خدمتگزار به تمام معنا

قائم مقام محترم حزب موتلفه استاد اسدالله بادامچیان، گویی خواسته است تاثیرماندگار سخن استاد حبیب الله را از میان بردارد. آقای عسکراولادی از تعبیر برادر استفاده کردند و سخنانی که شهره عام و خاص است. اقای بادامچیان از تعبیر خائن به تمام معنا بهره برده اند و هر کس به قدر همت خود خانه ساخته ، تردیدی نیست که ایشان حتما برای داوری خود توجیه و یا ادله ای دارند. در مجلس اول ، به عنوان نامزد وزارت خارجه و نیز نامزد نخست وزیری، به مهندس موسوی رای اعتماد داده شد. در هر دو بار پیش از رای اعتماد، یکی از نمایندگان تهران که مرحومه شده اند و خداوند ایشان را بیامرزد عکسی از خانم رهنورد به نمایندگان نشان می داد که ببینید: حجاب ندارد! عکس سال های پیش از انقلاب بود، و البته ایشان نمی گقت که یکی از تاثیرگذارترین کتاب ها در باره ی حجاب را خانم رهنورد با نام مستعار زینب بروجردی نوشته اند و در همان سال های انقلاب آن کتاب فراوان منتشر شده است. ان کار خلاف شرع و اخلاق و مروت ، کارگردانش هر که بود، اما کارگزارش همان مرحومه، البته شکست خورد…
وقتی تعبیر خائن به تمام معنا را دیدم. دریغم امد که دو نکته را مطرح نکنم.
یکم: مهندس موسوی آینه صفا و صداقت و راستی و مروت است. زلال مثل باران بهاری و گرم و دوست داشتنی مثل آفتاب…با صدای بلند می توان گفت که همکاری با ایشان برای همکاران سابق او، افتخار یک عمر است.
غروب بود و وقت گفتگویم با مهندس موسوی تمام شده بود. در تدارک تقدیم بودجه به مجلس بودیم. بودجه ای که همواره سر وقت به مجلس تقدیم می شد. دیدم در قفسه کتابخانه او کتاب هایی با قطع بزرگ و جلد مخملی با عطف طلاکوب وجود دارد. نوشته بود: مذاکرات شورای انقلاب! به مهندس موسوی گفتم می توان این مذاکرات را از شما امانت گرفت و خواند!
- بله می شود منتها نباید کپی برداری یا یادداشت!
پذیرفتم. و تمام مذاکرات را که توسط دکتر عباس شیبانی به عنوان دبیر شورا تنظیم شده بود خواندم. از حافظه نکته ای از مذاکرات را برایتان نقل می کنم.
آیه الله خامنه ای به عنوان عضو شورا، آقای مهندس موسوی را به عنوان عضو جدید معرفی می کنند. بر اساس همان تصمیمی که قرار بوده است اعضای شورا افزوده شوند و غیر روحانیون هم در شورا دیده شوند. اقای خامنه ای در باره ی شخصیت مهندس موسوی صحبت می کنند، با تاکید بلیغ بر تدین، شخصیت انقلابی و خوش فکر بودن مهندس موسوی. آیه الله بهشتی رییس جلسه بوده اند. می گویند. بسیار خوب من سخن اقای خامنه ای را خلاصه می کنم، در یک کلام مهندس موسوی هم خامنه ای است!
پیداست که این سخن چه لطف و ابعادی داشته است.
دوم: مرداد ماه سال ۱۳۶۸ بود. عمر دولت مهندس موسوی رو به پایان بود و اخرین جلسه معاونان نخست وزیر در دفتر معاونت حقوقی و امور مجلس، در طبقه نخست ساختمان نخست وزیری تشکیل شده بود. یکی از دوستان پیشنهاد کرد خوب است جمع ما به عنوان معاونان نخست وزیر برای ایشان یک هدیه یادبودی تهیه کنیم. من گفتم : خوب است یک گلیم برای ایشان بگیریم! هم ساده است و هم هنری. از همان گلیم فروشی روبروی وزارت بازرگانی در ولی عصر! آقای معیری که سکوت کرده بود و مثل همیشه با تانی و دقت حرف می زد. گفت: مهندس موسوی باید خانه اش را تغییر دهد. من با خبر شدم که وسایل ابتدایی زندگی را ندارند. مثل یخچال، اجاق گاز و… بهتر است همین وسایل را بخریم. همان شد و مهندس موسوی هم در فهرست دارایی هایش اشاره کرده که ان لوازم را معاونان به عنوان هدیه فراهم کرده اند.
پایان مسوولیت ایشان بود به عنوان نخست وزیر…با شبانه روزی به طور متوسط ۱۶ تا ۱۸ ساعت کار… بدون داشتن وسایل اولیه زندگی و سرشار از امید
مهندس موسوی خدمتگزار به تمام معنا بود و هست. و البته :
فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان
آن گه شود پدید که نامرد و مرد کیست
پیشوای بزرگوار ما امام علی علیه السلام یاران خود را از ناسزا گویی به معاویه و یارانش که در برابر امام علی دست به اسلحه برده بودند، بر حذر می داشت و به آنان می گفت: انی اکره لکم ان تکونوا سبابین
برای من ناخوشایند است که شما ناسزا بگویید…این ناسراگویی و پرخاش و خشونت شتری ست که هر روز و ماه و وفصل بر در خانه کسی می خوابد. روز ۲۲ بهمن نوبت رییس مجلس رسید.ا!

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (13)