چرا به کروبی رای بدهیم؟ (2)

سازماندهی
حکومت مردم سالاری بدون سازماندهی و تحزب، تعارفی بیش نیست. مگر آن که مرادمان از مردمسالاری، همان حضور نمایشی و البته مدیریت شده مردم در استقبال و بدرقه باشد. چنین حضوری را می توان حضور در سطح خواند. حضور دیگر، حضور تاثیر گذار مردم در تصمیم گیری هاست. مهمترین رکن و نماد این حضور مشارکت در انتخابات است.
آقای کروبی پس از برگزاری انتخابات دوره نهم، در اندیشه تاسیس حزب بر آمد. حزب اعتماد ملی را تاسیس کرد. اعتماد ملی را به عنوان روزنامه ای تاثیر گذار با تکیه بر تجربه مطبوعات دوران اصلاحات منتشر کرد. در صدد تاسیس شبکه تلویزیونی بر آمد که ناگاه پایش به سنگی برآمدی!
در واقع همان سخنانی را که دیگران به عنوان طرح و نظر و یا مسامحتا نظریه مطرح کرده اند و می کنند، آقای کروبی عمل کرد.
در انتخابات دهم، آقای کروبی گام مهم دیگری برداشت افق نگاه خود را از گستره حزب اعتماد ملی فراتر برد و افرادی از خارج حزب را برای همکاری دعوت کرد. بدون شک شاخصترین این جمع اقای کرباسچی ست. با اعلام کرباسچی به عنوان معاون اول باز هم کروبی نشان داد که در مبارزه انتخاباتی یک گام بسیار مهم از رقبای خویش فراتر رفته است.
پس از انقلاب ما شاهد تلاش و موفقیت و نو آوری های مدیران درجه اولی بوده ایم. آقای مهندس نعمت زاده که در همین هفته های اخیر نسیم مهرورزی بر ایشان وزید، از زمره همان مدیرانند. کرباسچی در عرصه مدیریت شهری و مدیریت اجتماعی-فرهنگی؛ در حقیقت پدیده مدیریت در کشور ماست. مدیریت مدرن و متکی بر دانش و تجربه و بهره گیری از افرادی که در کار خود صلاحیت تمام دارند.
پس از کرباسچی، تمامی شهرداران تهران در حقیقت کارهایی که در زمان او بنیان نهاده شد، تکمیل کردند. نمونه آخرش برج میلاد بود.
و البته در کشور ما این حکایت همچنان باقی وجاری ست که: "دشمن طاووس آمد پرّ او"
کروبی با این دو مشخصه بسیار مهم:
اول: سازماندهی حزبی
دوم: افقی فراتر از حزب داشتن و در تصلب حزب گرفتار نشدن
و سرانجام به عنوان تعیین مصداق، انتخاب کرباسچی به عنوان نامزد معاون رییس جمهور، نشان داد که به درستی می داند که چه خط مشی و برنامه ای را بایست پیش ببرد و از چه افرادی استفاده کند.
این نگاه درست سازمانی در امر حکومت را می توان تفسیری از سخن امام علی علیه السلام دانست. ایشان به فرزندان خود توصیه می کنند که:
"امر" را سازمان دهید و منظم کنید. امر به معنای کارهای حکومتی است. پیامبر هم که از سوی خداوند ماموریت یافت تا با مردم در باره "امر" مشورت کند. وشاورهم فی الامر، به همین معناست.
تفاوت سازماندهی و کار و بار هیاتی، شبیه این است که فردی انبوهی از مصالح ساختمانی را در جایی برف انبار کرده است. نه نقشه ای دارد و نه می داند کار را از کجا باید آغاز کرد. و فرددیگری بر اساس نقشه ای با مدیریت انسانی متناسب، از همان انبوه مصالح خانه ای بنا می کند.
در روزگاری به سر می بریم که نقش فرد به حد اقل خود رسیده است. سازماندهی و برنامه است که کار را پیش می برد. مدیریت ژاپنی که قرار بود ما هم به آن ها برسیم. کلیدش ،مدیریت جمعی و سازماندهی امور است.



*********************
اعتماد ملی

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (5)