وه که تو بی خبر از غلغل چندین جرسی...


معاون وزارت اطلاعات اعلام کرده است که سایت جرس در زمره سایت های برانداز است و هر گونه همکاری با آن ممنوع. روزنامه کیهان هم که از سوی مقام رهبری، نشان" تک تیرانداز" بر سینه دارد، تقریبا هفته ای نیست که به جرس ناسزا نگوید. علاوه بر آن برنامه خبری هشت و سی نیز همین رفتار و رویکرد را دارد.

در مرحله نخست گمان می کردند با تعطیل و توقیف مطبوعات و به زندان افکندن روزنامه نگاران کار تمام است و به اصطلاح خودشان قضیه جمع می شود. اکنون می بینند که خود غلط بود آنچه می پنداشتند! همواره ملت ها در برابر استبداد و ستم و سرکوب راهی پیدا می کنند. مثل همان گفتگوی با زبان مورس در زندان، مثل انتشار کتاب های ممنوعه به شکل زیر زمینی، مثل استفاده از زبان ایما و اشاره...

گمان می کنند مشکل از رسانه هاست که مسایل را انعکاس می دهند. وقتی مامور امنیتی به روی مردم شلیک می کند، وقتی مامور ویژه با لباس پلنگی با باتوم محکم توی صورت مردم می زند، وقتی به حسینیه جماران حمله می کنند و وزیر اطلاعات که بایست مجتهد عادل باشد، این رفتار را توجیه می کند. وقتی نویسنده و روزنامه نگار و فعال سیاسی از فردای خود اطمینان ندارد و پناه و ملجایی برای دادخواهی نمی شناسد ، وقتی خودرو نیروی انتظامی مردم را زیر می گیرد، وقتی در کهریزک جوانان زیر شکنجه کشته می شوند، وقتی دختر مرحوم دکتر بهشتی که او را سالار شهیدان انقلاب می نامند، به برادرش که در زندان اوین است رنجنامه می نویسد، وقتی بانوان بیت شهید دستغیب از رنج و استیصال و آزار ماموران حکومت به فغان می آیند...

بدیهی است که چنین رفتاری پنهان نمی ماند. هر خانواده ای مثل خانواده شهید بهشتی و هر بیتی مثل بیت آیه الله دستغیب و هر روحانی آزاده ضد استبداد و سرکوب و ستم مثل آیه الله طاهری اصفهانی خود یک جرس اند. طنین زنگی که در گوش بیدار یک ملت می پیچد و خواب و آرام را بر حاکمیت مبتنی بر استبداد و تزویر و خرافه و دروغ می بندد. حکومت شاه که سقوط کرد مگر مردم ایران روزنامه و یا سایت اینترنتی داشتند؟

حکومتی که در برابر ملت خود قرار بگیرد و گمان کند که با ارعاب و سرکوب می تواند تداوم داشته باشد، محال اندیش است. حکومتی که برای بقای خود مسجد را مهر و موم می کند، پیداست پایگاه قدرت و مشروعیتش فرو ریخته است.

محمد نوری زاد که امروزه خار چشم و استخوان گلوی حاکمیت شده است، چگونه دچار چنین تحولی شد؟ روحیه عدالت خواه و آزادی طلبش او را به کنج اوین انداخت و پسر و دختر جوانش، دیدند که چگونه ماموران امنیتی خانه شان را زیر و رو کردند تا مثلا چیزی پیدا کنند. او که همه حرف هایش را با صدای بلند مطرح می کرد. او و خانواده اش جرس است. صدای زنگی که طنینش در گوش یک ملت می پیچد...

وقتی دکتر علی مطهری می گوید: آقای حسینیان به اعدام علاقه ویژه ای دارد. سخن او در بین یک ملت بازتاب پیدا می کند. مثل صدای جرس...

اگر معاون اطلاعات و همکاران او چشم و گوششان را باز کنند، به روشنی می بینند که ملت ایران مثل جرس به فریاد آمده است...

************************
جرس

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (8)