نفس سپیده داند...


سخنان آقای وحیدنیا در جلسه همایش نخبگان و رهبری می تواند سرفصل تازه ای در جنبش سبز ملت ایران تلقی شود. اگر هر انسانی در فرصتی که در جهان دارد و سهمی که از زندگی بهره اش می شود، قرار باشد فقط یک کار کارستان از او سر زند. آقای وحیدنیا چنین کار کارستانی را انجام داد. به تعبیر حافظ از خویش برون آمد و کاری کرد:

شهر خالی ست ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند؟

همه می دانیم که نشست هایی از آن قبیل، کاملا برنامه ریزی شده و سنجیده انجام می شود. چه کسانی سخن بگویند و چه بگویند. زمان برگزاری این همایش هم محاسبه شده بود. در آستانه روز سیزدهم آبان ماه.

آقای وحیدنیا با سخنان خود تمامی چارچوب پیش بینی شده نشست را شکست و فضایی نو که نشانه ای از حقیقت ملت ایران است نشان داد. یکی از دانشجویان حاضر به روایت " موج سبز آزادی" سخنان وحیدنیا را این گونه نقل کرده است:

"حرفهای من در زمینه متفاوتی نسبت به آنچه که دوستان مطرح کردند می باشد و صحبتهای خود را در 3 بخش ارایه می کنم.

1- متاسفانه صداوسیمای ما بازتاب دهنده ی آنچه که درکشور ما میگذرد نیست. آیا به نظر شما صدا وسیما وقایع اخیر را به همان شکلی که در جامعه ما وجود داشت نشان داد ؟ یا خلاف واقع بود؟ درسته که حرفهای من به صورت سوالی هست اما منظور بنده از لحنم کاملا مشخصه . متاسفانه زمانی که رسانه مادرو مهمترین عنصر اطلاع رسانی مردم بدین شکل رفتار میکند انتظاری از دیگر رسانه های خرد نمی رود. صدا وسیما یی که زیر نظر شما کار میکند و رییس آن را شما تعیین می کنید ، دو حالت دارد : یا به دستور شما این گونه عمل میکند و یا نظارتی بر آن ندارید. این سوال مطرح است که در این 30 سال آیا واقعا جامعه ما به سمت اسلامی شدن و اخلاقی بودن پیش رفته؟ اگر ذره ای هم جواب به این سوال منفی باشد باید به عملکرد خود در این 30 سال شک کنیم.

2 - مساله دوم را من با مثالی در یک مقیاس کوچکتر مطرح می کنم. در یک خانواده زمانی که دو برادر با یکدیگر مشکل دارند اگر پدر خانواده با برادر کوچکتر برخورد خشنی کند ، برادر بزرگتر هم به خود این اجازه را می دهد که با برادر کوچکتر رفتار خشونت آمیز داشته باشد. شما که مقام پدری دارید وقتی با مخالفان خود آن گونه برخورد می کنید عوامل پایین تر نیز به طبع آن رفتاری دارند که همه میدانند درزندانها چه گذشت. در مورد وقایع زندانها من به یاد دارم که در یکی از سخنرانی ها فرمودید که با مسببان این گونه وقایع و متخلفان زندانها به شدت برخورد می شود اما.. من خودم در یک تظاهرات سکوت در تاریخ (...) حضور داشتم. اونجا لباس شخصی ها و افراد لباس دار ریختن و همه ما رو زدند.

3- من نمیدانم چرا در این کشور اجازه ابراز هیچ گونه انتقادی در مورد شما داده نمی شود؟ من دراین 5 سالی که روزنامه ها را مطالعه می کنم ندیدم که کسی نقدی به شما وارد کند حتی یک جمله، مجلس خبرگان که وظیفه آن نقد و نظارت بر عملکرد رهبری است عملا مشاهده می شود که این کار را انجام نمی دهد. "

مقام محترم رهبری در پاسخ آقای وحیدنیا در یک کلام درمانده شده اند. همان خلاف آمدی که در دفاع از دولت تقلبی احمدی نژاد دچار شده اند. آقای اسفندیار مشایی گفته اند: رهبری از نظر سخت افزاری به احمدی نژاد و دولتش اعتماد دارد، اما از جهت نرم افزاری بی اعتماد است. در مورد دولت اصلاحات درست برعکس بود. از بعد سخت افزاری بی اعتماد بود و از بعد نرم افزاری اعتماد داشت.

نخبگان هم چنین دوگانگی را نشان دادند. از سویی افرادی سخنانی گفتند که گویی در سوئد و یا سویس زندگی می کنند. فضایی پدید آوردند به تعبیر رهبری شیرین و امید بخش. سخن وحیدنیا پرده از فریب بر کشید و روی دیگر واقعیت را نشان داد. انصاف این است که نمی توان در همان فرصت اندک، یک سینه سخن را، یک جهان معنی را به آن روشنی و رسایی بیان کرد.

مصداق روشنی از کلمه حق و عدل در برابر پیشوایی که بر ملت خود ستم کرده است.

اگر از این پس در هر نشستی با حضور هر مقامی فردی از خویش به در آید و کلمه حقی بگوید. فضا بر استبداد تنگ و طاقت فرسا خواهد شد. در هر کلاس درسی اگر معلمی یا استادی سخنی بر خلاف گفت. در هر مسجد و محفلی اگر سخنران به ملت ایران اهانت کرد و یا شخصیت های مورد احترام مردم را هتک کرد. سخنی گفته شود. همان کار کارستان وحید نیا در حضور رهبری...

آیه الله خامنه ای از سویی از علم و نخبگان تجلیل می کنند و از سوی دیگر رییس جمهور و دولتی را بر مردم ایران با تزویر و تقلب و استبداد حاکم کرده اند که وزیر کشورش و معاون اولش با جعل مدارک دکترای تقلبی سال ها استاد و رییس دانشکده حقوق بوده اند. آش آن چنان شوری که صدای احمد توکلی و سایت الف را هم در آورده است. مگر فرزندان شهید بهشتی نخبگان کشور ما نیستند؟ سهم آنان اهانت است؟

نمی توان از سویی از علم و تکنیک و نخبگی تجلیل کرد و از سوی دیگر نخبگان کشور را به زندان انداخت و جاعلان مدارک تقلبی را بر مردم حاکم کرد.

مصطفی رحیمی پس از پیروزی انقلاب کتابی منتشر کرد، به نام " تراژدی قدرت در شاهنامه فردوسی" تمام سخنش این بود که حاکمان واقعیت ها را چنان که دوست دارند می بینند، نه چنان که هستند. البته عده ای هستند که حاکمان را دچار کوررنگی می کنند . مثلا می گویند با یک بیانیه رهبری در صبح شنبه 23 خرداد ماه کار تمام است. با خطبه 29 خرداد ماه موضوع جمع می شود. واقعیت چنان نیست. مثل شعله ای در تاریکی حقیقت سر بر می کشد و تمام تاریکی و تزویر را می بلعد. مثل عصای موسی. سخن وحید نیا در تاریخ جنبش سبز ملت ایران به یاد گار می ماند. سرفصلی تازه که جوانی آرام و مطمئن با منطقی درخشان و برهانی برنده از حقوق ملت ایران دفاع کرد.


********************
جرس

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (8)