حجاب...

هر سال در همین ایام میلاد مسیح، دست کم یک بار به کلیسا می روم. فضای دعا و نیایش به هر زبانی که باشد، و در هر معبدی دلپذیرست. یک بار سال ها پیش به کلیسای شارتر در بیرون پاریس رفتم. آن قدر فضا روحانی و معنوی بود که همانجا نماز خواندم!
این بار که به کلیسای محله مان می رفتیم. با جمیله بودم. او تنها کسی بود که حجاب کامل داشت. برخی بانوان نیز شالی نازک یا ضخیم بر سر داشتند. پیدا بود که ما مسلمانیم. پیرزنی به آرامی به جمیله گفت. حجاب داشتن و سر را پوشاندن یک رسم و سنت مسیحی است که امروزه نه تنها فراموش شده بلکه در برهنگی به افراط هم کشانده شده ایم. پرسیدم: کدام سنت مسیحی از حجاب می گوید؟
گفت: رساله اول پولس به قرنتیان. کتاب مقدسی را از توی کیفش بیرون آورد. ورق زد. اینجاست آیه ششم:
« اما هر زنی که سر برهنه دعا یا نیایش کند، سر خود را رسواسازد! زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن مویش را نمی پوشد، پس مویش را بتراشد. اگر تراشیدن یا بریدن مویش را ناپسند می داند پس مویش را بپوشاند«.
لبخند زد حجاب شریعت مسیحیان هم هست
گفت: دیده اید تمامی تصویرها ی مریم با حجاب است. حتی من تابلویی را دیده ام که مریم چادرش را مثل زنان مسلمان امروزی به سر کرده است.
انگار اولین بار بود آن آیه رساله اول پولس به قرنتیان را می دیدم

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (23)