فلسطینی ها...


غزه مثل آینه‌ای است که هر کشور، ملت، گروه و سازمان سیاسی و یا یک فرد به عنوان انسان می تواند سیمای خویش را در آن ببیند. طرفداری از آزادی و حقوق انسان و دموکراسی و مبارزه با ستم، در کارگاه غزه سنجیده می شود. فلسطینی‌های غزه، با شکیبایی و پایمردی، با قامتی استوار و گردن هایی افراشته در برابر یورش همه جانبه اسراییل ایستادند.

وقتی گفتگوی جوانان محله خزاعه ی غزه با شبکه المیادین را می دیدم. جوانی گفت: اینجا خزاعه است، اینجا تاریخ است، اینجا مقاومت است، بار دیگر از خانه‌هایمان نمی رویم. هجرت دومی در کار نیست.؛
در پس صحنه، آواری از خانه‌ها دیده می شد. جوان می گفت: خانه‌هایمان را دوباره می سازیم. جوان فلسطینی- شاید بیست سالش هم نبود، سخن می گفت؛ ذهنم پر کشید. تابلوهای ماندگار عبدالوهاب البیاتی و سمیح القاسم در ذهنم تداعی شد. نخست شعر سمیح القاسم، شاعر فلسطینی که به ایران هم آمده بود و سید حسن حسینی در جلسه بزرگداشت سمیح القاسم شعری به زبان عربی خوا

سمیح! نام تو را منفجر کردند
س م ی ح
از آن مسیح رویید!

سمیح القاسم دیوانه این تعبیر شگفت انگیز سید حسن حسینی بود…

سمیح شعر غریبی دارد به نام امشی…می روم. این شعر در جلد اول مجموعه آثار سمیح القاسم منتشر شده است.( صفحه:۲۴۸ و ۲۴۹) شعر او را هنرمند بزرگ و محبوب لبنانی، مارسل خليفه خوانده است. در این روزها و شب ها، که قلبمان با فلسطین می زند و چشممان همراه با کودک فلسطینی به اشک می نشیند، ده‌ها بار این شعر و ترانه را گوش کرده ام… کلام سمیح و آواز مارسل خلیفه شما را به مرکز ساحت فلسطین می برد؛ در رگ‌هایتان شوق و شور ملتی بزرگ جاری می شود. قلبتان با فلسطین می زند. گوش کنید:
https://www.youtube.com/watch?v=55qkdAT-ghs

منتصبَ القامةِ أمشي
مرفوع الهامة أمشي
في كفي قصفة زيتونٍ
وعلى كتفي نعشي
وأنا أمشي وأنا أمشي….
قلبي قمرٌ أحمر
قلبي بستان
فيه فيه العوسج
فيه الريحان
شفتاي سماءٌ تمطر
نارًا حينًا حبًا أحيان….
في كفي قصفة زيتونٍ
وعلى كتفي نعشي
وأنا أمشي وأنا أمشي….

با قامتي افراشته مي روم
سرفرار می روم.
در دستم شاخه زیتون،
و بر شانه‌ام نعشم
می روم می روم…
قلبم ماه سرخ است،
قلبم بستان است
سرشار از عناب
و ریحان
لب‌هایم آسمانی است که می بارد،
گاه آتش و گاه عشق
در دستم شاخه زیتون است،
و بر شانه‌ام نعشم
می روم می روم…

غزه پس از یک ماه بمباران، از هوا و زمین و دریا، پس از قتل نزدیک به دو هزار نفر فلسطینی و مجروح شده هزاران نفر، پس از ویران شدن خانه‌ها و مدرسه‌ها و بیمارستان ها، غزه از پای نیفتاد. یک بار دیگر به تعبیر عبدالوهاب البیاتی:

گوزنان دیوارهای محال را با شاخ زده اند،
اینک میلادی در گور

اسراییل بدون شک، استراتژی اسراییل نابودی فلسطینی هاست. نابودی سرزمین ، نابودی ملت و نابودی روح فلسطینی ها…غزه تبدیل به ستون مقاومت و ستاره بیداری در ساحت فلسطین شده است.

جوانانی که از مرگ نمی هراسند. جوانانی که در دفاع از هویت و آرمان و امیدشان ایستاده اند.

زیباتر، دردمندانه تر و موثر تر از سمیح القاسم نمی توان فلسطینی‌ها را وصف کرد:

نعش خویش را بر شانه افکنده اند. سربلند و استوار می روند. می روند و می مانند.
**********
جرس

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)