سخن تازه بگو...


دیروز به دیدن ابراهیم گلستان رفتیم. تا سخنی تازه بشنوم. این حکمت از امیرمومنان است که جان انسان هم گاه همانند تن او آزرده و دلگیر می شود. در جستجوی سخنی تازه بر می آید. وقتی ابطحی و عطریان را با همان شمایل در دادگاه دیدم و به سخن آنان گوش کردم. در پس کلمات رنجی سنگین نهفته بود. حتی هنگامی که عطریان با همان هوشمندی همیشگی اش با هر دو دست به زمین اوین اشاره کرد و گفت: اگر فلانی هم در اینجا بود همین حرف ها را می زد...
اما تمام آزردگی ام از سخنان و چهره تکیده ابطحی نبود. از نگاه خاموش بهزاد نبوی هم بود. خاموش و آرام نگاه می کرد. چند ردیف از پس او، رمضانزاده، گویی از زیر آوار بیرون آمده بود. این چهره ها نقش نگاه و ذهنم شده بود. تداعی یاد ها و خاطره ها...
ایا چنین رفتاری با کسانی که سال های سال به نظام و انقلاب و کشور و ملت خدمت کرده اند، شایسته است؟ نشانه اقتدار نظام است؟
باران نرم می بارید و چشم و گوشم به صدا و سیمای راهنما بود. خرد منفصلی که روی شیشه اتوموبیل نصب شده و راه را نشان می دهد. در ذهنم بیتی از متنبی را زمزمه می کردم:
ان کان قد ملک القلوب فانه
ملک الزمان بارضه و سمائه
اگر بتواند بر دل ها حکومت کند. برزمین و آسمان زمان حکم خواهد راند.
با خودم می گویم- به تعبیر بهنود- دارم به خلوت خروس می روم تا بارقه ای از نگاهش را شکار کنم و جرعه ای از زلال واژه هایش. این بار بر خلاف دفعات پیشین که با قطار رفته بودم و همیشه راننده تاکسی خانه گلستان را گم می کرد، راهنما درست ما را تا جلوی خانه اش آورد.
باران نرم می بارید. درخشش آرام باران ابریشمین. گلستان توی در ایستاده بود. صدای گرم و بازمانده لهجه شیرازی و تبسم...
چنان که انتظار می رفت سخن به حال و روز ایران و ملت و حکومت ایران کشیده شد. تلویزیون هم تصاویری از ایران را نشان می داد. الجزیره انگلیسی...
گلستان با تانی و اندوه گفت:
"چرا حکومت ایران دارد همان اشتباه شاه را تکرار می کند؟"
این جمله خاطره ای را درذهنم بیدار کرد. در همان سال های نخست مجلس اول آقای هاشمی رفسنجانی به مهندس بازرگان گفته بود: ما اشتباه شاه را تکرار نمی کنیم.
اگر می خواهیم آن اشتباه تکرار نشود، ببینیم دست چه کسانی را بر روی مردم بلند کرده ایم. رهبر انقلاب در نماز جمعه 29 خرداد ماه با سوز و درد فرمودند:
"نیمه شب به خوابگاه دانشجویان حمله می کنند. دانشجویانی که در تظاهرات هم نبوده اند. شعار حمایت از رهبری می دهند و دانشجویان را مضروب می کنند. دل انسان از این حوادث خون می شود."
پرسش مهمی که بر جای می ماند، آن کسانی که حمله کردند و شعار دادند و وسایل دانشجویان و در و پنجره اتاقشان را شکستند، چه کسانی بودند؟ دانشجویانی که در همان حمله کشته شدند، چه کسی مسئول قتل آنان است؟
این لباس شخصی ها که هم به خوابگاه حمله کردند و هم در تظاهرات به سوی مردم شلیک کردند و هم در کهریزک جوانان مردم را کشتند. هم روح جوانان را کشتند و هم جسم ان ها را؛ چه کسانی بودند؟
ایا چنین رفتاری بر اقتدار نظام می افزاید؟
خیرخواه نظام و انقلاب و ملک و ملت کروبی است که با شنیدن آنچه که شرم نفس کشیدن را هم بر انسان سخت می کند، به فغان می آید و نامه برای رییس خبرگان می نویسد. وقتی پاسخی دریافت نمی کند، نامه را منتشر می کند. تا مردم و جوانان بدانند در برابر تجاوز به حقوق آنان صدایی به گوش می رسد.
یا خیرخواه همانانی هستند که جوانان را در زیر لگد کشتند؟ و شعار دفاع از نظام و رهبری دادند و گفتند دارند با عناصر کودتای مخملی مبارزه می کنند.
آقای احمد توکلی نماینده تهران تمام سخن را در نطق پیش از دستور روز سه شنبه بیان کرد:
"من عرض مي‌كنم كه ما چه بخواهيم چه نخواهيم؛ چه دشمن ما فعال باشد كه هست، و چه نباشد، اگر ظلم كنيم خودمان با دست خودمان نظام را از بين مي‌بريم. اميرالمومنان علي (ع) در نامه به مالك اشتر فرموده: «انصف الله و انصف الناس من نفسك و من خاصه اهلك و من لك فيه هوي من رعيته» تويِ حاكم بايد نسبت به حقوق الهي و حقوق مردم انصاف داشته باشي و در برابر تمنيات نفساني خودت و اطرافيان خاصت و تمنيات افرادي از مردم كه به آنان تعلق خاطر داري، مي‌خواهد جناحتان يا حزبتان باشد، مقاومت كني و حق مردم و خدا را رعايت كني و اگر اين كار نكني بدان كه خدا با تو دشمني مي‌كند و اگر حكومت به دست به ظلم بزند اميرالمومنين مي فرمايند كه هيچ چيز به اندازه ظلم زودتر حكومت را ساقط نمي‌كند. همه از ظلم بپرهيزيم و به حقوق ملت و خدا احترام بگذاريم".

******************
اعتماد ملی

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (7)