اصلاح طلبان و جمهوری ایرانی؟

با توجه به سانسور نوشته ایت الله موسوی خوینی ها در سایت های خبری شاخص وابسته به جنبش سبز، به نظرم رسید. نوشته ایشان را در مکتوب باز نشر کنم.
***********************

بدون تردید بنده و دوستان و هزاران مثل ما و نیز حداقل چهارده میلیون نفر (که مخالفان به آن اعتراف دارند) مخالف شعار جمهوری ایرانی در برابر جمهوری اسلامی هستیم و نیز مخالف شعار علیه رهبری هستیم ولی چرا این شعارها و یا آتش زدن عکس امام و امثال این امور را به پای جریان اصیل اصلاح طلب می گذارند و چرا امکان هرگونه تکذیب و دفاع را از اصلاح طلبان سلب می کنند؟ واقعیت این است که عده ای در اداره کشور بر این روش روی آورده اند که تنها باید یک صدا بلند باشد و مردم تنها وظیفه ای که دارند اطاعت از همان یک صدا است و اگر کسی یا گروهی و حتی مردمی فراتر از گروهها سخنی را بر خلاف آن فریاد کنند اولا گناهکارند، ثانیا برخلاف امنیت ملی اقدام کرده اند و در آخر برانداز محسوب می شوند و به دنبال این تحلیل و تبلیغ آن در جامعه، برای سرکوب کسانی که بر اعتراض خود اصرار دارند خواه یک یا چند گروه سیاسی باشند و خواه بخش قابل توجهی از مردم، هر فریاد نامقبول بلکه مردود را به آنان نسبت میدهند تا بهانه ای برای سرکوب و نیز توجیهی برای شدت بخشیدن به آن داشته باشند و یا هر گناهی که هر کسی انجام داده یا نداده باشد را از آن صحنه ای می سازند و به نمایش می گذارند و به اصلاح طلبان نسبت می دهند تا جامعه را برای خشونت هرچه بیشتر علیه آنان توجیه کنند.

مسئله اصلی برای سرکوبگران این است که چرا اصلاح طلبان بر اعتراض خود اصرار دارند و در برابر سخنی که همه مکلفند از آن اطاعت کنند ایستادگی می کنند؟ عالمانی که از چنین تفسیری از جمهوری اسلامی دفاع می کنند هرگز برای مردم توضیح نمی دهند که از کجای اسلام این استنباط را کرده اند که در حکومت اسلامی همه باید بدون چون و چرا مطیع باشند و کسی حق اعتراض ندارد و از کجای اسلام درآورده اند که اگر کسی به حاکم مسلمین اعتراض کرد مرتد، باغی و مهدورالدم است ؟! (اشتباه نشود؛ بحث بر سر سلاح کشیدن بر روی حاکم و حکومت نیست بلکه بحث بر سر انتقاد و اعتراض است) اصلاح طلبان نظام اسلامی و جمهوری اسلامی را از نفس مسیحائی امام انقلاب آموخته اند. ولی آن معلم بزرگ به ملت ایران اطاعت بی چون و چرا و تسلیم محض را نیاموخته است. این قلم و صاحب آن اگر حداقلی از امنیت آن خطیبی را که برای اهانت به هر مسلمانی آزاد است می داشت، توضیح می داد که چه کسانی با کدام اقداماتشان براندازی جمهوری اسلامی را (العیاذ بالله) زمینه سازی می کنند.

