شیعه امامیه-۴

گفتار نخست
پیدایش شیعه امامیه
عبدالکریم شهرستانی در مقدمه سوم کتاب ملل و نحل به نکته مهم و لطیفی اشاره کرده است، در اغاز آفرینش آدم، ماجرای اختلاف شیطان و خدا و آدم بر سر خلیقه - منشا خلقت ادم و شیطان-آغاز شد. شیطان به منشا افرینش خود استناد می کرد که:

قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِين ، سوره ص/ ۷۲
گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفريده‌اى و او را از گِل آفريده‌ای» ، من یا او؟ اغاز ماجرای انسان و شیطان بود. شهرستانی می گوید، اختلافات در بین مسلمانان هم بر سر خلیفه-ماجرای خلافت- پدید امد.(۱) من یا او؟ چه کسی می بایست یا به مصلحت بود که خلیفه پیامبر اسلام شود؟ برای این که توجه داشته باشیم این ماجرا چه دامنه و ژرفای غریبی می تواند پیدا کند؛ امام خمینی در نخستین کتاب خویش، کشف اسرار که در پاسخ کتاب، اسرار هزارساله، حکمی زاده نوشته اند و نیز نیم نگاهی هم به کسروی دارند؛ داوری قابل تاملی در باره اختلاف مجتهدان شیعه مطرح کرده اند: « اختلاف بین مجتهدین مذهب شیعه را باید از روز سقیفه دانست، زیرا اختلاف آراء از اختلاف اخبار است و اختلاف آن بیشتر از صدور اخبار تقیه است…اگر امامت به اهلش رسیده بود تقیه پیش نمی آمد پس آن چه تا کنون به مسلمان ها رسیده آثار روز سقیفه باید شمرد.» (۲)
در باره پیدایش شیعه، پنج نظریه متفاوت وجود دارد. بخش عمده این نظریه ها، سرچشمه و علت و یا دلیل پدید امدن شیعه را سیاسی می دانند. منتها در باره زمان پیدایش و حادثه منشا پیدایش، تفاوت نظر دارند.
الف: منشا سیاسی
یکم: شیعه پس از ماجرای جانشینی پیامبر اسلام در سقیفه در سال ۱۱ هجری پیدا شد.
دوم: پیدایش شیعه پس از شهادت عثمان خلیفه سوم، و پیرو اختلاف بین علی و معاویه در سال ۳۵ هجری شکل گرفت.
سید محسن امین در نقد مقاله المنار که با عنوان: الحصون المنیعه فی رد ما اورده صاحب المنار، نوشته است. درباره علت تقسیم مسلمانان به دو گروه، به حادثه قتل عثمان و پیدایش دو گروه علویه و عثمانیه اشاره می کند.(۳)
در فروع کافی نیز حدیث قابل تاملی وجود دارد که تعبیر شیعه عثمان در آن مطرح شده است.(۴)

