ایران و مصر و قناری های سبز سینه سرخ صدای آمریکا!


در صحبت کتابخانه کنزیگتون، در تبیین این موضوع که مصر با ایران متفاوت است. به دو نکته اشاره کردم. نخستین نکته مقوله استقلال بود. گفتم: رژیم مبارک یک رژیم وابسته بود و رژیم ایران یک حکومت مستقل است. این سخن موضوع گفتگو و نقد و رد قرار گرفت. البته صدا و سیما و سایت های خبری وابسته به امریکا در این میان سنگ تمام گذاشتند.
امروز می خواهم به یک نمونه اشاره کنم، که هم سند اشکاری از وابستگی سیاسی مصر و هم دلیل روشنی بر فساد مالی مبارک و خاندان اوست.
در ماه ژانویه سال ۲۰۰۵ یک قرار داد فروش گاز مصر به اسراییل امضا شده است. اطلاعات این قرارداد پس از سقوط مبارک در اختیار مردم مصر قرارگرفته است. نویسندگان و تحلیل گران اسراییلی هم مانند ساموئل سرگو در مقاله خود به این موضوع پرداخته است:
http://www.winnipegfreepress.com/opinion/columnists/cairo-makes-disturbing-moves-concerning-israel-117634833.html
مطابق قرار داد اسراییل سالی هفت میلیارد و یک دهم میلیارد متر مکعب گاز از مصر می خرد. قرار داد پانزده ساله امضا شده است. اسراییل روزی ۱۳ و نیم میلیون دلار به مصر می دهد و روزی ۳ میلیون دلار هم کمیسیون به جمال مبارک و علا مبارک و حسین سالم!
حسین سالم پدیده قابل تاملی است. هفتاد و پنجساله است. با امواج تظاهرات از مصر گریخت. قبلا مامور امنیتی بوده است و پس از آن رفیق گرمابه و گلستان مبارک...پنج در صد کمیسیون سهم جمال بوده است و به حسین سالم و .
به علامبارک پسر کوچک مبارک هم نفری دو و نیم درصد رسیده است. چرا اسراییل این کمیسیون هنگفت را پرداخت کرده است؟ دلیلش روشن است چون گاز را به قیمت بسیار نازل خریداری می کرده است. ظاهرا همین کمیسیون موجب ناخرسندی جمال شده بود. ایشان درخواست ده درصد داشته است. دخالت حسین سالم موجب شد که جمال مبارک حادثه انفجار در مجتمع توریستی حسین سالم را با همکاری بخش امنیتی وزارت کشور مصر سامان داد و در حادثه انفجارهای مشهور در شرم الشیخ بیش از صد نفر کشته شدند. ۸۸ نفرش مصری بودند.
تمامی این امور نمی توانسته، بی اطلاع مبارک انجام شود
سند شرم الشیخ هم توسط روزنامه های مصری منتشر شد حادثه درست در همان سالی اتفاق افتاده است که بحث بر سر حق کمیسیون جمال با حسین سالم بالا گرفته بود
فرمان شماره ۲۳۱ مصوب ۲۹ ژانویه ۲۰۰۵، با هماهنگی جمال مبارک و سرلشکر عادلی وزیر وقت کشور اتخاذ شده بود.
از این موارد تقریبا هر روزه می توان در روزنامه های مصر دید. مستند اصلی روزنامه هایی مثل الاهرام هم همین اسناد بخش اطلاعات و امنیت مصر است. مردم مصر وقتی با خبر شدند که در مراکز امنیتی دارند، اسناد را از بین می برند. مراکز امنیتی را محاصره و بعضا اشغال کردند.. دیوار فرو افتاد و مردم به چشم خود دیدند که چه اتفاقی افتاده بود.
سخن بر سر مباحث تئوریک استقلال و وابستگی نیست. سخن بر سر این است که مبارک و خاندان او ثروت ملی مصر را این چنین غارت می کردند و به ثمن بخس به اسراییل می فروختند و از سوی دیگر سالی یک و نیم تا دو میلیارد دلار از دولت آمریکا نواله می گرفتند و عزت و شرف ملی مردم مصر را می فروختند.. بیهوده نبود که بنیامین العاذر وزیر تجارت و صنعت اسراییل سال گذشته گفت: مبارک گنج استراتژیک اسراییل است..
البته مصر شناسان صدای آمریکا- قناری های سبز سینه سرخ- در همان هفته نخست که امواج مردم مصر میدان تحریر را پر کرده بود، گفتند: مبارک با اقتدار بر اوضاع مسلط می شود.
در این باره بسیار می توان نوشت. این یادداشت تنها اشاره ای بود که بحث وابستگی و استقلال بحثی امروزین است و از مقوله داد و ستد تجاری نیست!.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)