کلنل خوانی-7

کلنل شاهد است؛ شاهد کرامت و شرافت سربازی خویش...شاهد فرزندانش؛ فرزندان او به پسران و دختران خودش محدود نمی شود. همان دو پاسدار مسلحی که نیمه شب بارانی به خانه اش می ایند؛ تا او را به دادستانی و بعد برای دفن پروانه به گورستان ببرند؛ با انها هیچ مساله ای ندارد. آن ها را فرزندانم خظاب می کند، نگران حال و روز انهاست...
تفاوت ادبیات با سیاست همین است. سیاست قلمرو کینه جویی و طرد و قتل و حذف رقیب به هر قیمتی است؛ در جهان ادبیات چنین نیست. نگاه فردوسی را ببینید، هم برای رستم دل می سوزاند و هم برای اسفندیار. دولت ابادی در مصاحبه اش با جمشید برزگر به نکته بسیار مهمی اشاره کرد:
" روزنامه ها و مجلات خارجی هم از من خواستند، مطلبی برای مسایل پس از انتخابات 88 بنویسم. من در آن انتخابات شرکت کردم، به اقای مهندس موسوی رای دادم، رایم را هم پس نگرفتم؛ اما دیدم چی بنویسم. بخشی از ملت ما با بخشی دیگر چنان رفتاری داشته است؛ تعبیر خوبی نیست اما همین است؛ انسان که توی یقه ی خودش تف نمی کند!"
نگاه و زاویه دیدکلنل هم همین است. اساسا نمی توان بین این جوانان که در دو سو ایستاده اند یک خط قاطع کشید. وقتی دوجوان وارد خانه کلنل می شوند، یکی از ان ها نگاهش روی عکس محمد تقی پسر دوم کلنل خیره می ماند...
"- محمد تقی من سال اول پزشکی بود...
- می شناختمش...من می شناختمش...
- شاید نه چنان حرفی زده و نه چنان جوابی شنیده بود. اما کلنل از حس خود و از حالت و قواره ی ایستاده ی جوانک چنین استنباط کرد و این طور فهمید که او پسرش را می شناخته ..." کلنل با خود می گوید:" مثل خود محمد تقی بی تاب است."(ص:16)
- پیش از این هم وقتی جوانان را دعوت کرد به خانه اش بیایند و زیر باران نمانند.خطاب به آنان گفته است:" پسرهایم...فرزندانم!...بفرمایید توی اتاق، زیر باران که درست نیست." (ص:13)
- ما بیش از همه هنگام تاریخمان به این نگاه نیازمندیم...اگر حکومت ما در همان سال ها به جوانان کشور از همین زاویه نگاه می کرد...زاویه فرزندان من، بسیاری از قتل ها و قتل عام 1367 اتفاق نمی افتاد. آیا اگر کلنل به هنگام منتشر می شد و دادستانی یا قاضی یا تصمیم گیرنده ای کتاب را می خواند و با خواندن و اندیشیدن در باره نحوه نگاه کلنل...چشمش به اشک می نشست و قلبش تکان می خورد؛ باز هم شاهد جوان کشی بودیم؟
- یکی از درخشانترین تابلوهای زندگی مسیح همین است. شبان بره های گمشده ی بنی اسراییل...( متی، باب 15 ایه 24)
- همان سخن دیگر مسیح: " شنیده اید که گفته شده است همسایه ی خود را محبت نما و با دشمن خود عداوت کن* اما من به شما می گویم که دشمنان خود را محبت نمایید و برای لعن کنندگان خود برکت بطلبید و به آنانی که از شما نفرت کنند احسان کنید" ( متی/5/44)

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)