هم غزه هم قاهره...


شیخ یوسف قرضاوی متفکر و نویسنده اسلامی بزرگ مصر پس از سی سال تبعید به مصر بازگشت. بازگشتی باشکوه و عزت مند... او سال های سال در تبعید زیست اما حتی یک دم از مبارزه و روشنگری دست بر نداشت و خسته نشد و طولانی بودن و سختی راه او را نومید نکرد. به تعبیر مولوی:


ما از آن جمله ملولان نیستیم


که زبعد راه هر جا بیستیم


او نایستاد و به سوی آزادی اندیشه و آزادی مصر گام های بلندی برداشت. به گمانم قرضاوی را می توان یکی و شاید هم نمونه برتر یک عالم دینی متفکر و امروزی قلمداد کرد. در روز جمعه در میدان تحریر، نماز جمعه خواند. گفته می شود بیش از دو میلیون نفر نماز جمعه را به امامت فرضاوی برگزار کردند روزنامه المصری الیوم، روز شنبه ۱۹ فوریه، تعداد نمازگزاران را حدود سه میلیون نفر برآورد کرده است. قرضاوی خطبه نماز را با خطاب به مسلمانان و مسیحیان آغاز کرد. گفت: انقلاب مصر به تمام مردم مصر متعلق است. گفت: سیاست مبارک سیاست فرعونی بود. سیاست تحقیر مردم. فرعون به مردم مصر می گفت: چگونه شما بدون اجازه من به موسی ایمان آورده اید...به گمانم بیت الغزل خطبه ی قرضاوی این فراز بود. گفت: قدس آزاد می شود و ما نماز پیروزی را در قدس برگزار می کنیم

..
آخرین خطبه ی قرضاوی در قاهره در تابستان سال ۱۹۸۱ بود. خطبه نماز عید قربان. او را از خطبه خواندن و اقامه ی نماز منع کردند. علاوه بر قرضاوی شیخ عبدالحمید کشک ، امام محمد غزالی و شیخ احمد محلاوی هم برای همیشه از اقامه نماز منع شدند. کشک و غزالی به رحمت خداوند رفتند و اکنون قرضاوی امام جمعه میدان تحریر ست و محلاوی امام جمعه مسجد قائد ابراهیم اسکندریه..

قرضاوی در خطبه ی نماز جمعه از ارتش خواست، گذر گاه رفح را باز کنند، تا فلسطینی ها از محاصره خارج شوند. ارتش به توصیه قرضاوی توجه کرد و گذر گاه رفح- اگر چه محدود - باز شد

روزنامه های امروز فلسطین حال و هوای دیگری دارند. روزنامه فلسطین تیتر اول خود را سخن قرضاوی انتخاب کرده است: گذرگاه رفح بایستی باز شود.


ارتش مصر که تا کنون تدبیر و درایت بسیاری از خود نشان داده است، بی درنگ پس از درخواست قرضاوی گذرگاه را باز کرد. عمار الحدید در روزنامه فلسطین مقاله ای نوشته است که تصویر احساس فلسطینی هاست:


گریه کن فلسطین! گریه کنید مردان فلسطینی! زنان فلسطین. اشک شوق، اشک های شادمانی! بگذارید تا قطرات اشک شما به هم بپیوندند. رودخانه های اشک صفحات آکنده از درد و سیاه تاریخ فلسطین را شستشو کند. تاریخی که مبارک و دولت او رقم زدند و سال ها فلسطین را در سردخانه های مرگ منجمد کردند...


جمال ابوریده ، در نقد مبارک نوشته است. مبارک گمان می کرد راه بقای او و جانشینی پسرش از تل آویو می گذرد. در این سی سال هر چه اسراییل خواست عمل کرد. حتی در جنگ غزه، اسراییل اصرار داشت که تقاضای آتش بس از سوی حماس مطرح شود تا اولمرت بتواند با اعلام پیروزی آتش بس را بپذیرد. عمر سلیمان کارگردان این ماجرا بود. حماس به رغم آن هم فشار و سختی های موقعیت، آتش بس را نپذیرفت این موضوع به مشاجره مبارک و اولمرت انجامیده بود و بعدا به ناسزا گویی مبارک به حماس که: گمان کرده اید ابر قدرت هستید!


نسبتی وجود دارد بین انقلاب مصر و حرکت حماس در غزه. محمود عباس و سازمان فتح شباهت بسیاری به مبارک و حاکمیت او دارند. اسناد ویکی لیکس به روشنی نشان داد، محمود عباس و دولت او و صاحب عریقات مذاکره کننده ارشد تشکیلات خود گردان، حد اکثر دلال هایی بوده اند که بر سر هویت و حیثیت فلسطین با آمریکا و اسراییل معامله می کردند. بی دلیل نیست که پس از افشای مذاکرات دولت محمد عباس با اسراییل، و امتیاز دهی آنان در باره قدس شرقی و آوارگان فلسطینی، عریقات از سمت خود استعفا داد نکته دیگر داستانی که همه باور دارند، فساد مالی ست که در مغز استخوان تشکیلات خود گردان نفوذ کرده است.


در سرکوب حماس و نهضت مردم غزه، آمریکا و اسراییل و دولت مبارک هم نظر و همراه بودند. حمله اسراییل به غزه بر اساس یک استراتژی مشترک اتخاذ شده بود تا حماس نابود شود و تشکیلات خودگردان غزه را در اختیار بگیرد. به خوبی به یاد داریم که در همان روزگار سخت حمله ارتش اسراییل به غزه، گذرگاه رفح بسته بود. فریاد فلسطینی ها و مصری ها به آسمان می رفت. بی دارو مانده بودند. سوخت برای نیروگاه برق نداشتند. بیمارستان ها پر از زخمی و بی برق مانده بودند. گذرگاه همچنان بسته مانده بود


اکنون روزگار دیگری آغاز شده است. روزگاری که به جای اراده امریکا و اسراییل ، اراده ملت ها و انقلاب ها حاکم خواهد شد. روزگار به کما رفتن دیکناتورهای وابسته و حضور میلیونی ملت های منطقه..


همانگونه که نظام های استبدادی و وابسته و حتی غیر وابسته با یکدیگر شباهت هایی دارند، نهضت بیداری و حضور مردم و تظاهرات آنان نیز با یکدیگر شبیه است. قاهره و تونس و عدن و بنغازی و تهران مثل همند از یکدگر تاثیر می پذیرند. هر چند از جهات مختلفی از هم متمایزند.


در نهضت بیداری مسلمانان و نیز مسیحیان ، جایی برای اعمال اراده امریکا و اسراییل نخواهد بود. وقتی قرضاوی اعلام می کند که نماز پیروزی را در قدس خواهیم خواند. دیگر محمود عباس و دولت او و عریقات نمی توانند بر سر قدس معامله کنند. عریقات که رفت، موج سنگین بیداری در عرصه فلسطین بی شک سیاستمدار فرسوده ای مثل عباس را هم خواهد برد...

************************
جرس


سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)