پرسش و پاسخ

در سایت وزین کلمه، فیلم سخنرانی ام منتشر شده است. در ذیل آن برخی از افراد کامنت گذاشته اند. به یکی از کامنت ها پاسخ داده ام. این پاسخ در کلمه درج شده است. مناسب دیدم همان پرسش و پاسخ را در مکتوب نیز نشر نمایم:


#
محسن طاهرپور
۱۳۸۹/۱۲/۱۵ ۹:۴۶ ب.ظ | پاسخ

چند سوال از آقای مهاجرانی:
همین امروز صادق لاریجانی ادعا کرد که نظارت بر رهبری در قانون اساسی وجود ندارد!!! وحشت گماردگان رهبر از نظارت مردم بر ولی فقیه و نهادهای زیردست وی از کجا ناشی می شود؟
اگر خامنه ای زندگی مالی پاکی دارد چرا با دستور به دستگیری، آدم ربایی، شکنجه و کشتن انسان های معترض مانع از عملی شدن این خواست قانونی مردم شده و می شود: خواست پاسخگو بودن قدرت به مردم و نظارت مردم بر قدرت؟
اگر …. از نظر مالی پاک می بود، سازماندهی تقلب کودتایی در انتخابات توسط وی و بیتش آن هم به نفع باند فاسد احمدی نژاد را چگونه توجیه می کنید؟
….
و دیگراینکه این رهبر حساب پاک چرا همواره با احکام حکومتی مانع تحقیق و تفحص از مفاسد مالی اطرافیان خود و باند کودتایی حاکم بر دولت می شود؟
پاسخ صادقانه به سوالات بالا مهم است، چرا که انگیزه… و اعوان و انصارش در سرکوب مردم را روشن خواهد کرد…

#
سید عطاالله مهاجرانی
۱۳۸۹/۱۲/۱۵ ۱۱:۵۴ ب.ظ | پاسخ

جناب آقای محسن طاهر پور
با سلام و سپاس از توجه شما
۱- قانون اساسی حق عزل رهبری را صراحتا جزو وظایف مجلس خبرگان می داند. برای عزل هم دلایلی برشمرده است:
هرگاه رهبر از انجام وظایف خود ناتوان شود. یا فاقد یکی ازشرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است از مقام خود برکنار خواهد شد
بدیهی است که تشخیص موارد فوق نیاز به نظارت بر رهبری دارد. از سویی آئین نامه مجلس خبرگان و تشکیل کمیسیون های آن بر عهده خود خبرگان است. مطابق اصل ۱۱۱ و آئین نامه ، خبرگان موظف به نظارت بر رهبری هستند. به گمانم آقای صادق لاریجانی اشراف لازم را بر قانون اساسی و آئین نامه خبرگان ندارند. یا بی توجه بوده اند.
موارد دیگر پرسش شما به شیوه اعمال مدیریت رهبری مربوط می شود که اتفاقا موضوع کار و وظیفه خبرگان است. با تاسف از سویی خبرگان مثل جعبه سیاه هواپیما عمل می کنند که اطلاعی از نشست ها و مصوبات و نیز گزارش کار کمیسیون نظارت به اطلاع ملت نمی رسد. و از سوی دیگر خبرگان به مجلسی در زیر دست رهبری تبدیل شده است و از وظیفه اصلی و ذاتی اش به دور افتاده است. به جای احضار و استیضاح رهبری، خبرگان به حضور رهبری مشرف می شوند و رهنمود می گیرند.
دوم:
به گمانم نبایست مسائل را با یکدیگر خلط کرد. استبداد رای و فرمان تیر و کشتار جوانان و داستان کهریزگ و به زندان افتادن بسیاری از شخصیت های آشنا و نیز ناشناس و از همه حساس تر ربودن مهندس موسوی و آقای کروبی و همسرانشان، نشانه های بین بی عدالتی و بی تدبیری مقام رهبری است. این مقوله متناقض با پاکدستی مالی ایشان نیست. سخن اصلی من جدا کردن همین مقوله هاست. به تعبیر قرآن مجید: ولا یجرمنکم شنان قوم علی الا تعدلوا، اعدلوا هو اقرب للتقوی
با دشمن هم بایست برغم همه تبه کاری هایش عادلانه رفتار کرد و سخن گفت.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)