جمهوری اسلامی از مردم فهیم که بر سراعتقاد حق استوارند و سرفرازانه مصائب استواری در عقیده و ایمان را تحمل می کنند، هرگز به خواست خداوند آسیب نمی بیند. جمهوری اسلامی اگر آسیب ببیند از دست کسانی است که عقل و منطق را به تعطیل می کشانند و با غلیان احساسات می خواهند مردم را به راهی ببرند که خود می پسندند، گروهی که تمام هنرشان در مدیریت کشور در این است که تمام صداهای متفاوت در سینه ها پنهان شود و هیچکس بدون اذن از جای خود نجنبد و هیچ برگی بر درختی حرکت نکند تا آنان بتوانند کشور را اداره کنند. هر روز جمعی را به براندازی متهم می کنند و بعضی از معممین نیز هرگونه خشونت و هتاکی و تهمت زدن و حبس و... را تحت عنوان همین براندازیِ بی مبنا و نامعقول مجاز و بلکه واجب می شمارند و آنگاه مصائبی رخ می دهد که گاه همان توجیه کنندگان را ناگزیر از تظاهر به آه و فغان و ناله ی وااسلاما میکند.

شگفتا که این جماعت به دور از عدل و انصاف ابتدا تهمت می زنند و هر گناه ناکرده را به اصلاح طلبان نسبت می دهند و آنگاه بدون هرگونه فرصت و مجالی برای دفاع و تکذیب، آنان را زیر رگبار فحش و ناسزا و چوب و چماق در هر کوی و برزن می گیرند و سپس در همین حال از آنان می خواهند که با این شعارهای ساختارشکن مخالفت کنند، این جماعت در پی آن نیستند که به حقیقت بدانند آیا اصلاح طلبان مخالف این شعارهای ساختارشکن هستند یا نه، آنان در پی آن هستند تا هرگونه مجال دفاع اصلاح طلبان از خود را بگیرند تا بهتر بتوانند آنان را سرکوب کنند؛ چرا؟ تنها و تنها برای اینکه اصلاح طلبان تسلیم محض و مطیع بی چون و چرا نیستند و اصلاح طلبان اینگونه زیست سیاسی را مغایر عزت و کرامتی می دانند که امام برای خدمت در زیر پرچم جمهوری اسلامی به آنان آموخته است، اصلاح طلبان نه تنها به آتش زدن عکس امام (که احتمالا ساخته دست بهانه جویان بوده است) راضی نیستند که جانشان از این رفتار پلید آتش می گیرد، اصلاح طلبان نه تنها آتش زدن قرآن را (که عملی به شدت مشکوک بود) برنمی تابند که اقدام کنندگان را شایسته حداقلی از همکاری و همراهی نمی دانند، اصلاح طلبان نه تنها با شعار علیه رهبری مخالفند بلکه آنان در چارچوب نظامی دست به کار سیاسی زده اند که تمام اصول قانون اساسی آن و از جمله اصول مربوط به رهبری، همگی یک کل منسجم را تشکیل می دهند و از یک اعتبار برخوردارند، و تفسیر هیچیک از اصول آن نباید ناقض دیگر اصول باشد.

ما با شعار جمهوری ایرانی مخالفیم و هرگز از شعار جمهوری اسلامی در کنار استقلال و آزادی عقب نشینی نخواهیم کرد، هرچند که از ناحیه داعیه داران دفاع از آن بیش از پیش بر ما گلوله بارد. هنوز خون جوانان وطن که برای تأسیس جمهوری اسلامی کوچه و خیابان و در و دیوار شهر را رنگین ساخته است نخشکیده است، هنوز خیل عظیم بیش از نود درصد مردان و زنان، صف در صف در سراسر ایران با برگه های "آری" به جمهوری اسلامی شکوه و عظمت خود را به رخ دنیا می کشند و هنوز امام خمینی فریاد میکند: جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد؛ آنگاه کسی می تواند بر ما گمان برد و یا در ما طمع کند که از جمهوری اسلامی عقب نشینی کنیم و با جمهوری ایرانی و امثال آن مخالف نباشیم؟ آنچه ما می خواهیم حفظ جمهوری اسلامی با همه هویت و حقیقت آن است. اصلاح طلبان نه هوس مجلس دارند نه هوای ریاست، همه اینها با همه تمتعات آن ارزانی شما باد؛ ولی خدا را خدا را در حفظ میراث گرانسنگ امام!
******************
از سایت: آهنگ راه
آیت الله موسوی خوینی ها

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (4)