ایران و آمریکا

دکتر عباس میلانی در مصاحبه با جرس به نکته پر اهمیتی در سیاست واشنگتن نسبت به تهران اشاره کرده است. سخن ایشان به درجه اهمیتی که داشته است، از سوی جرس تیتر شده بود. تیتر این بود:

" سیاست هسته ای واشنگتن آب به آسیاب امثال احمدی نژادها می ریزد."

من هم همین نظر را داشتم. مدتی پیش با یکی از دوستان در باره روابط امریکا و ایران صحبت می کردیم. گفتم: به نظرم آمریکا همین وضع موجود ایران را ترجیح می دهد، می خواهد همین وضعیت ادامه پیدا کند و نهایتا کشور و ملت با یک انفجار رویارو شوند. انفجاری که ژرفا و گستره آن برای کسی آشکار نیست. آمریکا علاقه مند است که ایران به چند قسمت تقسیم شود. در آن صورت بلعیدن تکه های کوچک آسان خواهد بود. خاورمیانه جدید با حضور ایران یک پارچه و مقتدر میسر نیست. می خواهد ایران هم در ساحل شمال خلیج فارس، مثل کشور های کوچکی که در جنوب هستند و تقریبا تمامی مثل خرگوشی در برابر شیری دچار استسباع شده اند! همانگونه شود. بی هیچ مجال اندیشه و واکنشی ، نیمه مست و مات در برابر آمریکا.

گفت: این همان "تفکر توطئه" شما ایرانی هاست! هر چیزی را نشانه توطئه می دانید. گفتم البته گوته هم گفته است که هر چیزی یک نشانه است. اما سه نشانه را برایت می گویم:

اول: آمریکا در دنیای الفاظ نسبت به ایران از زبان تهدید استفاده می کند. اما در واقعیت امر، نشانه هایی ارسال می کند که حکایت دیگری است. مثلا آزاد شدن پاسداران عضو سپاه قدس که درست دو هفته پس از انتخابات آزاد شدند! البته من با حتی یک روز زندانی بودن پاسداران موافق نبوده و نیستم. مرادم نشانه هاست. پاسداران که آمریکا از آنان به عنوان افسران ارشد سپاه قدس یاد کرده بود، در ژانویه 2007 در اربیل بازداشت شده بودند. آزادی آن ها دوهفته پس از انتخابات نشانه روشنی بود که آمریکا می خواهد، چراغ سبز نشان بدهد؛ دستخوش به سپاه که انتخابات را مدیریت کرد.

دوم: هر انسان عاقلی می داند؛ که سیاست اعلام بودجه برای براندازی نظام حکومت در ایران غیر موجه است. چرا آمریکا این مبلغ را هر ساله اعلام می کند؟ دلیلش روشن است. این شیوه به حکومت ایران مشروعیت می بخشد که دولت امریکا مخالف اوست. مردم ایران هم- صرف نظر از آنانی که از همان بودجه استفاده می کنند،هیچگاه نسبت به امریکا دید و داوری مثبتی نداشته و ندارند. چه کسی می تواند کودتای مرداد ماه 1332 را فراموش کند؟

دولت امریکا به این روش از سویی به حکومت ایران مشروعیت می دهد و از سوی دیگر مخالفان حکومت را بد نام می کند.

سوم: و از همه ناشیانه تر، سیاست اتمی آمریکا در برابر ایران است. در گرماگرم مبارزات انتخاباتی شاهد، سخنانی از این دست بودیم، که ایران را باید بمباران اتمی کرد. خانم کلینتون از نابودی ایران سخن گفت و مک کین البته به شوخی خواند: ایران بمب بمب...

از همه مهمتر تهدید ضمنی اوباما به استفاده از سلاح هسته ای علیه ایران بود. اگر قرار بود اوباما یک هدیه زرین به حکومت ایران تقدیم کند و دولتی را که به دلیل سرکوب آزادی و حقوق مردم در ضعیف ترین وضعیت به سر می برد، حمایت کند، با همین سخن و تهدید ضمنی ایران به استفاده از سلاح اتمی، چنان نتیجه ای به دست آمده است.

بسیار دشوار به نظر می رسد که سخن اوباما را به حساب موضع فردی و یا به تعبیر احمدی نژاد کم تجربگی بگذاریم. به نظرم امریکا به شکل محاسبه شده و سنجیده آب به آسیاب احمدی نژاد و حامیان او می ریزد. زیرا تداوم وضعیت موجود ایران به نفع آمریکاست. گمان می کند شاید روزگار دیگری رییس جمهور آمریکا شب کریسمسش را در ایران بگذراند و از جزیره ثبات سخن بگوید.

*************************
جرس

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (0)