سوم: با جدا شدن طلحه و زبیر و شورش آنان علیه علی بن ابی طالب، شیعه پدیدار شد
چهارم: پیرو ماجرای سعادت حسین بن علی و یاران او در کربلا در سال ۶۱ هجری شیعه تاسیس شد.
ب: منشا اعتقادی
شیعه در زمان پیامبر اسلام به عنوان یک مدرسه فکری و اجتماعی با مرکزیت علی ابن ابی طالب شکل گرفت.
این نظریه توسط نویسندگان و متفکران شیعه مانند علامه سید محمد حسین طبا طبایی و کاشف الغطاء و سید مرتصی عسکری مطرح شده است. در این نظریه وجه فکری و هویتی شیعه مورد توجه بوده است. در نظریه های گروه الف، مطلقا سخنی از سرچشمه و منشا قرآنی و نیز احادیث پیامبر اسلام و نیز زمان پیامبر،و یا شیعه به عنوان یک مدرسه فکری، گفته نمی شود. شیعه تنها یک جریان سیاسی است که بر سر ماجرای جانشینی پیامبر و یا بعدا بر سر خلافت به نحو اعم، شکل گرفته است. دیدگاه نخست ماهیت و گوهر تشیع را امری سیاسی می داند که بعدا در طول سال ها تحول پیدا کرده است و تبدیل به یک مذهب با ساختار کلامی، فقهی خاص خویش شده است. گویی شیعه میوه ای بوده است که نخست پوسته ان شکل گرفته و بعدا هسته و گوهر پیدا کرده است. بیشتر نقد هایی که بر شیعه نوشته شده است. مانند کتاب فجرالاسلام نوشته احمد امین و یا محموعه کتاب های احسان الهی ظهیر مانند الشیعه و التشیع ونیز الشیعه و السنه، بر اساس همین دیدگاه نوشته شده است.
دیدگاه کسروی را هم می توان در همین مجموعه قرار داد. از دید ایشان، یکم: شیعی گری ماهیت سیاسی دارد. دوم: در زمان علی و معاویه بر سر خونخواهی شهادت عثمان پدیدار شده است. البته کسروی با مسامحه نسبت به نظر خود، که در آغاز گفتار اول شیعی گری مطرح کرده است، در گفتار دوم آغاز پیدایش شیعی گری را در سده دوم هجری می داند.(۵)
دیدگاه دوم بر عکس باور دارد که در آغاز ما شاهد شکل گیری هسته و مرکزیت شیعه در زمان پیامبر اسلام هستیم. وقایع سیاسی مثل ماجرای سقیفه، جنگ جمل و حادثه کربلا موجب بروز بیشتر و تشخص اجتماعی و سیاسی تشیع شده است. دیدگاه نخست اصل را خلافت می داند و از زاویه سیاسی و یا رقابت های محتوم در قلمرو سیاست، به بررسی پیدایش شیعه پرداخته است. دیدگاه دوم اصل را امامت تلقی می کند. این دیدگاه را می توان دیدگاهی اعتقادی یا ایدئولوژیک خواند.البته امامت و خلافت ممکن است گاه با یکدیگر جمع شود، مانند امامت و خلافت امام علی در دوره حاکمیت ایشان از سال ۳۵ تا ۴۰ هجری؛ و نیز ممکن است امامت مستقل از خلافت تداوم پیدا کند. مثل امامت امام باقر و امام صادق و سایر امامان.

پی نوشت:
(۱)- عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، مقدمه سوم، ص، ۷،
(۲)- امام روح الله خمینی، کشف اسرار، قم، انتشارات آزادی، بی تا صص: ۱۳۵و ۱۳۶ *
(۳) http://www.al-shia.org/html/ara/books/?mod=aqaed&start=30&end=40
احسان الهی ظهیر، الشیعه و التشیع، ص، ۱۵
(۴)-فروع کافی، جلد ۸ ، حدیث شماره: ۲۵۳، ص. ۲۰۹
در باره احادیث کافی بایست با دقت به متن هر حدیث و درجه وثاقت آن توجه داشت. نقد های بسیاری که در باره شیعه نوشته شده است. مستند به برخی احادیث نقل شده در کافی است.
در باره کافی و میزان سندیت و وثوق آن، آیه الله شبیری زنجانی، مرجع محترم تقلید و محقق بی نظیر علم رجال، سلسله درس هایی در چهل جلسه، در باره اعتبار احادیث کافی دارند، بررسی بسیار دقیق و موشکافانه؛ این سلسله درس ها در نشانی ذیل در دسترس است.
http://www.eshia.ir/Feqh/Archive/Shobeiry/Rejal/62
علاوه برآن علامه سید مرتضی عسکری نیز در کتاب معالم المدرستین، که در واقع کتاب شاخص در باره شیعه امامیه است، به این موضوع پرداخته اند. ایشان با صراحت نوشته اند:
مدرسه اهل بیت، تمامی احادیث روایت شده در کتاب های چهارگانه شیعه، کافی و من لا یحضره الفقیه و استبصار و تهذیب را صحیح نمی داند. چنان که در مدرسه خلافت هم چنین داوری در باره احادیث نقل شده در صحیح مسلم و بخاری وجود دارد. کتاب کافی قدیمی ترین کتاب از کتاب های جهارگانه شیعه است. از مجموعه ۱۶۱۲۱ حدیث، ۹۴۸۵ حدیث آن ضعیف به شمار می رود.
( سید مرتضی عسکری، معالم المدرستین، ج ۳، ص ۳۴۳)
(۵)- شیعیگری، صص ۳۹ و ۶۹

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (6)