مقاله دکتر علی اصغر حاج سید جوادی...

در دوران دبیرستان و بعد در دوران دانشجویی، مقاله ها و یا مقدمه های علی اصغر حاج سید جوادی و منوچهر هزارخانی برایم همیشه شوق آفرین بود. با خودم می گفتم: کاش می توانستم مثل آنان بنویسم...
سال ها بود که آن نام ها در ذهنم کمرنگ شده بود. داستان دکتر هزارخانی؟ داستان کسی است که بس سود نکرد؛ چون که یوسف به زر ناسره بفروخته بود! اما نام و نگاه دکتر حاج سید جوادی گاه گاه مثل موجی از راه می رسید... تا این که مقاله تازه ایشان را در باره فلسطین و غزه خواندم. باور کنید انگار همان حال و هوای دوران جوانی، همان شور، همان شوق، همان احساس گرم انسان بودن و بر رنج انسان ها چشم نپوشاندن، در ذهنم بیدار شد. مقاله دکتر حاج سید جوادی به عنوان یک سند تاریخی، در تاریخ سیاسی ما و واکنش روشنفکران و نویسندگان ما نسبت به ستم و کودک کشی رژیم اسراییل باقی خواهد ماند.

تعظیم در برابر حماسه آفرینان غزه٬

علی اصغر حاج سیدجوادی


سکوت در مقابل جنایتی این چنین فاحش و بی پرده از سوی صهیونیزم اسرائیل بر مردم بی پناه و بی دفاع غزه خود یک جرم اخلاقی است و اما در یک کفه گذاشتن راکت های حماس با شلیک هزاران موشک و بمب و گلوله یکی از نیرومندترین آرتش های جهان از زمین و دریا و هوا به قول زنده یاد استفن هسل، روشن ضمیر یهودی تبار بر سر بزرگترین زندان یدون سقف جهان جرمی بزرگتر.

نلسون ماندلا انسانی که آزادی در سکوت و رفاه را در راه آزادی ملت خود زیر پا نهاد و فضای تاریک و سکوت جانکاه زندان را صبورانه و شجاعانه بر زندگی در فضای آپارتاید نژادپرستان حاکم ترجیح داد، می گوید: «شیوه مبارزه قربانیان محکوم را شیوه زورگوئی حاکمان تعیین می کند.»

بنابراین اگر 66 سال زورگوئی و تجاوز اسرائیل صهیونیست به مردم فلسطین و 47 سال اشغال نظامی سرزمین فلسطین در کرانه باختری و نوار غزه با تمام ضربه های روحی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی آن از مصادیق تروریسم دولت به اصطلاح دموکرات اسرائیل نیست، پس حق با اسرائیل و طرفداران اوست که حماس و راکت های آنرا تروریست و عمل تروریستی می نامند.

جان میرشایمر و استفن والت در نشریه بررسی کتاب لندن می نویسند: «تروریسم یک پدیده منحصر به فرد نیست بلکه تاکتیکی است که مجموعه ای از گروه های سیاسی آن را بکار می برند؛ تروریسم فلسطینی خشونتی تصادفی و بی هدف که مستقیما علیه اسرائیل یا غرب باشد نیست، بلکه عمدتا پاسخی است به کارزار مداوم اسرائیل برای مستعمره کردن ساحل غربی و نوار غزه، نکته مهمتر این که گفتن این حرف که تهدید تروریستی نسبت به آمریکا و اسرائیل باعث اتحاد آمریکا و اسرائیل است ما را به رابطه آنان در گذشته که علت این موضع است متوجه می سازد و آن این است که مسئله تروریسم تا حد زیادی معلول اتحاد تنگاتنگ بین آمریکا و اسرائیل است نه بر عکس.» اما واقعیت دیگری هم نباید نادیده گرفته شود و آن نقش آمریکاست درسرکوب نازیسم آلمان در اروپا در سال 1945 و نقش آمریکاست در تاسییس اسرائیل و ایجاد یکی از نیرومندترین آرتش های جهان در خاورنزدیک در سال 1948.

