سخنی با آفتاب لب بام...آیه الله جنتی

آیه الله جنتی در نماز جمعه تهران، زندانیان در حصر خانگی را مشمول رافت اسلامی دانسته اند و گفته اند: آنان مفسد فی الارض هستند و بر اساس قرآن و فقه حکم آن ها اعدام است.
آیه الله جنتی مجتهد هستند و حتا در اغاز انقلاب در خوزستان رییس دادگاه هم بوده اند و لابد حکم اعدام هم داده اند…آیا این حکم ایشان که در نماز جمعه اعلام شد مثل حکم سه سال پیش ایشان می تواند عمل شود؟ سه سال پیش در نماز جمعه تهران فرمودند: این ها را باید در خانه شان زندان کرد. تلفن اینها را قطع کنید. اینترنتشان را قطع کنید تا نتوانند تماس داشته باشند و فساد کنند…توصیه ایشان انجام شد.
اکنون پس از سه سال حصر فرموده اند که آنان مفسد فی الارض هستند و حکمشان بر اساس قرآن و فقه اعدام است.
ایا برداشت آیه الله جنتی از قران و فقه درست است؟ قران و اسلام همین است که ایشان می گوید؟و یا از اساس ایشان در فهم خویش از ایات و روایات دچار خطا شده اند؟
به نظرم اشتغال ایشان به سیاست و امور دیگر مجال اندیشه در آیات قرانی را از ایشان گرفته است. چنان که می دانیم ایشان مطلقا نوشته ای در تفسیر قران مجید و یا در باره فقه ندارند تا بتوان

در باره دانش و اندیشه ایشان مستند سخن گفت. خود ایشان هم متواضعانه و با صراحت در متن زندگی نامه شان در سایت مجلس خبرگان نوشته اند: تأليف و تحقيقى ندارم، تنها چند ترجمه از كتب حديث دارم؛ مانند: اثبات الهدات، ايقاظ الهجعه، تحف العقول و... .؛
ان چه در دسترس ماست همین خطبه های نماز جمعه و نیز دیگر سخنرانی هاست.
تنها یک نکته را می خواهم باایشان در میان بگذارم: عنوان مفسد فی الارض در باره کسانی است که امکان حکومت و ولایت دارند. بر امور سیطره دارند. و حوزه نفوذ اقتدار… علامه طباطبایی، تولی را در آیه به همین معنا تفسیر کرده است.

قوله تعالى: { وإذا تولى سعى في الأرض ليفسد فيها } " إلخ " ، التولي هو تملك الولاية والسلطان، ويؤيده قوله تعالى في الآية التالية: { أخذته العزَّة بالإثم }
و اما نکته دوم: آیه الله جنتی در زندگینامه خویش از آیه الله حاج اقا رحیم ارباب به عنوان استادی که در شکل دادن شخصیت ایشان موثر بوده اند یاد کرده اند.

هر چه اندیشیدم که مشی تند و شتابزده ایشان چه نسبتی با آیه الله ارباب دارد که نماد وقار و طمانینه و معنویت وارامش و اندیشه بود، راه به جایی نبردم…روزی آیه الله ارباب گفته بودند
چهار یا پنجساله بودم. در خانه مان دیدم جوجه ها دارند به پوسته تخم مرغ نوک می زنند و بیرون می ایند. دیدم جوجه ای نوک می زند، اما نمی تواند از پوسته بیرون بیاید خواستم کمکش کنم. پوسته را شکستم، اما جوجه مرده بود…اکنون شصت سال است که با خودم در تقلایم که جواب آن جوجه را چه بدهم…
به قول سعدی:
شنیدم که مردان راه خدا
دل دشمنان را نکردند تنگ
تو را کی میسر شود این مقام
که با دوستانت خلاف است و جنگ
کروبی و موسوی و رهنورد که دشمن نیستند! دوست اند و آزاده و خیر خواه. اگر هم دشمن بودند قرآن می گوید: به گونه ای رفتار کنید که دشمن دوست صمیمی شما بشود.
و سوم: مگر می شود حکم را پیش از محاکمه داد؟ کدام فرد به دستور زندانیان در حصر کشته شده است؟ و..
نمی دانم اینگونه سخن گفتن با شان امام جمعه و جماعتی که همگان را و خویش را به تقوا توصیه می کند و می بایست هم عادل باشد و هم بر خلاف مروت سخنی نگوید و مشی نکند. این شیوه گفتار تا چه حد با عدالت و مروت و جوانمردی سازگار است؟
کاش این رافت اسلامی اجازه می داد که نور آفتاب و هوای تازه در آن اتاق ها بتابد و بیاید و بپاید...هوا را از زندانیان دریغ نکنید!

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (14)