ترجمه فارسی موسم هجرت به شمال

به لطف نازنینی ترجمه فارسی موسم هجرت به شمال نوشته طیب صالح به دستم رسید. چند صفحه ای بیش نخوانده بودم، به نظرم رسید، با توجه به اهمیت کتاب شایسته است که چاپ های دیگر حتما با بازبینی و ویرایش دقیق صورت پذیرد. از ان جا که کتاب منتشر شده است. برخی از نکاتی را که به نظرم رسید، نوشتم و در مکتوب منتشر می کنم. امیدوارم ناشر و مترجم گرامی و ویراستار محترم به نکات مزبور توجه کنند. البته فقط بخشی از کتاب را خواندم. یادداشت را خطاب به همان عزیزان نوشته ام.

مدیر گرامی نشر چشمه
و
جناب آقای عامری
سلام
امیدوارم شادمان و موفق باشید. ترجمه فارسی موسم هجرت به دستم رسید. دست مریزاد. به خوبی آگاهید که این کتاب به عنوان یکی از صد داستان برتر جهان انتخاب شده است. خوش بختانه زندگی در لندن این فرصت را برایم فراهم کرد تا طیب صالح را به خوبی بشناسم و دوستی ما بنیاد مستحکمی پیدا کرد.
بخشی از ترجمه فارسی را که خواندم، به نظرم رسید اندکی شتاب در کار ترجمه و یا ویرایش صورت پذیرفته است. از این رو خطاهای مهمی در ترجمه رخ داده است. به نظرم برای چاپ تازه حتما این خطاها را بر طرف کنید. به بخشی از آن ها اشاره می کنم:
یکم: ص، ۷
نهنگ هایش از سرما می مردند
در متن واژه حیتان به کار رفته است. این واژه به معنای ماهی هاست. مترجم انگلیسی هم این عبارت را چنین ترجمه کرده است:
Whose fishes die of the cold.
(Penguin classics, p:1)
حیتان واژه ای قرآنی است و به همان معنای ماهی به کار رفته است نگاه کنید به اعراف/۱۶۳

دوم:ص،۸
مادرم با فنجان چای آمد
در متن عربی اشاره ای به فنجان نشده است. از سویی فنجان ما را از فضای روستایی دهکده دور می کند.
ترجمه انگلیسی:
MY mother brought tea.
این ترجمه و اساسا ترجمه انگلیسی که در بخش رمان های کلاسیک پنگوین منتشر شده است، بسیار دقیق است.
پدرم نماز و دعایش را به پایان رساند
در این جمله یک جمله کوچک حذف شده است.
فرغ ابی من صلاته و اوراده فجا
و آمد
سوم:
ص،۹
آیا راست است که آن ها ازدواج نمی کنند و زن و مرد با همدیگر بدون مراسم قانونی زندگی می کنند؟
این جمله بیشتر شبیه اظهار نظر یک زن شهری درس خوانده است و نه ودالریس!
او می گوید:
این درسته که آن ها ازدواج نمی کنند و مردشان با زن به حرام زندگی می کند؟
در ترجمه انگلیسی آمده است:
man lives with a woman in sin?

چهارم: ص، ۱۰
ترسیدم با یک دختر مسیحی برهنه به اینجا بیایی
مترجم نمی دانم چرا واژه غلفا را برهنه ترجمه کرده است.
متن: خفنا ان تعود الینا بنصرانیه غلفا
ترسیدیم نکند با یک دختر مسیحی ختنه نشده برگردی!
مترجم با ترجمه برهنه میناگری صالح را در ساخت فضای دهکده ویران کرده است.
متن ترجمه انگلیسی:
With you an uncircumcised infidel for a wife.
پنجم: ص۱۰
ناله ی آب را در کانال ها... کانال ها از بین می روند...صدها کانال آبیاری و آبیارها

متاسفانه مترجم به دلیل مسامحه، سواقی را کانال ترجمه کرده و متن کاملا پریشان شده است. سواقی همان چرخاب هایی است که در کناره نیل با آن ها آب برداشت می کردند. چیزی شبیه چرخ و فلک بچه ها. دلو ها پر از آب می شدند . تلمبه یا پمپ جای چرخاب را می گیرد و نه کانال
متن انگلیسی: water-wheels
ششم: ص،۱۳
خربزه ی بزرگی در یک دست و زنبیلی پر از پرتقال در دست دیگرش
در یک دست و نیز در دست دیگرش افزوده مترجم است. و آسیب رسان به سبک صالح
متن: یحمل بطیخه کبیره و زنبیلا مملوا برتقالا
انگلیسی:
carrying a large water melon and a basketful of oranges.

همان ص:
نیروی غریبی از قدرت و ضعف در چهره اش وجود دارد
متن: بالمزیج الغریب...
مزیج یعنی آمیزه ای از...
پیداست که نیرویی از ضعف بی معناست.
انگلیسی: strange combination...

هفتم: ص ۱۵

گویی که اسرار کلامم را دریافته بود
متن: کانه سر من قولی
یعنی: گویی از سخنم خوشش آمده بود یا مسرور بود
اصلا ربطی به اسرار ندارد!

هشتم: ص، ۱۶
پدر بزرگت راز را می فهمد
متن: جدک یعرف السر
پدر بزرگت راز را می داند!
پیداست میان راز دانی و راز فهمی تفاوت بسیار است. سخن هم بر سر راز مصطفی است.
انگلیسی: your grandfather knows the secret
به گمانم تا همین جا می توان با اطمینان گفت که کتاب به یک بررسی مجدد و ویرایش تازه نیازمند است
توفیق ناشر و مترجم و ویراستار را امید دارم.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (5)