شیعه امامیه-۵

نویسندگان و پژوهشگرانی که پیدایش شیعه و یا تشیع را- معمولا تفاوت و وجه تمییز بین شیعه و تشیع در نوشته های این گروه دیده نمی شود- امری سیاسی می دانند. باور دارند که وقایعی مثل شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش در محرم سال ۶۱ هجری در کربلا، موجب گشترش یک نظریه سیاسی شد. می توان از دکتر حسن ابراهیم حسن (۱۸۹۲-۱۹۶۸) به عنوان یک نمونه شاخص در این قلمرو یاد کرد. کتاب تاریخ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایشان، از مشهورترین کتاب های معاصر در باره تاریخ اسلام به شمار می رود. در بسیاری از دانشگاه های کشور های عربی و سلامی این کتاب به عنوان کتاب درسی معرفی می شود. تاریخ سیاسی اسلام اخرین پژوهش دکتر ابراهیم حسن بود که جلد چهارم آن پس از درگذشت ایشان منتشر شد. دکتر ابراهیم حسن، گویی از پژوهش گران سنگ علامه مرتضی عسکری بی خبر بوده است. کتاب علامه عسکری در سال ۱۳۸۰ هجری قمری، ۱۹۶۰ میلادی در نجف اشرف منتشر شده است و سال بعد هم این کتاب در مصر نشر مجدد شده است. دکتر حامد حفنی در ۱۲ اکتبر ۱۹۶۱ بر کتاب عبدالله بن سبا نقد درجه اولی نوشته و کتاب را از بعد پژوهشی در تاریخ معاصر بی نظیر خوانده است.(۱) تنها می توان احتمال داد، که دکتر ابراهیم حسن در زمان نگارش جلد نخست تاریخ خود از کتاب علامه عسکری بی خبر بوده است.ابراهیم حسن بین نظریه سیاسی شیعه و گسترش شیعه تفاوت قائل شده است.
« کشته شدن حسین بن علی در سرزمین کربلا و پیروانش، شعله تشیع را در جان های شیعه برافروخت و موجب یگانگی آنان شد. پیش از آن شیعیان هدفی یگانه نداشتند بلکه گرایش ها و خواست های آنان گونه گون بود. پیش از کشته شدن حسین بن علی، شیعه یک نظریه سیاسی بود که در دل های شیعیان راه پیدا نکرده بود. وقتی حسین به شهادت رسید و تشیع با خون او آمیخته شد و در دل های شیعیان ریشه هایش محکم شد؛ تبدیل به یک باور نیرومند گردید.» (۲)
ابراهیم حسن، ریشه ها و نحوه گسترش نظریه سیاسی شیعه را دقیق مطرح و بررسی نکرده است.
پرسش اصلی و تعیین کننده این است: شیعه به عنوان یک نظریه سیاسی پدید آمد و یا به عنوان یک نظریه اعتقادی و مدرسه فکری. نکته قابل توجه این است که طرفداران منشا شیعه به عنوان یک نظریه سیاسی، مطلقا به مبحث امامت در شیعه و به متون اصلی در این بای یعنی قرآن مجید، احادیث پیامبر اسلام و نهج البلاغه امام علی به عنوان یک ماخذ با اهمیت توجه نکرده اند. از این رو در حجم انبوهی از کتاب که هر ساله و بلکه هر ماه و هفته در رد و نقد شیعه نوشته می شود، همان سخنان معروف تکرار می شود. شیعه یک نظریه سیاسی است. عبدالله بن سبا آن را پدید اورد و قوم فارس به تقویت و گسترش آن پرداختند. بدیهی است که هر سه بخش این داوری شایسته بررسی و پژوهش است. احمد کسروی هم همین نظر را تکرار کرده است. البته ایشان اشاره ای به نقش عبدالله بن سبا و یا تاثیر ایرانیان در تاسیس یا ترویج شیعه نکرده اند..
فرضیه این پژوهش این است که: شیعه یک مکتب فکری و اعتقادی است، این مکتب یا مدرسه فکری اساس و بنیاد قرانی دارد. مبتنی بر سخن و سنت و سیره پیامبر اسلام شکل گرفته و بالیده است. حوادث سیاسی همانند ماجرای سقیفه، کشته شدن عثمان، جنگ جمل و صفین و واقعه کربلا، قیام توابین، نهضت زیدیه و همانند آن، موجب بروز و نمود سیاسی و اجتماعی این مدرسه فکری شده است. می توانیم از واژه شیعه، هنگامی که بر وجه فکری و نظری و کلامی و فقهی تاکید داریم استفاده کنیم و از واژه تشیع، هنگامی که بر بعد سیاسی و اجتماعی تاکید خواهیم داشت، بهره می گیریم..
پی نوشت:
*************
(۱)- علامه مرتضی عسکری، عبدالله بن سبا، ج ۱، ص. ۱۹ ( مکتبه الشیعه)-

حسن ابراهیم حسن، تاریخ الاسلام السیاسی و الدینی و الثقافی و الجتماعی، مکتبه النهضه المصریه، جلد یکم صفحه:۳۲۶(۲)

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (12)