تحریف تاریخ به همین آسانی!

خداوند رحمت کند مرحوم استاد علی اکبر پرورش را. ایشان را از دوران دانش آموزی دقیقا از سال ۱۳۴۹ می شناختم. من عضو انجمن حجتیه شهرستان اراک بودم و ایشان گهگاه برای سخنرانی به اراک می آمدند و شیرین و خوش زبان سخن می گفتند با طنزی نمکین...سال ۱۳۵۲ که به دانشگاه اصفهان رفتم. با انجمن اصفهان تماس گرفتم و معرفی نامه را نشان دادم. رییس انجمن اراک مرحوم شاه کرمی برایم نوشته بود. آقای پرورش در همان جلسه نخست فرمودند شما دانشجو هستید. توجه داشته باشید که ما نمی دانیم سیاست را با صاد می نویسند یا با ث سه نقطه. گفتم: یعنی سیاست انجمن همین است! بلند خندید و ناگاه خنده اش مثل کات تمام شد. شور و شوق سیاسی داشتم و دیگر نمی توانستم انجمنی باشم. از این رو از همان آغاز دانشجویی ارتباط تشکیلاتی با انجمن نداشتم. بلکه به نماز جمعه مرحوم آیه الله طاهری در مسجد حسین آباد و نماز جمعه آیه الله غروی در کارخانه چوب بری آن سوی پاسگاه پلیس راه اصفهان-تهران می رفتم...
در پنجم خرداد ماه ۱۳۵۹ به عنوان نماینده شیراز به تهران رفتم. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که از نامزدی ام در انتخابات حمایت کرده بود و دو تن از شاخص ترین دانشجویان دانشکده مهندسی دانشگاه شیراز سازمان دهندگان اصلی سازمان مجاهدین انقلاب بودند. آقای وحید شاهچراغی- بعدا وزیر دفاع جمهوری اسلامی و دکتر قاسم کاکایی، استاد برجسته فلسفه دانشگاه شیراز- نشانی سازمان را در تهران به من دادند. گفتند سازمان چگونگی اقامتم را مدیریت می کند. از میدان بهارستان که به سمت خیابان مجاهدین پیچیدم و دنبال پلاک ۱۵۵؟ می گشتم دیدم، استاد پرورش هم دارند به پلاک ها نگاه می کنند. به جای کیف یا چمدان در زیر بغل بقچه ای سفید داشتند که خیلی خوب تا خورده و سنجاق خورده بود.سلام کردم. مرا شناختند و با هم دفتر مرکزی سازمان را پیدا کردیم! که داستان همکاری ما با سازمان بماند تا روزگاری دیگر...
نمی دانم چگونه نویسندگان زندگینامه استاد پرورش ایشان را محور مبارزه در اصفهان معرفی کرده اند. محور مبارزه در اصفهان در یک دوره طولانی دست کم از خرداد ۱۳۴۲ تا بهمن ۱۳۵۷ مجاهد عظیم الشان حضرت ایه الله طاهری اصفهانی و پس از ایشان برادر گرانقدر جناب آقای فضل الله صلواتی بودند. که با استقبال تاریخی مردم اصفهان پس از آزادی و بازگشت به اصفهان روبرو شدند. مرحوم آیه الله احمدی هم یکی از ستارگان انقلاب در استان اصفهان بودند. مرحوم پرورش با بازداشت کوتاه مدت در دوران حکومت نظامی شناخته شدند و گرنه چنان که می دانیم مشی ایشان و لزوما انجمن حجتیه مشی مبارزه نبود. چه رسد به اینکه از تعبیر محور مبارزه استفاده شود. خداوند ایشان را رحمت کندکه اهل دعا و ابتهال بودند، اما نه محور مبارزه در شهر انقلاب خیزی مثل اصفهان
امیدوارم آسیب و آفت تاریخ نویسی از نوع اتحاد جماهیر شوروی سابق به سراغ ما نیامده باشد. که مثلا بشود تاریخ انقلاب را با کمرنگ کردن نقش آیه الله هاشمی رفسنجانی و یا تاریخ جنگ را با حذف نقش دولت مهندس موسوی بتوان نوشت... داشتم کتاب یادداشت های قرن برنارد لویس را می خواندم. برنارد لویس نوشته است:
تاریخدانان وظیفه پیش گوییآینده را ندارند. این کار-پیشگویی- کار پیامبران است. اما نمی توان در برابر پرسش های مصرانه مقاومت کرد که از شما به عنوان یک مورخ می پرسند : چه خواهد شد؟
سمیناری در رم تشکیل شده بود تا مورخان در باره همین موضوع صحبت کنند. پرسش این بود: مورخان بایست یا نبایست در باره آینده پیشگویی کنند؟
یک استاد تاریخ از شوروی آمده بود. او در طول بحث کاملا سکوت کرده بود. از او خواستند که نظرش را بگوید؟ گفت: مشکل شما این است که چگونه در باره آینده پیشگویی کنید. مشکل ما مورخان شوروی بر عکس این است که چکونه گذشته را بنویسیم !

)Bernard Lewis, notes on a century,Phonix, 2013. P.157)
امیدوارم تاریخنویسی در ایران سرنوشت شوروی سابق را پیدا نکند.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (18)