جان جهان دوش کجا بوده ای...

با درخشش نخستین سپیده سحری، امروز...مولانا شیخ ناظم حقانی، روح روشن صیقل خورده اش از تخته بند تن رها شد...در برابرم آینه چشمان او همیشه زنده است. آن چنان زنده و سرشار از زلالی و روشنایی و صفای ناب که مرگ هم نمی تواند بر آن آینه زنگاری بنشاند...
او برای ما، به مثابه جلوه ای از پیامبر اسلام در میان یاران و پیروان و دوستان و مریدانش بود. بارقه ای از همان محبت و خلق کریم و عظیم...خانه او به روی همه باز بود و روی او و سینه او هم گشوده
شیخ ناظم یک فرد نبود یک راه بود
راهی بسوی معنویت و اخلاق و خردمندی ناب

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)