باز هم در باره ترجمه

همچنان گرم سفر افریقایم و تپه های سبز افریقا در زیر نور آفتاب و تپه های لاجوردی در زیر نور نقره ای ماه... چند روز پیش کتاب تپه های سبز افریقا را خریدم. ترجمه فارسی اش را خوانده بودم و مثل همیشه هر جا برایم ابهامی یا پرسشی باقی مانده بود، کنار صفحه علامت زده بودم. آن پرسش ها با خواندن متن اصلی برطرف شد. دوسه نمونه اش را برایتان می نویسم تا ببینید مترجم محترم چه بر سر متن آورده است!
(1)- " ویسکی را ریختم توی یک فنجان نقلی..." ص:13
همینگوی نوشته است: یک فنجان فلزی...
Pouring the whiskey into a tin cup
(2)-" یک کرگدن هم بود..." ص:12
همینگوی نوشته: کفتار! با مختصاتی هم که توضیح می دهد پیداست کفتار بوده است.
(3)-" بیست تایی هم بومی بالا بالا ها را هم آورده..." ص:17
همینگوی نوشته: بومیانی از مناطق دور دست.
(4)-" کاندیسکی کفل پوشیده از چرمش را جا به جا کرد!..."ص:21
این یکی البته برای یک عمر یک مترجم کافی است.
همینگوی نوشته: فشنگدان چرمی اش را پشت سرش گذاشت!
منظور همان فشنگدانی است که فشنگ را توی آن قطار می چینند. معمولا برزنتی است. چرمی هم هست
shifting his leather-breeched behind....

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (12)