برخورد زیردریایی های اتمی


انگلستان و فرانسه هر دو کشوری بوده و هستند که در باره غنی سازی اورانیم و درجه آن در ایران تردید داشته اند. سال هاست با طرف ایرانی در این باره مذاکره می کنند. هنوز هم حکایت همچنان باقی ست و گه گاه از راستی آزمایی رفتار ایران سخن می گویند. همه سخنشان بر سر این است که ممکن است ایران از ظرفیت و توان بالقوه غنی سازی صنعتی برای ساخت سلاح اتمی استفاده کند. به عبارت دیگر انگلستان و فرانسه خود را در موضع کشیش مهربانی تلقی می کنند که نگران صلح جهانی ست.
این داستان یک رویه دیگر هم دارد. به تعبیر مرحوم دکتر حائری، رویه دیگر تمدن غربی. رویه دیگر؛ برخورد دو زیر دریایی اتمی انگستان و فرانسه در اقیانوس اطلس است. زیر دریایی اتمی اچ ام اس ونگارد انگلیسی و زیر دریایی تریوم فان فرانسوی در وسط اقیانوس اطلس با هم برخورد کرده اند. طرفین در باره این برخورد که در سوم یا چهارم فوریه صورت گرفته است. اطلاعات اندکی بروز داده اند. اجمالا با خبر شدیم:
اول: هر دو زیر دریایی موشک های بالستیک حمل می کرده اند؛ 16 موشک بالستیک 35 تنی در زیر دریایی ها وجود داشته است
دوم: موشک ها قابلیت هدف گیری اهدافی در فاصله هشت هزار کیلومتری را داشته اند.
سوم: بر هر موشک شش کلاهک هسته ای نصب شده بوده است.
چهارم: انگلستان و فرانسه هر کدام چهار زیردریایی استراتژیک هسته ای دارند؛ که یکی از آن ها؛ مثل همین دوتا در حال مامورین و گشت و گذار همیشه است.
می گویند هر چند در این حادثه هیچ یک از 250 سرنشین زیر دریایی ها آسیب ندیده اند؛ هیچ گونه نشت اتمی صورت نگرفته است و احتمال چنین حادثه ای یک در میلیون بوده است. اما هر دو کشور در تداوم توان بازدارندگی هسته ای خود تردیدی ندارند. هرچند این حادثه می توانست به یک فاجعه بینجامد.
پرسشی که به نظر می رسد، این است. انگلستان و فرانسه و نیز آلمان و آمریکا و... که این چنین دست پری از سلاح هسته ای دارند و با این تجربه برخورد می توانند جهان را با فاجعه رویارو کنند، با کدام مشروعیت و پشتوانه اخلاقی نگران بهره برداری یک کشور از ظرفیت عنی سازی هستند. کشوری که همیشه نظارت مدام و مستمر و هرهنگام ناظران سازمان بین المللی انرژی اتمی را پذیرفته است.
تنها می توان یک توجیه پیدا کرد. غرب و آمریکا خود را مرکز جهان می دانند. کشورهای پیرامونی از دید آنان بایست در زیر چتر آنان زندگی و فعالیت کنند.
توماس فریدمن نویسنده نیویورک تایمز کتاب جالبی دارد. " جهان هموار است" در جهان هموار دیگر نمی توان برای دانش مرز و محدودیت گذاشت. در جهان هموار دیگر نمی توان به کشور ها دیکته کرد.
در جهان ناهموار محمد رضا پهلوی آخرین شاه ایران در کتاب" پاسخ به تاریخ" نوشت: ". من از آمریکایی ها تعجب می کنم. چرا این رفتار را با ما دارند.( به شاه ویزا نمی دادند!) آن ها که هر چه گفتند من عمل کردم!" همان شاه وقتی میایارد ها دلار ثروت و سرمایه ایران را روانه فرانسه و آلمان و اسراییل می کرد، می توانست سلاح هسته ای هم داشته باشد. که البته میلیارد ها دلار سرمایه ملت ایران را خوردند و شاه را بازی دادند.
مبنای منطق و اندیشه و اخلاق نظام داوری غربی ها چیست و کجاست؟
*****************
اعتماد ملی

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (16)