دنیا بر عکس می گردد!

در خبر ها آمده بود، که عکس مرا دوباره بر دیوار سالن کنفرانس دفتر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، جناب اقای علی جنتی نصب کرده اند. سایت ها هم تیتر زدند: مهاجرانی به وزارت ارشاد بازگشت! که کژتابی این تیتر اشکارست. راستش این ایده از خودم بود! تا با نگاه به عکس ها بدانم روزی دوران وزارت تمام می شود و حد اکثر عکسی می ماند بر دیوار. نمی دانستم که وزرای پر شور و انقلابی، اقایان صفار هرندی و حسینی به عکس حمله ور می شوند و عکس را بر می دارند و پیروز می شوند و خود را به ثبت می رسانند. به تعبیر مرحوم فخرالدین حجازی:
ندیدم به تاریخ مردان مرد
که جیشی به عکسی شود هم نبرد!
به حمد الله، نخوت باد دی و شوکت خار اخر شد. پیدا بود که آن حرکت غریب در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و اخلاق نمی تواند ماندگار باشد. به تعبیر حکیمان، حرکت قسری تداوم ندارد. اگر اندکی اگاهی فرهنگی و یا شناخت عرفی داشتند می دانستند که تاریخ را نمی شود حذف کرد. مثلا فرض کنید بخواهند جلسه استیضاح را از مذاکرات مجلس حذف کنند و…
به هر حال از وزیر محترم و شایسته فرهنگ و ارشاد، جناب اقای جنتی بسیار ممنونم! اما به نظرم انتشار کتاب هایم که تماما در دوران وزرای پیش و پیشین متوقف شده است، مهمتر از عکس است. برخی کتاب هایم مانند: پیام اور عاشورا و انقلاب عاشورا و نقد آیات شیطانی و سلمان فارسی و…هر سال چاپ می شدند. رمان بهشت خاکستری تقریبا تا چاپ هشتم هر ماه چاپ می شد. تمام این کتاب ها در بند مانده اند. اگر از من بپرسید می گویم، کاش عکسم همچنان در بند می ماند اما کتاب هایم منتشر می شد! به ویژه رمان باغ فردوس، که سال هاست در انتظار اجازه مانده است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (12)