ولایت فقیه...

مدتها پیش، به گمانم چهار ماه پیش گفتگویی کوتاه تلفنی داشتم با نشریه عربی "الوطن العربی"، هنوز هم متن اصلی نشریه را ندیده ام. کیهان چاپ لندن ، گزارشی از آن مصاحبه را یک ماه پیش نقل کرد. پس از آن هم مطالب دیگری در سایت ها در نقد و رد منتشر شد. سخنم این بود که رهبران جنبش سبز اعلام کرده اند که: "هدف ما احیا و اجرای ظرفیت های معطل مانده قانون اساسی ست."

خبرنگار پرسید: ولایت فقیه هم جزو قانون اساسی ست.

گفتم: بله به همین خاطر سخن بر سر اجرای همان اصل هم مطابق قانون اساسی خواهد بود. ولی فقیهی که در برابر مجلس خبرگان مسئول است و مجلس خبرگانی که مطابق نص صریح قانون اساسی می تواند ولی فقیه را عزل کند.

تفاوت وجود دارد مابین ولایت فقیه و ولی فقیه، مابین رییس جمهور فعلی و مقام ریاست جمهوری به عنوان یک نهاد در قانون اساسی. گمان نمی کنم مخالفان و منتقدان احمدی نژاد مخالف اصل ریاست جمهوری باشند.

در حقیقت ما با روایت های مختلفی از ولایت فقیه رویارو هستیم. آیه الله مصباح یزدی باور دارد:" اعتبار قانون اساسی و انتخابات ریاست جمهوری و مجلس و دستگاه قضایی همه و همه منوط به نظر و امضای ولی فقیه است."

در انتخابات نیز دستگاه های امنیتی و نظامی و شورای نگهبان که نتیجه انتخابات را تغییر دادند، همین باور را دارند.

در آبان ماه سال گذشته در کالج مریلند که برای دانشجویان و جمع ایرانیان صحبت کردم، همین سخن را گفتم که ما بار جنبش سبز و مطالبات را آن قدر سنگین نکنیم که دستیابی به هدف ممکن و میسر نباشد. یا بسیار در دور دست قرار گیرد.

آقای خاتمی و موسوی و کروبی می خواسته اند بر اساس همین قانون اساسی موجود رییس جمهور شوند. اگر مطالبات جنبش سبز در این مرحله به حذف ولایت فقیه و تغییر نظام و حذف اسلام از حاکمیت ارتقا پیدا کند، این جنبش

عملا جبهه مخالف خود را تقویت کرده و از سوی دیگر موجب ریزش بخش هایی از طرفداران جنبش سبز شده است.

تردیدی نیست که در جنبش سبز برخی گروه ها و حتی طیف های متنوعی حضور دارند. از نماد های سبز استفاده می کنند و می گویند ما سبزیم. اما جهت حرکت سیاسی این گروه ها سال هاست، بیش از سه دهه است که تغییر رژیم ایران بوده و هست.

سخن بر سر این است که این گروه ها جنبش سبز را که پس از اعمال تقلب در آراء ملت ایران شکل گرفت و اساسا رنگ سبز رنگ انتخاباتی مهندس موسوی بود، فرصت مناسب و مغتنمی شمردند که بگویند ما هم سبزیم. آنها انتخابات را تحریم کرده بودند و اساسا به دلیل مواضع ضد رژیم در هیچ انتخاباتی شرکت نکردند.

در واقع می توان افراد و گروه ها و یا طیف های موجود در جنبش سبز را به دو گروه یا جریان اصلاح طلب و رادیکال تقسیم کرد. جریان اصلاح طلب معتقد است می بایست ولایت فقیه در چارچوب همین قانون اساسی تعریف شود. جریان رادیکال باور دارد بایست قانون اساسی و نظام را برانداخت. سی سال هم هست که همین سخن را تکرار کرده اند. در واقع جریان دوم در صدد شکل دادن یک انقلاب دیگر است که اساسا می خواهد ساختار و هویت نظام را تغییر دهد.

شاید بتوان رمان تاریخی " در سفر" مهشید امیر شاهی را سند مهم سیاسی-اجتماعی در شناخت شیوه اندیشه و رفتار رادیکال ها با هر رنگ و نشان محسوب کرد.

من چنین رویکرد و مدعایی را با توجه به مجموعه شرایط در ایران ممکن نمی دانم. کسانی که گمان می کنند می توانند به این هدف برسند، بایست توجه کنند که تنها سرکوب نهضت سبز را تشدید می کنند و از سوی دیگر با یورش به باورهای دینی مردم، توده های مومن و مذهبی را نسبت به جنبش سبز مساله دار می نمایند. یعنی ممکن است یک دهه دیگر و یا چند دهه دیگر هم بگذرد و

" و ما دوره می کنیم، شب را و روز را

هنوز را"

چنان چه جنبش سبز بتواند شرایطی فراهم کند و مطالبات اجتماعی و سیاسی به برکناری احمدی نژاد بینجامد، گام بسیار بلندی در جهت تحقق دموکراسی و انتخابات آزاد و مبارزه با تقلب صورت گرفته است. از سوی دیگر اگر مطالبات به سمت تغییر قانون اساسی و تغییر نظام حکومت کشانده شود، احمدی نژاد سه سال دیگر هم از سوی تمام بخش های حکومت پشتیبانی می شود، بر جای می ماند و وعده می دهد که دولت بعد از او انقلابی تر خواهد بود، ده بار انقلابی تر. تمام سخن بر سر این است که سلسله اقبال ناممکن نجنبانیم و به حاکمیت بهانه های بیشتری برای سرکوب ندهیم.

نظریه حاکمیت ایران که به صراحت مطرح می شود و یا در نشست های توجیهی بیان می شود، این است که:

" احمدی نژاد و انتخابات بهانه فتنه است و سران فتنه می خواهند رهبری و ولایت فقیه و اسلام را حذف کنند."

حال اگر کسانی گمان می کنند ، با فروافتادن در این دام می توانند جنبش سبز را به مقصد برسانند، می بایست دلایل خود را بیان کنند.

به عنوان نمونه سکولار محترمی که به مبانی دینی مردم حمله می کند، به پیامبر اسلام یورش می برد، قرآن مجید را یاوه معرفی می کند و ...اگر گمان می کند که سخن او به تقویت جنبش سبز می انجامد، از واقعیت جامعه ایران و ملت ایران بسی دور مانده است و ترسم که به کعبه نرسی اعرابی!

من نه به چنین ولایت فقیهی که تجلی آن را در ایران امروز می بینیم، باور دارم و نه از آن دفاع می کنم. به تعبیر مرحوم آیه الله منتظری آنچه بر کشور و ملت ما حکومت می کند، ولایت نظامیان است. روایتی از ولایت فقیه که در نظر و اندیشه آیه الله خمینی مطرح شد و حتی در مجلس خبرگان اول شکل گرفت و شرح وظایفی که برای خبرگان معین شد، به کلی متفاوت از وضع موجود است
*******************
جرس

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (6)