست شد

کو قسم چشم دیدن اینانم آرزوست.

عرفه قصه شنیدن ایمان است از زبان امام حسین و عاشورا تجلی همان قصه است در برابر چشم انسان.

در سینه هر انسانی خداوند رازی را به ودیعه نهاده است. عاشورا نمونه ای است در برابر انسان در همه تاریخ، که چگونه می توان راز داری و راز خوانی کرد و از حقیقت هم فراتر رفت
**********************
اعتماد ملی...


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)