در باره جدایی نادر از سیمین


انگار بیش از همیشه به جدایی نادر از سیمین نیازمند بودیم تا در هیاهوی بسیاری که مثل توده ای از مه متراکم و سنگین نام ایران را فراگرفته است. پرونده اتمی و بستن تنگه هرمز و انحلال خانه سینما و قیمت سکه و دلار و سه هزار میلیارد و تاخیر بودجه و درس اخلاق اقای احمدی نژاد در آمریکای لاتین و مقاله سردار علایی و... نیاز به پیامی از دوستی و مهر داشتیم. نیاز به: سخن گفتن خوب و آوای نرم...
منتظر بودم ببینم هنرمند افتخار آفرین کشور ما وقتی جایزه گلدن گلوب را می گیرد چه می گوید؟ سخن او همانی بود که می بایست. سخن از مردمی که صلح دوست هستند. این همان چهره ای است که بیش از همیشه تاریخمان بدان نیازمندیم. موقعیت فعلی ما اقتضایش همین است..
به نظر می رسد، در کشور ما یک انشقاق بزرگ اتفاق افتاده است. یک سو پیامش انحلال خانه سینماست. وقتی دیدم کمیسیون فرهنگی مجلس جلسه مشترک با خانه سینما و مدیران وزارت ارشاد را لغو کرده است. به نظرم رسید انگار آب از سرچشمه گل آلود است. از همان جایی که گمان می کند خانه سینما و سینماگران بایستی مثل انگشتری در دست حکومت باشند. از سوی دیگر پیام فیلم جدایی نادر از سیمین ، نشانه ای دیگر از اعتبارکشور و ملت و هنرمندان ماست. از این رو دیدم تمامی روزنامه های حکومتی از کنار این افتخار بزرگ تاریخ سینمای ماخاموشانه گذشته اند و البته روزنامه شرق سنگ تمام گذاشته است..
به نظرم جدایی نادر از سیمین فصلی درخشان در ادبیات سینما و ادبیات داستانی ما خواهد بود. همان گونه که عروسکخانه ایبسن تبدیل به یک رخداد مهم در تاریخ نمایش شد، جدایی نادر از سیمین هم چنین ظرفیتی را داراست که سر فصل تازه ای در سینما و ادبیات ما باشد.
فیلم انگار نمادی از یک قالی خوش نقش و نگار ابریشم ایرانی است. هیچ نقشی رها نیست و به تعبیر کلیشه شده چخوف، تفنگی که بر دیوار است، روزی صدایش را در داستان می شنویم. تمامی شخصیت های فیلم، بدون استثنا دچار منطق موقعیت می شوند. در درون هر یک تقابل راستی و دروغ، مصلحت و حقیقت، خود خواهی و دگر خواهی، ایمان و بی ایمانی معرکه بر پا می کند. فیلمی که مثل آب ساده و روان است، ژرفایی به عمق وجود انسان می یابد..
با خودم می گفتم مگر اصغر فرهادی چه کم دارد تا اینگمار برگمن سینمای ایران شود؟ سینماگری که به تعبیر وودی آلن برای همیشه مهر اندیشه اش به سینمای جهان خورده است.
جدایی نادر از سیمین، به شکل غریب و طنازی وزارت ارشاد و رییس جمهور و دولت را در موقعیت دشواری قرار داده است. آن ها برای یک وزنه بردار یا جودو کار پیام می فرستادند در برابر این پیروزی اندیشه و هنر چه خواهند کرد؟ در ست در همین نقطه است که هنر اصیل و قدرتمند بال هایش را می گستراند و وسعت پیدا می کند. حتا اگر مقامات چشم فرو بندند و وانمود کنند که نمی بینند.. گویی خانه سینما به وسعت همه ایران گسترش یافته است...

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (10)