کیمیای حکمت

انتخابات 22 خرداد که حقیقتا یک جشن ملی بزرگ بود، تبدیل به زخمي‌ شد که اگر درست التیام نیابد، برای همیشه در حافظه ملت ما خواهد ماند. برای نشان دادن حضور و رای مردم، فرصت‌ها و امکاناتی را قانون برای آنان پيش‌بيني کرده است. یک شکل مهم آن راهپیمایی است. نمي‌توان پذیرفت هر وقت حاکمیت از مردم دعوت مي‌کند که به صحنه بیایند، مثل 22 بهمن و روزقدس، مردم عزیز، شریف و حماسه سازند اما اگر روز دیگری مردم با جمعیتی افزون‌تر و بدون سازماندهی حکومتی و ترغیب صداوسیما، به صحنه آمدند، خس و خاشاک و اراذل‌اند و باید آنان را از صحنه حذف کرد. چنان که در اظهارات برخی مراجع تقلید مطرح شده است بخش عظیمي ‌از مردم از نتیجه اعلام شده انتخابات نه تنها خرسند نیستند و نتیجه را نمي‌پذیرند، بلکه باور دارند
چنان که در اظهارات برخی مراجع تقلید مطرح شده است. بخش عظیمی از مردم از نتیجه اعلام شده انتخابات نه تنها خرسند نیستند و نتیجه را نمی پذیرند، بلکه باور دارند دستکاری شگفت انگیزی صورت گرفته است. آخرین نشانه اش سخن دکتر امیدوار رضایی بود. درباره یک خط و یک قلم بودن 70 درصد آرا در برخی صندوق‌ها. رای صفر هر سه کاندیدا در تعداد قابل توجهی از صندوق‌ها، مثل صندوق‌های رودبار و ...
این موارد زخم‌هایی است که بر سیمای انتخابات نشسته است. راه درمانش نیروی ویژه و بازداشت و اعمال قدرت نیست. این شیوه‌ها زخم را گسترش مي‌دهد. یادمان نمي‌رود، یک وقتی دستگاه قضایی برخی مجرمان را در خیابان‌ها شلاق مي‌زد. رفته بودم برای شرکت در نمایشگاه گل، در محلات. جوانی را در میدان مرکزی شهر شلاق زده بودند. شهر به هم ریخته بود. بی‌سر و صدا دستگاه قضایی آن شیوه را به کناری نهاد. بدیهی است نیروی ویژه و لباس شخصی‌ها که همیشه نمي‌توانند در صحنه بمانند اما مردم در صحنه هستند. اگر زخم درست معالجه نشود، این داستان به درازا مي‌کشد. دولت و رئيس‌جمهور چگونه مي‌توانند در چنین فضایی کار کنند؟ هیات ویژه مي‌توانست راهی برای برون رفت از این بحران عدم اعتماد باشد. البته اگر با ترکيبی انتخاب مي‌شد که اعتماد ملی را جلب مي‌کرد. یکی از افرادی که به عنوان عضو هیات ویژه انتخاب شده است در گفت‌وگوی تلویزیونی نشان داد که به آقای احمدی‌نژاد محبتی ویژه دارد. حتی اظهار داشتند مردم شیر یا خط کردند و به ایشان رای دادند! چنین تحلیلی به هنگام تنگ آمدن قافیه از فیلسوف-شاعری مثل آقای حداد بعید بود. در یک کلام اعتماد ملی آسیب جدی دیده است. راه‌ حل ‌استفاده از قوای قهریه نیست و تنها کسانی را مي‌ترساند که در درون تردید و تذبذب دارند. به تعبیر قرآن مجید، رعب در دل کافران خانه مي‌کند. امروز شورای نگهبان باید پاسخ نسل جوانی را بدهد که انقلاب را ندیده، و امروز همان نسل به دو گروه تقسیم شده‌اند. در یک سو همان نسل باتوم به دست گرفته‌اند و در سوی دیگر همان نسل دارند کتک مي‌خورند. نام این مدیریت تدبیر است و آینده‌بینی؟ همان که با قهر مي‌راند، وقتی به خانه‌اش مي‌رود در خلوتش وقتی به یاد مي‌آورد که بر سر جوانی کوبیده است، دیده است که آن جوان از درد به خود پیچیده است، آن زننده ذهن و زندگی آرامي ‌خواهد داشت؟ او هم قربانی است... با این تفاوت که زخمي‌که بر روح این یکی نشسته است تا پایان عمر رهایش نمي‌کند... هزار سال پیش ناصر خسرو سروده است:

جهان را به آهن نشایدش بستن
به زنجیر حکمت ببند این جهان را
حکمت همان است که هم خرد انسان‌ها را خرسند مي‌کند و هم دل آنها را. همان که این روزها کیمیاست.

*******************
اعتماد ملی

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (6)