کلمه ی حق...

نامه زندانی رشید و سرفراز آقای ابوالفضل قدیانی، نامه مهم و تامل انگیزی ست. چه اتفاقی افتاده است که شخصیتی مومن، مجاهد، انقلابی پیش از انقلاب و فداکار این چنین اتش به خرمن هر گونه مصلحت اندیشی و عافیت طلبی زده و چنین بی پروا و آشکارا با مقام رهبری سخن گفته است. در کنار امضای نامه امده است: بند ۳۵۰
این اشاره، اشاره گویایی ست، به روشنی از فروریختن برج و باروی رعب خبر می دهد. می گوید زندانی در درونش تکیه گاهی شکل گرفته است، هویتی در او متخلق شده است که ترس و هراس در آن راهی ندارد، همان که سعدی سرود:
موحد اگر زر بریزی برش
ویا تیغ هندی نهی بر سرش
امید و هراسش نباشد ز کس
بر این است بنیاد توحید و بس
پیش از ایشان هم نامه های آقای نوری زاد را خوانده بودیم و می خوانیم، اما نامه قدیانی به تعبیر بیهقی از لونی دیگر است. می خواهم به همین نکته بپردازم که چه اتفاقی می افتد که چنین نامه ای نوشته می شود. نامه ای که به عنوان یک سند تاریخی بدان استناد خواهد شد. تردیدی نیست که در این روزها از مقام رهبری تجلیل و تعریف و ستایش بسیار می شود. تازه ترینش را به قلم دکتر حسن خجسته برادر خانم مقام محترم رهبری خواندم. نوشته اند
(در حقیقت، مرحله‌ی دوم و دوران اصلی شروع جریان رسانه‌ای علیه ما پس از رحلت حضرت امام رحمه‌الله آغاز شد. در این برهه بود كه خیلی سریع تكلیف مملكت روشن شد و یك هم‌گرایی وسیع در سطح توده‌های مردم آشكار شد و بخش عظیمی از ویژگی‌های كاریزماتیك حضرت امام رحمه‌الله به رهبری جدید انتقال یافت.(
بگذریم که ایشان اساسا ضرورت ندیده اند اشاره کنند که مرجع خیلی سریع به چه کسی و به کجا بر می گردد. چه کسی بود که رهبری آیه الله خامنه ای را برغم مخالفت جدی خود ایشان با اصرار و التزام پیگیری کرد و به اصطلاح جا انداخت و مستقر کرد و در برابر چشمان بهت زده ایه الله خامنه ای برای رهبری ایشان از خبرگان رای گرفت.. سخنم با بخش دیگر سخن ایشان است. همان بخش عظیمی از ویژگی های کاریزماتیک حضرت امام رحمه الله،
اگر مقصود ایشان تعارف و مدح و ستایش و یا حتا با انگیزه انشا باشد، سخنی نیست، اما واقعیت این است که ایه الله خامنه ای چنین فرصتی را از دست داد. ایشان می توانست همان ويژگی ها را، البته نه بخش عظیمی از آن را احراز کند. اما این اتفاق نیفتاد. می خواهم به برخی از دلایل و یا علل این عدم اتفاق اشاره کنم
یکم: از آغاز انقلاب آیه الله خامنه ای از خود رویکرد و ذوق نظامی- امنیتی نشان دادند. نمایندگی امام در وزارت دفاع و بعدا هم ریاست کمیسیون دفاع مجلس در دوره نخست، این گرایش در ادبیات ایشان هم به یادگار و زنده مانده است. در قلمرو سیاست و فرهنگ همواره شاهد غلبه واژگان و یا کلید واژه های نطامی- امنیتی در گفتار ایشان بوده و هستیم. تهاجم فرهنگی، عقبه فرهنگی، در خطاب به دانشجویان، فرمودند: شما افسران جبهه فرهنگی هستید و نهایتا ایشان با افکندن چفیه به گردن نماد جبهه و جنگ را زنده نگاهداشتند
دوم: تقریبا تمامی یاران و نزدیکان امام خمینی در دوران رهبری ایشان یا حذف شدند یا استعفا دادند و یا از غصه دق کردند . در پیش نگاه دیگران در جلسه مجمع تشخیص مصلحت جانسپردند و یا آخرین و مهمترین ان ها آیه الله هاشمی رفسنجانی حال و روزش همین است که می بینیم. ممنوع از اقامه نماز جمعه و مسدود شدن سایت و آوار ناسزا های هر روز و شب بر سرش
سوم: به اعتبار همان گرایش امنیتی- نظامی نخست و حذف یاران امام، آیه الله خامنه ای در حلقه ای از نیروهای امنیتی و نظامی قرار گرفت. بی مناسبت نبود که ایشان در شکل دهی دفتر رهبری شاخصترین چهره ها را از عناصری انتخاب کرد که معاونان سابق وزارت اطلاعات بودند. اقایان محمدی گلپایگانی و اصغر حجازی مشهورترین آنان هستند
چهارم: تردیدی نیست که یک بعد مهم ویژگی کاریزماتیک به دانش شخص مربوط می شود. در طی این سال ها و نیز پیش از آن برغم اطلاعات عمومی گسترده و مجلس آرا، هیچ کتاب قابل توجهی از آیه الله خامنه ای منتشر نشده است
پنجم: امام علاوه بر دانش گسترده شان در فقه و اصول و علم الحدیث، دست نیرومندی هم در عرفان و فاسفه داشتند. شرح ایشان بر فصوص ابن عربی، که پیش از سی سالگی ان شرح را با خط خوش استادانه ای نوشته اند، یک نمونه بارز است
ششم: امام همواره خود را فراتر از جریان های سیاسی قرار دادند. در نهاد های اصلی حکومت هر دو گرایش مشهور اصولگرا و اصلاح طلب حضور داشتند. هر گاه ایشان احساس می کردند، یک جریان دارد تضعیف می شود به ترمیم ان می پرداختند
هفتم: امام به مردم نه به عنوان یک تعارف بلکه حقیقتا ایمان داشتند. از این رو به جامعه مدرسین توصیه کردند که چه دلیلی دارد شما برای شهر های مختلف نامزد انتخابات مجلس معرفی کنید. همین توصیه را به جامعه روحانیت مبارز هم کردند.
به گمانم با تاسف بسیار برغم نوشته جناب آقای دکتر خجسته که همیشه می توان در نوشته ها و یا مصاحبه های گهگاه ایشان نکات و فراز های درخشانی یافت. عرض می کنم که آیه الله خامنه ای این فرصت را از دست داد و یا اگر از دست نداده باشد ترمیم ان بسیار دشوار است. رهبری بر کشوری که عالمها ملجم و جاهلها مکرم، نشانه هیج ویژگی کاریزماتیکی نیست. بلکه بر عکس نشانی از یک اضمحلال درونی است. اضمحلالی که وقتی یک ملت با جمعیتی بیش از سه میلیون نفر از میدان امام حسین تا میدان آزادی به صحنه می آید و اعتراض خود را به نتیجه انتخابات اعلام می کند سرکوب می شود. اما اجتماع ده تا بیست هزار نفر در میدان انقلاب حماسه نهم دی تلقی می شود و شاعران در این باره شعر می گویند، و کار به جایی می رسد که شاعر رجعت سرخ ستاره، علی معلم با رندی تمام اعلام می کند که دیگر از شعر گفتن بازنشسته شده است! در یک کلام محصول یک شخصیت کاریزماتیک می توانست چیز دیگری باشد.یک حرف بس است:

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (12)