بصیرت امام علی علیه السلام

از ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ تا به امروز در باره بصیرت به تکرار و بسیار سخن گفته شده است. حتی برخی به عنوان خواص بی بصیرت خوانده شده اند. عده ای نیز نشان بصیرت گرفته اند. پیش از این که بخواهم از مصداق ها سخنی بگویم، طرح این پرسش ضروری است. بصیرت چیست و چه ملاک و معیاری دارد؟

اگر بخواهیم نمونه روشنی از فرد بصیر شناسایی کنیم، آن فرد کدام است؟

درآستانه ۱۳ رجب هستیم. امام علی یک معیارست. به تغبیر مولوی معیار سنجش معیارها:

تو ترازوی احد خو بوده ای

بل زبانه ی هر ترازو بوده ای

آیه الله خامنه ای در صحبت برای دانش آموزان و دانشجویان در ۱۲ آبان ماه سال ۱۳۸۸فرموده اند:

"شخصيتهاي عظيم تاريخ، غالباً از دوران جواني، بلکه از دوران نوجواني، برخي از خصوصيات را با خود همراه داشته‏اند و يا در خود به وجود آورده‏اند. برجستگي انسانهاي برجسته و بزرگ، معمولاً به يک تلاش بلند مدّت متّکي است و اين را ما در زندگي اميرالمؤمنين عليه‏السّلام مي‏بينيم. من در جمعبندي اين زندگي پرفراز و نشيب، اين نکته را مشاهده مي‏کنم و به شما عرض مي‏کنم که اميرالمؤمنين عليه‏السّلام از اوايل نوجواني تا هنگام مرگ، دو صفت «بصيرت» و «صبر» - بيداري و پايداري - را با خود همراه داشت. او يک لحظه دچار غفلت و کج فهمي و انحراف فکري و بد تشخيص دادن واقعيتها نشد. از همان وقتي که از غار حرا و کوه نور، پرچم اسلام به دست پيامبر برافراشته شد و کلمه «لااله‏الاالله» بر زبان آن بزرگوار جاري شد و حرکت نبوت و رسالت آغاز گرديد، اين واقعيت درخشان را علي‏بن ابي‏طالب عليه‏السّلام تشخيص داد؛ پاي اين تشخيص هم ايستاد و با مشکلات آن هم ساخت؛ اگر تلاش لازم داشت، آن تلاش را هم انجام داد؛ اگر مبارزه لازم داشت، آن مبارزه را کرد؛ اگر جانفشاني مي‏خواست، جان خود را در طبق اخلاص گذاشت و به ميدان برد و اگر کار سياسي و فعاليت حکومت‏داري و کشورداري مي‏خواست، آن را انجام داد. بصيرت و بيداري او، يک لحظه از او جدا نشد. دوم، صبر و پايداري کرد و در اين راه استوار و صراطمستقيم، استقامت ورزید"

بدون تردید یکی از راه های شناخت افراد و درک بصیرت آنان توجه به معیارها و نظام ارزشی آنان است. وقتی گفته می شود امام علی بصیرت داشت، بایست به این پرسش پاسخ داد که ایشان چه نظریه ای در باب حکومت داشتند.

به عبارت دیگر نظریه حکومت و لزوما چگونگی انجام آن نظریه می تواند، پرده از بصیرت و یا بی بصیرتی بردارد.

به گمانم می توان به روشنی دو نظریه را در برابر هم قرار داد و سنجید. داوری کرد که کدامیک بر مبنای بصیرت بوده است.

یکم: نظریه ای که می گوید: حفظ نظام اوجب واجبات است. نمی گوید از اوجب واجبات؛ می گویدحفظ نظام اوجب واجبات است

دوم: نظریه ای که حکومت و قدرت را اصیل نمی داند و حفظ آن را اوجب واجبات نمی شناسد. بلکه عدالت و حق خواهی را معیار اصلی به شمار می آورد

نظریه اول حفظ قدرت را اصل می شمرد و نظریه دوم عدالت را اصل می داند.

کدام دیدگاه و رویکرد به بصیرت نزدیک تر است؟

یکم:

واقعیت این است در قرآن مجید که در باره بصیرت سخن گفته شده است، هیچگاه آیه ای یا اشاره ای نمی بینیم که اصل حفظ نظام یا حکومت و قدرت را به عنوان مهمترین واجب تلقی کند. بر عکس، خرسندی مردم و حقوق آنان و اجرای عدالت اصل است. ازین رو اگر انسانی بی گناه به تعمد کشته شود ، گویی تمام بشریت کشته شده است. خون او همسنگ تمام بشریت تلقی می شود. ( سوره مائده آیه ۳۲)

مثل همان خون هایی که در خیایان های تهران و شهرستان ها و یا در شکنجه گاه ها بر زمین ریخت

امام علی علیه السلام در موارد متعددی از بی اعتباری و بی ارزش بودن حکومت و دنیا سخن گفته اند. می گویند: اگر حضور مردم نبود، اگر پیمان خداوند نبود که عالمان نبایست در برابر ستم سکوت کنند، از خلافت و حکومت صرف نظر می کردم ( نهج البلاغه؛ خطبه ۳)

در گفتگوی مشهوری با ابن عباس به او می گوید: حکومت برای احقاق حق است و گر نه ارزشش از کفش کهنه هم کمترست.( نهج البلاغه؛ خطبه ۳۳).

در نقطه مقابل دیدگاهی وجود دارد، که حکومت را اصیل می داند. از کشته شدن جوانان به عنوان کشته شدن تعدادی معدود یاد می کند. با شبهه انسان ها را به زندان می افکند و با بهتان مجازات می کند. برای بقا ناگزیرست حکومتی پلیسی -امنیتی را بر کشور حاکم کند. وقتی حکومتی تمامی چنگ و دندانش را برای ملت خود تیز می کند، به روشنی این پیام را اعلام می کند که برای بقای خویش هیچ مرزی و قاعده و قراری نمی شناسد.

در سوی دیگر پیشوای مسلمانان بی قراول و یساول برای نماز صبح به مسجد کوفه می رود. او بر خلاف معاویه در حلقه محافظان و امنیتی ها گم نشده است. به همین دلیل بر فرقش شمشیر می خورد. کدام یک بصیرت داشتند؟

امام علی یا معاویه؟

بصیرت در تبعیت از شیوه کدام یک تحقق می یابد؟ بصیرت چیست؟



سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (8)