ما نگفتیم تو تصویرش کن...

طرح " توهم پیروزی" هادی حیدری که در جرس منتشر شده است، فشردن تاریخ در یک طرح است. زیبا تر از این، هوشمندانه تر از این برای نشان دادن و تفسیر روزگار ما، چه می توان گفت؟ وقتی طرح هادی را دیدم ، شعر شاملو خطاب به ایران درودی در ذهنم درخشید:

تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم

و آن نگفتیم

که به کار آید،

چرا که تنها یک سخن

یک سخن در میانه نبود:

آزادی!

ما نگفتیم

تو تصویرش کن

حکومت مبتنی بر ستم باقی نمی ماند. حکومتی که برای بقای خود بر نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی و لباس شخصی و البته اراذل و اوباش تکیه می کند، نمی ماند. دوستی از اصفهان می گفت، اراذل نام و نشان داری را دیده است که به مردم در مسجد سید اصفهان هجوم آورده اند. اکنون می توان فهمید " طرح سامان دهی اراذل" توسط نیروی انتظامی برای چنین روزهایی بوده است.

حاکمیت درون ساعت شنی زمانه افتاده است. همان تعبیری که ژنرال های شاه به کار بردند و گفتند: مثل برف آب می شویم...

در جمعی از دوستان سخن بر سر این بود که پس از آیه الله منتظری مردم بایست به سوی کدام جهت بروند و به کدام مرجع اقبال کنند. گفتم زحمت این کار را حاکمیت بر عهده می گیرد.!حمله به بیت آیه الله صانعی همان بود...

وقتی آیه الله طاهری در اصفهان نتواند مجلس ترحیم برگزار کند، حکومت چه مشروعیتی دارد؟ سرکوب، برگ ها را بر خاک می ریزد اما ریشه ها را محکمتر می کند. جنس ستم مثل دانه های شن است... توده شن اندک اندک وا می رود و فرو می ریزد. مگر شوروی فرو نریخت؟ مگر حکومت استبدادی شاه فرو نریخت؟ ستم نمی ماند. الملک لایبقی مع الظلم... به ظاهر توهم پیروزی و در درون فروپاشی.

از برون چون گور کافر پر حلل

وز درون قهر خدا عز و جل!

چه تفسیر درخشانی هادی حیدری با ساعت شنی اش انجام داده . درود بر او، بر قلمش و نسل او که سرشار از آگاهی و دانش و دانایی اند.

************************
جرس

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (25)