اتاق فرمان در تل آویو است...

علی عبدالله صالح رییس جمهور مادام العمر یمن، که اخیرا در برابر امواج سنگین تظاهرات مردم یمن، اندکی تخفیف داد و پذیرفت که تا دوسال دیگر رییس جمهور می ماند. آن وقت دیگر در انتخابات شرکت نمی کند. پسرش هم کاندیدای ریاست جمهوری نخواهد شد. درست در همان روز و ساعاتی که رییس جمعیت علمای یمن، عبدالمجید زندانی، به میان جمعیت انبوه تظاهرات علیه رییس جمهور یمن آمد و گفت: تظاهرات حق مردم است. در گوشه ای دیگر در دانشکده پزشکی عبدالله صالح گفت: اتاق فرمان تظاهرات در تل آویو و اتاق برنامه ریزی آن در کاخ سفید است.
سخنان صالح به سخنان قذافی و نیز مبارک در آخرین روزهای حکومتش شباهت دارد. و سخنان هر سه شباهت بسیاری با تفسیر و تحلیل های حکومت ایران دارد. تفسیرهایی که ویترین اصلی اش کیهان است. مطابق نظر و تفسیر کیهان هم تظاهرات در ایران در اسراییل وآمریکا برنامه ریزی می شود.
این دروغ یک قدرمشترک دارد. همگی نمی خواهند چشم واقع بین داشته باشند. صدای مردم را به درستی بشنوند.
بپذیرند که در اقلیت به سر می برند و اکثریت ملت با مشی آن ها موافق نیست. قذافی نمونه فرد اعلای این گونه سخن گفتن است. وقتی در رستورانی در حاشیه ی طرابلس خبرنگاران اروپایی و آمریکایی از او پرسیدند که اکثریت مردم در تظاهرات شان علیه او شعار می دهند. گفت: این شعارها درحمایت از من است. مردم لیبی عاشق من هستند و حاضرند برای من جان بدهند.
رهبران مادام العمر کم و بیش از سنخ و یا از صنف قذافی اند. ممکن است با هوش تر ازو باشند و در تاکتیک روش های مناسبتری را برگزینند. یادمان باشد که قذافی پس از ۴۲ سال به این روز افتاده است و علی عبدالله صالح پس از ۳۲ سال و مبارک پس از ۳۰ سال و...
آن ها از فرصتی که داشتند در راه اعمال حقوق مردم استفاده نکردند. به صدای مردم گوش نکردند. آیه الله سیستانی که در عراق اعلام کرد ، تظاهرات حق مردم است. عبدالمجید زندانی رهبر دینی یمن که همین سخن را امروز- سه شنبه ۱۰ اسفند- در میدان آزادی یمن مطرح کرد، سخن مردم را می شنوند.
امواج آزادیخواهی، عدالت طلبی، حق خواهی مطابق با سرشت و فطرت انسان هاست. این خواست انسانی و نیز الاهی را نمی توان نادیده گرفت و یا با مشت آهنین سرکوب کرد. یک وقتی مرحوم فلسفی در سخنرانی معروفش درباره عراق، در پیش از پیروزی انقلاب گفته بود: بر سرنیزه نمی توان نشست. مفهوم سخنش این بود که نمی توان در مدت طولانی بر زور و سرکوب متکی بود. همان عناصر نظامی و امنیتی هم به خود می آیند و از ضرب و جرح و تحقیر مردم عاصی می شوند. بازجوی معروفی که از شخصیت های مشهور اصلاح طلب بازجویی کرده است. و شش سال در عراق در اسارت بوده است: گفته بود. کاش شهید می شدم.
کاش می توانستیم به درون این بازجویان راهی پیدا کنیم که در خلوت این بازجویان چه می گذرد... منظورم این است که حرکت قسری نمی پاید. به اصطلاح: القسر لا يدوم و:
مشت های آسمان کوب قوی
وا شدند و گونه گون رسوا شدند
اگر کهریزک مدال افتخارست، باشد. اگر دستگیری همسر تاجزاده ، خانم محتشمی نشانه ی قدرت است باشدو اگر زبان و فرهنگ آن حزب اللهی یا بسیجی که می گفت: جر می دهد. نشانه ولایی بودن است باشد. همه این نشانه های افتخار و قدرت و ولایت فرو می ریزد.
با انتصاب به اسراییل و آمریکا نه مشکل علی عبدالله صالح حل می شود و نه مشکل حکومت ایران. راه حل چیز دیگری است. شنیدن سخنان و درخلوت خویش اندیشیدن به ان سخنان...
چه ضرورتی داشت که ایه الله خامنه ای تمام اعتبار و حیثیت خود را فدای انتخابات ریاست جمهوری کند. چه ضرورتی داشت، اینگونه تلخ از ملت ایران و شخصیت های مورد احترام و محبوب آنان انتقام بگیرد... هیچ وقت یادم نمی رود. با مرحوم سید جلیل سیدزاده نماینده وقت کرمانشاه به نزد آیه الله خامنه ای رفته بودیم پرسیدند تازه چه خواندی؟ شعر کوتاه احمد مطر شاعر عراقی را تازگی دیده بودم، خواندم: من و زندان بان، از پس میله ها می نگریم. من به روشنایی و زندانبان به تاریکی...
اکنون در میان آیه الله خامنه ای و مهندس موسوی و کروبی و همسرانشان میله های زندان حائل شده است آن زندانیان به روشنایی نگاه می کنند. هر چند صدا و سیما و کیهان و دیگر رسانه های حکومتی آنان را متهم کنند و ناسزا بگویند. این ناسزاگویی همان سنت اموی است. همان که نام علی را ممنوع کرده بودند و امام حسین به نشانه اعتراض نام تمام پسرانش را علی گذاشت. همان نامی که امروزه هم در جهان اهل سنت رواج تمام دارد. حتا بن علی تونسی و علی عبدالله صالح یمنی..
متهم کردن شخصیت هایی مثل مهندس موسوی و کروبی با تهمت ها و افتراهایی که مذهب مختار زمانه است ، تنها بر اعتبار و مظلومیت آنان می افزاید. مگر حکومت شاه امام خمینی را به عنوان عامل استعمار سرخ و ارتجاع سیاه معرفی نکرد؟
این ادبیات مشابه ادبیات و واژگان تمامی مستبدان تاریخ است. هر کس از آنان نقد کند. دشمن دین و ملت و عامل اجنبی است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (35)