نگاه قرآنی مهندس بازرگان...

انسان هایی که افق های دور دست را می بینند، در زمانه خود تنها می مانند. نه تنها، تنها، بلکه ناسزا می شنوند و هتک می گردند. شفیعی کدکنی در یک رباعی سرنوشت انسان های فراتر از زمانه خود را به روشنی تصویر کرده است:

گه دهری و گه ملحد و کافر باشد
گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد
باید بچشد عذاب تنهایی را
مردی که زعصر خود فراتر باشد


بازرگان از عصر خود فراتر بود... به گمانم یکی از مبانی شخصیت و منش او، که به بازرگان مجال می داد تا از زاویه و یا تماشاگه درست و دقیق و فرازمانی بنگرد و داوری کند، نگاه قرآنی او بود. او مانوس با قران بود. انس با قرآن صورتش این بود که او هر سپیده دمش را با خواندن بخشی از قرآن آغاز می کرد. بعد مهمترش این بود که ان آیات در منش و رفتار و داوری او بازتاب داشت. علاوه برآن در باره قرآن می اندیشید. این اندیشه به بار نشست و « سیر تحول قرآن» نوشته شد. سیرتحول قرآن مهمترین کتاب قرآن شناسی است که در کشور ما در قرن بیستم نوشته شده است. به خوبی می توان از حیث اهمیت سیرتحول را در کنار تفسیر المیزان قرار داد. پیداست که المیزان شان ویژه خود را به عنوان تفسیر قرآن مجید داراست. سیرتحول یک نگاه تازه به چگونگی شکل گیری ایات قرآنی است. دکتر علی شریعتی داوری بسیار درخشانی درباره سیر تحول قران دارد.

:

«من كشف ايشان را درباره قرآن درست، بى مبالغه، شبيه كار گاليله درباره منظومه و نيوتن درباره جاذبه و پاستور درباره بيمارى... ميدانم. آنها كليد عملى وحى طبيعى را بدست آورده اند و ايشان (بازرگان) كليد عملى وحى الهى را


من آن روز كه ايشان طرح اين كار را بيان مي كردند، دچار يك گيجى و حيرت بى سابقه اى شده بودم و آنچه بر حيرتم مى افزود اين بود كه چطور؟ چرا آقاى مهندس (بازرگان) اين حرف را باين سادگى و لحنى اين چنين عادى بيان ميكنند؟ چطور در ضمن چنين كارى به كار ديگرى هم مي توانند بينديشند؟ چرا این کار را كارى در رديف كارهاى ديگر مي دانند؟ من به همان مقدارى كه آنروز توضيح فرمودند آنچه دستگيرم شد چنان خارق العاده بود كه ناگهان احساس كردم كه به قرآن يك ايمان علمى پيدا كردم. ايمان علمى، همچنان كه به منظومه شمسى يا تركيب آب يا حركت بادها ايمان دارم. يعنى ديدم كه "وحى" است! ديدم!


...من هيچ مسئله اى را نه تنها درباره قرآن بلكه دين و بلكه خدا و اثبات ماوراءالطبيعه و... همه چيز در رديف آن نمى بينم، اين حادثه اى است در علم مذهب. اين تنها اثبات قرآن و وحى نميكند. اثبات وجود خدا و غيب را ميكند. آن هم اثبات خدا نه با زبان عرفان و اخلاق و فلسفه و عقل، نه، با علم، آنهم علوم دقيق و آنهم دقيقترينش رياضى! »


نکته قابل توجه این است که در روایات مربوط به تاریخ قرآن از شیوه امام علی علیه السلام سخن گفته شده است. ایشان قرآن را بر اساس تاریخ نزول آیات مرتب کرده بودند. اخیرا هم دکتر عابد جابری فیلسوف و اسلام شناس مراکشی در تفسیر خویش بر قرآن از همین شیوه تبعیت کرد.

مهندس بازرگان علاوه بر توجه بر ترتیب آیات، از سه زاویه: واژگان و طول آیات و محتوای آیات بررسی خود را انجام داد.

اخیرا از یک روحانی دانشمند مسیحی که تمامی کتاب های مقدس را به زبان اصلی شان می خواند، شنیدم که قرآن به لحاظ موسیقی آیات و سوره ها هم یک سمفونی ست...مثل موسیقی قطره های باران...موسیقی شکل گرفتن جویبار ها ، رودخانه ها، تلاطم رود و موسیقی دریا. هم توفان های دریایی و هم آرامش دریا...می گفت: این موسیقی با توجه به تاریخ نزول آیات ، قرآن مکی و مدنی قابل فهم است


***********************
جرس


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (7)