پس از دوماه...

دو ماهی مکتوب متوقف مانده بود. کامنت ها هم ناخوانده و بی پاسخ ماندند. سال نو بود. پس از تعطیلات سال نو هم دوهفته ای در سفر بودم. دو سه هفته دیگر هم برای شرکت در جشنواره فرهنگی اصیله به طنجه می روم. در این دوماه هم منطقه در تغییر بوده و هست و هم چهره سیاست در سرزمین ما دگرگون شده است. گویی بیشتر بایست نظاره کرد و اندیشید. در کشور خودمان بار دیگر شاهد افراط و تفریطیم. تا دیروز احمدی نژاد معجزه هزاره سوم بود و پیامبری که به دلیل خاتمیت پیامبر اسلام، دیگر مبعوث نشد! کسی که می خواست مدیریت را به جهان بیاموزد. اکنون تخته نشان همه گونه سخنی شده است. همانگونه که او با دیگران رفتار کرد. و زبان به تهمت و هتک و ناسزا گشود، اکنون بر او همان می رود
این توفان هتک و ناسزا کی ارام می گیرد؟در این فضای ملتهب و آکنده از غبار چگونه می توان نوشت؟ کلمه در این امواج دود و آتشی که نه گرم است و نه روشنایی دارد، پژمرده می شود و می میرد.. می خواهی سخنانی را که داری به تعبیر نیما نپوشانی
-تو مپوشان سخن ها که داری
هیچکس گوی مپسندند ان را...
با خود می اندیشی که سخنی را که هیچکس نمی پسندند از بیانش چه سود؟.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (6)