واتسلاو هاول و حقیقت زندگی


خبر در گذشت واسلاو هاول را که خواندم. با شتاب به سایت آمازون سر زدم، با خودم می گفتم هر چه کتاب داشته باشد می خرم. هفت کتاب خریدم. قیمت برخی یک پنس بود. البته هزینه پست افزوده می شود. نخستین کتاب امروز به دستم رسید. زندگی در حقیقت ، کتاب شش مقاله از واسلاو هاول را در بر دارد و شانزده مقاله ای که در باره او نوشته اند. نخستین مقاله هاول نامه ای است که او به دبیر حزب کمونیست چکواسلاوکی، دکتر گوستاو هوساک، در آوریل سال ۱۹۷۳ نوشته است.
نزدیک چهل سال از تاریخ نگارش نامه می گذرد اما نامه همچنان زنده و گویا و نیز مناسب زمانه عسرتی است که ما در آن زیست می کنیم. مثل نامه کافکا به پدرش که تا همیشه خواندنی ست.
مثل نامه های نوری زاد و رضا رییسی
نوشتم زیست تا تفاوت آن با زندگی را در نظر داشته باشم. رژیم های استبدادی فرصت زندگی را از مردم می گیرند. این فرصت از هر کس در هر شرایطی که هست متناسب با وضعیت او از او گرفته می شود. مثلا، تصور کنید شما اهل تجارت و اقتصاد هستید. با پدیده انهدام ارزش پول ملی - که در تمام تاریخ ایران چنین ویرانی پول ملی بی سابقه است.- چگونه می توانید برنامه ریزی کنید؟
تصور کنید اهل فرهنگ و نوشتن یا نشر کتاب هستید. کتاب هایتان منتظر مجوز سال ها می ماند. به عنوان ناشر نمی توانید برنامه ریزی کنید.
هاول بر نکته بسیار مهمی در نامه اش تاکید کرده است. ترس به عنوان مهمترین رکنی است که در جامعه به چشم می خورد. هر اتفاقی و رخدادی رنگ ترس به خود می گیرد. مردم در انتخابات شرکت می کنند، چون می ترسند اگر شرکت نکنند، ممکن است فردا روزی به ان ها بگویند وام به شما تعلق نمی گیرد و یا بدتر از همه شما از اجنبی تاثیر پذیرفته اید. عامل امپریالیسم هستید. معلم سر کلاس نظر خود را سانسور می کند. چون گزارش درس و بحث او به واحد مربوطه در حزب ارسال می شود.
هاول نوشته است، این ترس است که به همه چیز معنا می دهد. مثل هوا که به چشم نمی اید اما همه پدیده ها را در بر دارد، همه ما در آغوش ترس زندگی می کنیم. ریشه تمام رفتار ها و واکنش های مردم ترس است. ترسی که جامعه را از درون متلاشی می کند. بر خلاف نظم و یکنواختی که از بیرون دیده می شود، جامعه از درون ویرانه ای بیش نیست.
دانشجو نگران است که از دانشگاه اخراجش کنند.وکیل نگران است چگونه از موکلش دفاع کند که به زندان نیفتد. یک ملت با ترس زیست می کنند.

**********
Vaclav Havel, living in truth, Faber and Faber, London, 1986
P:3-35

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)