از تجاوز دائمی این نیروی ویرانگر صهیونیستی به جان و هستی مردم فلسطین است که تخم مقاومت و مبارزه مردم بی پناه و بی دفاع فلسطین کاشته می شود؛ این مقاومت و مبارزه مشروع و نابرابر است که به وسیله تبلیغات وقفه ناپذیر سازمان های صهیونیستی پرنفوذ اروپا و آمریکا به وجدان شرم زده مردم آن به نام تروریسم با صیغه عربی-اسلامی تلقین می شود؛ و این پرسش در آن وجدان شرم زده بی پاسخ می ماند که چگونه از مقابله سنگ با گلوله و مقابله راکت با موشک و بمب، سنگ اندازها و راکت پران ها تروریست می شوند؟

اما مبارزان فلسطینی عموما و حماس خصوصا بر خلاف تبلیغات مداوم وسایل ارتباط جمعی آمریکا و اروپا و اسرائیل تروریست نیستند، به این دلیل که در بند سوم از مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر جواز مشروعیت حقیقی و حقوقی مقابله سنگ و راکت فلسطینی ها با بمب و موشک زمینی و هوائی و دریائی صهیونیست ها صادرشده است. به این ترتیب: «از آن جا که اساس حقوق انسانی را باید با اجرای قانون حمایت کرد تا بشر به عنوان آخرین علاج به قیام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد.»

اسرائیل به هدف نهائی تملک سرزمین فلسطین در تجاوز دائمی به جان و هستی مردم فلسطین در داخل خود، به ماشین نیرومند نظامی و امنیتی خود متکی است و در خارج از حمایت بدون شرط غرب عموما و آمریکا خصوصا و حق وتوی او در شورای امنیت سازمان ملل برخوردار و مطمئن است؛

و تا امروز مردم فلسطین در کرانه غربی و نوار غزه زیر اشغال پایان ناپذیر نظامی اسرائیلی و انواع تجاوزهای آن، محروم از هرگونه حمایت قانونی، جز توسل به آخرین علاج و قیام با سنگ و راکت بر ضد ظلم و فشار وقفه ناپذیر اسرائیل، چه راه دیگری جز تسلیم و سکوت و قبول بردگی و تحمل رأفت و تحقیر به صورت موجودات درجه دوم در خاک از دست رفته خود دارند؟ و این همان چیزی است که اسرائیل طلب می کند.

ما اکنون در یکی از زشت ترین و مهوع ترین دوران تمدن بشری زندگی می کنیم، در دورانی که در مولداوی شرق اروپا زاده می شویم و به زبان روسی سخن می گوئیم و در خاک فلسطین پیاده می شویم و حزب «خانه ما» می سازیم که نه فقط اسرائیل بلکه تمامی سرزمین فلسطین است و وزیر خارجه می شویم در دولت یک امریکائی تبار دیگر، که نامم لیبرمن است و او نامش نتانیاهو! تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

به این جهت است که راقم این سطور آواره از وطن که در دوران آریامهر ممنوع الخروج بود و اکنون به حکم دادگاه انقلاب اسلامی مهدورالدم و مفسدفی الارض و در نتیجه ممنوع الورود است، وظیفه خود می داند که در برابر حماسه آفرینان نوار غزه و کودکان و زنان و مردان ماتم زده و صبور و مقاوم بزرگترین زندان بدون سقف جهان سر تعظیم فرودآورد.

اگر به قول ماندلا شیوه مقابله محکوم با حاکم را شیوه معامله حاکم با محکوم تعیین می کند، و اگر به قول بیانیه اعلامیه جهانی حقوق بشر توسل به آخرین علاج یعنی قیام در برابر ظلم و فشار در صورت محروم بودن از قانون حق طبیعی انسان است. و اگر توسل به سنگ و راکت از سوی فلسطینی های محروم از حمایت قانون بین المللی در مقابل موشک و بمب و توپ و تانک دموکرات های صهیونیست اسرائیل از زمین و هوا و دریا در فرهنگ سیاسی اروپا و آمریکا و چین و روسیه تروریسم است، پس زنده باد تروریزم.
********
به نقل از گویا نیوز

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (6)