اندکی ژرفتر...(2)

روایت مورد نظر شهید مطهری در کتاب ایمان و کفر اصول کافی در باب مجالست با اهل معاصی نقل شده است. این روایت را شیخ انصاری در مکاسب آورده است و در دو جا هم به آن اشاره می کند. چنان که اشاره کردم می توان از دو منظر کاملا متفاوت " باهتوهم" را تفسیر کرد. تفسیر رایج این است: هر که را دیدید شک و شبهه ایجاد می کند و اهل بدعت- نوآوری- است، او را با هر دروغ و افترایی هم که شده از صحنه خارج کنید. تا مردم به او اقبال نکنند.
نظرگاه دیگر، که مرحوم مطهری بر اساس آن روایت را تفسیر کرده است. این است: شما با کسانی که بدعت ایجاد می کنند و شک و شبهه در دین، با منطق نیرومند سخن بگویید و ان ها را محکوم و مجاب و متحیر کنید.
این که یک واژه و مفهوم آن می تواند، دو منظر کاملا متفاوت را در پیش روی ما بگشاید. نمونه های فراوانی می توان برای آن بر شمرد.
در دوران کودکی، مرحوم حاج آخوند برای ما گفت: یک نفر میخ طویله بلندی را روی زمین کنار چشمه ای می کوبد. خداوند برای اوحسنه ای می نویسد. فرد دیگری مدتی بعد می آید و همان میخ طویله را از زمین می کند. برای او هم حسنه ای نوشته می شود. پرسش این بود که چگونه دو عمل متباین می توانند، از طرف خداوند حسنه محسوب شوند؟. ایشان با همان زبان ساده و لبخند مدامشان گفتند:" نفر اول پیش خودش خیال کرد؛ اگر سواری از کنار چشمه رد شد. خواست آبی بیاشامد و اندکی استراحت کند. می تواند افسار اسبش را به همین میخ بلند ببندد. دومی با خودش گفت:" اگر فرد تشنه ای شبانه به طرف چشمه بیاید؛ تا آبی بنوشد؛ پایش به این میخ گیر می کند و نقش زمین می شود. این تصویر ساده ای بود که به عبارت دیگر منطق موقعیت را برای ما تفهیم می کرد.
بگذارید یک مثال در قلمرو فقهی مطرح کنم. حضرت آیه الله صانعی در درس خارج فقه شان در درس نخست مکاسب محرمه نکات بسیار مهمی را در باره اختلاف نظر اجتهادی فقها ذکر کرده اند. یک نمونه اش در بحث تکتف در نماز است. با دست بسته، یا دستان بر هم نهاده نماز خواندن. همان شیوه ای که اهل سنت به هنگام نماز مراعات می کنند.
البته حنفی ها و شافعی ها و حنبلی ها تکتف در نماز را سنت و مستحب می دانند. مالکی ها تکتف در نماز مستحبی را جایز می دانند و در نماز واجب، با دست باز تماز خواندن را مستحب می دانند.
در باره تکتف؛ یعنی با دستان روی هم نهاده، اصطلاحا با دست بسته نماز خواندن، فقط یک روایت به عنوان مستند یک حکم فقهی داریم. این روایت را فقهای ما روایت صحیحه می خوانند.( مثل حضرت آیه الله صانعی، در درس خارج فقه، مکاسب محرمه) روایت این است:
"دست هایتان را بر هم مگذارید، تا به مجوسیان شباهت پیدا نکنید"
از این روایت چهار برداشت کاملا متفاوت اجتهادی صورت گرفته است.
اول: محقق حلی در شرایع الاسلام، تکتف را مکروه می داند.
دوم: برخی فقها تکتف را حرام می دانند.
سوم: برخی جایز نمی دانند. اما چناچه ضرورت اقتضا کند، تکتف را جایز می دانند.
چهارم: آیه الله بروجردی، نه تکتف را مکروه می دانست و نه حرام، بلکه آن را ارشاد استحبابی تلقی می کرد.
از این گونه اختلاف نظرهای اجتهادی می توان بسیار بر شمرد.حال اگر فردی بر اساس نظری اجتهادی و با در نظر گرفتن مجموعه شرایط و موقعیت ما، اعلام کرد که اعدام کودکان به مصلحت کشور و اسلام نیست، این نظر اسراییلی است؟ و پیاده نظام رژیم صهیونیستی این نظر را القا کرده اند؟
نمایندگان سیاسی و دینی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور، هر کدام گزارشی از بازتاب اعدام دلارا دارابی تهیه کنند. . ایا این اعدام رزیم صهیونیستی را مات و منزوی کرد؟ اگر کسی بگوید درست در استانه انتخابات ریاست جمهوری در ایران این اعدام کاملا غیر موجه بود، و حد اکثر می شد. با بررسی بیشتر و همه جانبه اقدام کرد؛ این نگاه اسراییلی است؟
تمام سخن آقای کروبی در این جمله خلاصه می شود:
"پديده غيرقابل درك اعدام افراد زير 18 سال در مقاطع مختلف كارزار رسانه‌‌هاي خارجي عليه اسلام و ايران را سبب شده كه تنها با يك اجتهاد و اراده قانوني و فقهي قابل حل شود."
داستان نشری موج را یادمان هست. در یک نشریه دانشجویی با تیراژ کمتر از سیصد نسخه مطلبی در باره امام زمان نوشته شده بود. چه هنگامه ای بر پا شد. یک مقام نظامی-امنیتی اعلام کرد که خودش نویسنده را خواهد کشت.آقای یونسی وزیر وقت اطلاعات یادداشت ها و دعاهای همان جوان نویسنده را که در ایام بازداشت نوشته بود، در جلسه دولت نشانم دادند. دیدم ان جوان در خلوت خود دعاهایی را نوشته بود، سرشار از لطافت و توجه. پیدا بود نیت او از مطلب نشریه موج با موجی که در کشور دامن زده شد؛ به حساب ارشاد هم گذاشته شد، از زمین تا آسمان تفاوت داشت. خود او هم که بارها گفته بود قصد هیچگونه اهانتی نداشته است.
بعدا فیلم نامه یک سریال تلویزیونی در باره زندگی اقبال لاهوری نوشته همان جوان را خواندم، که بی نظیر بود...
********************
اعتماد ملی

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (21)