شانزده روز و شانزده سال!

شیمون پرز که می توان او را " پدر خوانده" اسراییل خواند. نخستین پدر خوانده بن گوریون بود که پرز از زمان او و تحت اشراف او کارنامه سیاسی اش رآغاز کرد. شیمون پرز تازگی از نیروهای نظامی احتیاط ارتش اسراییل که آماده یورش به غزه هستند بازدید کرد. مناسب است به همین نکته هم اشاره کنم که در اسراییل مفهومی به نام ملت مستقل از ارتش وجود ندارد! که بتوان از دوستی با چنان ملت موهومی سخن گفت...
سخن پرز این است:" ارتش اسراییل در این شانزده روز به دستاوردی رسیده است که دیگران در شانزده سال هم به آن دسترسی پیدا نکردند."
این عبارت از سوی کسی که همه جوانب سخن را معمولا می سنجد، نشانه "دشواری" است که اسراییل با آن رویارو شده است. پرز می خواهد بگوید که تا همین جا اسراییل پیروز است. اما مطلقا سخنی از کم و کیف پیروزی به میان نیامده است.
علاوه بر آن تا به حال شیمون پرز و دیگر رهبران اسراییلی از آینده دیگری سخن می گفتند. از خاورمیانه ای دیگر، که اسراییل محور و مرکز آن است و همه باید به عنوان یک نمونه آرمانی پیشرفت به اسراییل نگاه کنند.
نتانیاهو کتابی دارد به نام" جایی زیر آفتاب" در این کتاب به صراحت نوشته است. کشورهای منطقه بیایند تا اسراییل صنعت و کشاورزی و نظام اداری و دانشگاه را به آن ها یاد بدهد. شیمون پرز هم در "خاورمیانه جدید" سخن اصلی اش این است، که نبرد اعراب و اسراییل تمام شد و از این به بعد باید از اقتصاد صلح سخن گفت. افتصادی که اسراییل محور آن است. همان نقشی را که آمریکا در جهان دارد؛ اسراییل در خاورمیانه خواهد داشت.
کتاب " خاورمیانه جدید" پرز درست شانزده سال پیش منتشر شده است!
در مقدمه نوشته است، وقتی در دیروقت شب 20 اگوست 1993 نفس راحتی کشیده بود. دو هیات اسراییلی و فلسطینی به توافقنامه صلح رسیده بودند. ابوالعلا نماینده ساف لبخندی به پرز می زند و می گوید: این هدیه جشن تولد شماست! آن شب شب تولد پرز بود. هفتادسالگی!"(1) آن رویای شانزده سال پیش در غزه به کابوس تمامی برای اسراییل انجامید. این دیگر هدیه جشن تولد نیست، چیزی شبیه تشییع جنازه است. تشییع جنازه صلحی که اسراییل و آمریکا شرایط آن را دیکته می کند. همان که ادوارد سعید گفت: استسلام!
خاورمیانه جدید پرز یک چیز است و جنگ با حماس چیز دیگر. در آن روزگار نشانی از حماس در ذهنیت پرز نبود. کار را تمام شده و هدیه تولد را هم گرفته بود. مانده بود سر دواندن فلسطینی ها در مذاکراتی که هیچگاه پایانی ندارد. شیخ عبدالعزیز عوده می گفت: بنی اسراییل سر گاو با موسای کلیم چهل سال بحث می کردند. که چند ساله باشد و چه رنگی و چاق باشد یا لاغر و...حالا شما انتظار دارید سر فلسطین با عرفات مذاکره تمام شود؟"
شیمون پرز در سخنرانی که در " خانه گفتگو" در لندن داشت. گفت: مذاکرات صلح را با عرفات آغاز کردیم اما نمی توانستیم با او ادامه دهیم"
زیرا دیگر نمی شد عرفات را سر کار گذاشت...و به عبارت دیگر عرفات شهید شد.

عرفات یک شخص بود که اسراییل گمان می کرد با حذف او دیگر مشکلی نخواهد داشت. اما یک جریان نیرومند ملی و گسترده و عمیق نهضت اسلامی در عرصه فلسطین درخشید. همان ارتش افسانه ای که ظرف شش روز سه کشور عرب را شکست داده بود. اکنون هیجده روز است دارد با مردمی می جنگد که نه هواپیما دارند و نه تانک و نه ناوگان دریایی و نه می توانند، با یک تلفن رییس جمهور آمریکا را در حد یک سرجوخه اسراییلی تحقیر کنند و عرق شرم بر پیشانی رایس بنشانند...
آن چه در این شانزده سال اسراییل رشته بود؛ در غزه پنبه شد. درست معکوس ادعای شیون پرز اتفاق افتاد

(1)-شیمون پرز، خاورمیانه جدید، نیویورک 1993، ص:1و2(متن انگلیسی)
این کتاب به فارسی بسیار نارسایی ترجمه شده است ، مترجم محترم هر جا اندکی متن را دشوار دیده رها کرده. البته در همان آغاز هم ماه اگوست را ماه مه ترجمه کرده است.البته متن فارسی از متن عربی ترجمه شده است. دوبار اسباب کشی که مساوی یک آتش سوزی در متن است.
نگاه کنید:خاورمیانه جدید،مرکز مطالعات و پژوهش های آسیا، ترجمه عدنان فاروقی،تهران 1376


**********************

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (21)