صانع ژاله...


انگار مثل ژانوس، الهه راه ها و دروازه ها، که دو چهره داشت. صانع ژاله هم دو چهره پیدا کرده است:

یک بسیجی ، طرفدار ولایت فقیه و دولت احمدی نژاد و حافظ قرآن که در روز ۲۵ بهمن توسط منافقین که او را نشان کرده بودند، شهید شده است. مراسم تشییع جنازه اش را هم بسیج و نیروهای امنیتی و لباس شخصی ها بی حضور خانواده و دوستان و همکلاسی های صانع برگزار کردند.


علاوه بر این مدیر مسئول کیهان در گفتگوی با تلویزیون جمهوری اسلامی گفت: صانع یکی از بچه حزب اللهی های بود که منبع اطلاعاتی کیهان بوده است و برای کیهان خبرچینی می کرده است. به عنوان نمونه بعد از ملاقات با آقای منتظری، صانع گزارش این ملاقات را به کیهان داده است و مدام با کیهان در تماس بوده است. پسر خاله صانع هم در مصاحبه با فارس بر بسیجی بودن صانع تاکید کرده است.


برای تثبیت سیمای بسیجی صانع تصویری هم به سرعت توسط فارس و سایت های همسو با دولت ایران منتشر شد. صانع قیافه ای حزب اللهی و موهایی صاف و خوابیده دارد.


چهره دیگر صانع متفاوت است. او دانشجوی کرد اهل سنت اهل پاوه است. هنر می خواند. در نمایش نامه بازی می کند. قصه کوتاه می نویسد. عضو انجمن نویسندگان کردستان است. از جنبش سبز حمایت می کند. به دیدار آیه الله منتظری به همراه بچه های انجمن اسلامی دانشکده هنر می رود. بسیجی نیست. هیچگاه در بسیج نبوده است. بلکه از زمره منتقدان حاکمیت و وضع موجود به شمار می رفته است.


برادر صانع، قانع ژاله پس از این که در مصاحبه ای به برخی از این نکات اشاره می کند، توسط وزارت اطلاعات تهدید می شود. قانع گفته است: صبح روز سه شنبه ۲۶ بهمن ماه، پسر خاله شان که کارمند وزارت اطلاعات است. به خانه پدری صانع می رود و عکسی از صانع می گیرد. آن عکس تبدیل به عکس کارت شناسایی صانع در بسیج می شود. البته در عکس تغییراتی داده اند. نشانه های فتو شاپ را برخی از سایت ها در عکس نشان داده اند. مثلا ریش مدرن صانع را به ریش بسیجی تغییر داده اند. موهای سربالایش را خوابانده اند.
برای این که این چهره دوم مقبول به نظر برسد، می گویند صانع توسط منافقین شهید شده است. با گلوله ای شهید شده است که اساسا در ارتش ایران چنین گلوله ای وجود ندارد.


طرح شهادت صانع توسط منافقین ، بخشی از همان تدبیر قدیمی است. می خواهند هر گونه اعتراض و نقد و حضوری را با نسبت دادن به : منافقین، سلطنت طلب ها، بهایی ها، انگلیس و آمریکا و اسراییل نامشروع و ناموجه نشان دهند.
در تمام سناریوی دولتی شهادت صانع شاید بتوان یک نکته درست یافت. آن نکته این است که صانع را شناسایی کرده اند و با تامل و تدبیر او را کشته اند. قاتلان همانانی هستند که به سرعت برای صانع سناریو نوشته اند.


اگر دولت ایران مدعی است که: صانع بسیجی بوده است، دست کم تعدادی از عکس های او را با دوستان بسیجی اش و در مراکز بسیج منتشر کنند. با دوستان بسیجی اش مصاحبه کنند. یک هیات موجه و غیر امنیتی و سیاسی، ماجرای صانع ژاله را بررسی کند. مجلس شورای اسلامی که قرار شده وقایع ۲۵ بهمن را بررسی کند. به این موضوع هم بپردازد. البته مثل گزارش یورش به دانشگاه و مجتمع سبحانِ گمان نکند که با فراموش کردن موضوع، مساله حل می شود. از سوی دیگر خانواده و دوستان و هم کلاسی های صانع هم بتوانند، از نظر و داوری خود دفاع کنند.


تردیدی نیست که سناریوی حکومت مبتنی بر دروغ و دغل و تاریکی است. مدیر مسئول کیهان بزرگترین هتک و بی حرمتی را نسبت به صانع انجام داد و او را خبرچین و عامل اطلاعاتی کیهان معرفی کرد.


بسیج با جعل کارت نشان داد، که از چه اعتبار و صداقتی بهره ور است. در یک کلام: بی تردید رژیم مبارک و بحرین و تونس و یمن با مخالفان خود شرافتمندانه تر رفتار کردند. با دزدی نام ها، حرمت انسان ها را ملکوک نکردند. شهید ندزدیدند. برادر شهید را در وضعیتی که خانواده عزادارند به زندان نیفکندند.


رحمت و رضوان خداوند بر روان پاک آیه الله منتظری باد، که گفت: این جمهوری نه اسلامی است و نه جمهوری.


**********************
جرس


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (14)