خاموشی دریا

کتاب هایی هستند که برای تمام عمر همراه انسانند. شهر به شهر . دیار به دیار آن کتاب ها را همراه خود می بریم. جای آن ها در همان کیف دستی مان است. آن کتاب مثل دوستی همه جا همراه ما هستند. دلتنگ و ویران که می شویم سر بر شانه های بلند نویسنده ای می گذاریم...برای من همیشه پس از قرآن و نهج البلاغه کتاب های دیگری بوده اند که همواره با ان ها زندگی کرده ام...هر سال گاهی هم سالی یکی دوبار آن کتاب را می خوانم...
کتاب خاموشی دریا نوشته ورکور، ترجمه حسن شهید نورایی یکی از همین کتاب هاست. کتاب را چهل سال پیش از کتابفروشی عقلایی در گوشه باغ ملی اراک خریدم. مرکز نشر سپهر در خرداد ماه سال 1347 کتاب را منتشر کرده است...
امروز یادداشت سردار علایی در باره شهید محسن روح الامینی را خواندم. پس از آن صحبت خانم پروین فهیمی مادر سهراب اعرابی در جلسه شورای شهرتهران را گوش کردم. به سراغ " خاموشی دریا" رفتم. خاموشی دریا؟ مقاومت در برابر سرکوب و ستم و فریب.
بر خاموشی دریا دیباچه ای نوشته شده است. دیباچه با این عبارات تمام می شود:
" فکر می کنم که چند روز پیش در دشت های ما غلتک های چدنی سنگینی روی گندم بهاره کشیده اند.
کسانی که برموز کار زراعت واقف نیستند شاید خیال می کردند که جوانه های تازه گندم در آن میان خرد شده و آینده خرمنی نخواهد داد.
ولی مثل هر سال، روستائیان ولایت ما قطعا به خود گفته اند:
با این عمل ریشه ها در خاکی عمیق تر جای می گیرد و سبزه محکم تر می روید."
در بستر خرداد خونین امسال، از جوانه خون ندا آقا سلطان و سهراب اعرابی و محسن روح الامینی و...جوانانی که در گوشه و کنار ایران در خون خویش طپیدند ویا در بازجویی ها به شهادت رسیدند. آینده دیگری پیش روی ماست. خرداد دیگری آزاد و شاداب و پر شور. خردادی بدون نشانی از استبداد...این جوانان و زندانیان با خون و مقاومت خویش بنیاد نظریه حکومت متکی بر ارعاب را ویران کرده اند. وقتی جوانان در رویارویی با استبداد نهراسیدند. وقتی مادران و خانواده های آنان سرخم نکردند. شکوه مقاومت آنان آینده ای را نوید می دهد. که به تعبیر قرآن مجید چشم ها در آن روز مبهوت خواهند ماند...

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (16)