داستان ارگ جهرم


آیه الله خامنه ای به عنوان رییس جمهور به استان فارس سفر کرده بودند. به جهرم رفتند. قرار بود در سالن اجتماعات شهر سخنرانی کنند. ایشان و همراهان از جمله چند نماینده مجلس و استاندار زودتر از معمول به سالن رسیدند. چنان که می دانیم جلسات هم سر وقت تشکیل نمی شود. از همین رو مقامات را ساعتی بعد از ساعت اعلام حضور مردم دعوت می کنند تا مجلس آماده و به اصطلاح گرم شود. جوان ها داشتند سن را مرتب می کردند. گروه موسیقی بودند. ارگ نه چندان بزرگی را دو نفر وسط سن گذاشتند. صندلی ها را مرتب می کردند...ناگاه همان دونفری که ارگ را آورده بودند، به همراه دو نفر دیگر با شتاب آمدند و ارگ را از صحنه خارج کردند. آیه الله خامنه ای پرسید چرا بردند؟! استاندار که اهل جهرم و نکته دان بود گفت : خوب است از یکی از همین جوان ها بپرسیم. جوانی را صدا کرد. آستین های پیراهن آبی-نفتی اش را بالا زده بود.درخشش دانه های عرق بر پیشانی اش به چشم می خورد. آیه الله خامنه ای لبخندی زد و احوالش را پرسید." خسته نباشد. چرا ارگ را بردید؟ ارگ بود یا پیانو؟"

جوان گفت: ارگ بود. به ما خبر دادند امام جمعه تشریف می آرن، برنامه موسیقی کنسل شد."

آیه الله خامنه ای بازهم لبخند زدند و گفتند: عجب! حالا من که هستم!" جوان بی درنگ گفت: درسته، ولی شما بعد از ظهر تشریف می برید. اما امام جمعه همیشه هستند!"

سازماندهی جمعیت در روز 22 بهمن مرا به یاد این خاطره انداخت. آن چه در روز 22 بهمن اتفاق افتاد غیر از بخش طبیعی آن، که بسیاری از مردم در راهپیمایی شرکت می کنند و به قصد این که ساندیس بخورند هم نمی آیند! اما بخش دیگرش یک سازماندهی شبه نظامی بود، که بسیج در این داستان نقش درجه اول را دارد. تردیدی نیست که مهمانان عمده 22 بهمن که از گوشه و کنار استان تهران و استانهای مجاور سازماندهی می شوند، پس از تظاهرات به شهر و خانه خود بر می گردند. مردم تهران می مانند. زندانیان در زندان می مانند. خانواده های زندانیان جلو زندان اوین جمع می شوند. نویسندگان و هنرمندان حضور دارند...اگر حکومت گمان می کند، با 22 بهمن جنبش سبز ملت ایران تمام شد و به تعبیر آنان مرگش فرا رسید، به زودی متوجه می شوند که جمع کردن به طول نمی انجامد. جمع کردن ماجرا چیزی شبیه ارتش سایبری است. ساعتی یا چند ساعتی برای جرس و کلمه زحمت ایجاد کردند و تمام شد...

این واقعیت را نمی توان انکار کرد که 22 بهمن امسال که می بایست مطابق روال گذشته سرشار از شور و شادی مردم باشد، در یک فضای پلیسی- امنیتی شکل گرفت...نشانه این فضا هم همین بود که حضور مهندس موسوی و آقایان خاتمی و کروبی هم توسط ماموران حکومت- حتما به فرمان-، تحمل نشد و نامه خانم کروبی شد، نشانه ماندگار 22 بهمن امسال... یا نامه خانم کروبی و ادعای فرزند ایشان درست است و یا نادرست. بازرسی بیت رهبری و دستگاه قضایی نمی توانند، از این نامه صرف نظر کنند و مثل حمله افرادی که به خوابگاه دانشجویان یورش بردند و مقام رهبری فرمودند دل ایشان از آن حادثه خون شده است...کسی به سراغ آن افراد نرود و سرانجام مشخص نشود که مسئولان کهریزک چه کسانی بودند. به مجتمع سبحان چه کسانی حمله کردند...آن ماموری که جوان مردم را برهنه می کند و در برابر مردم با مشت بر سرش می کوبد کیست؟

همه این موارد تک به تک در حافظه یک ملت باقی می ماند. حکومت ها می روند و ملت ها باقی می مانند. البته امام جمعه جهرم هم به رحمت خدا رفت...اما مردم جهرم همیشه هستند
***************************
جرس

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (15)