برای سیمین بهبهانی

در افسانه ها گفته اند: شاه میداس ، به هر چه دست می زد، آن پدیده هر چه که بود طلای ناب می شد. سنگ و خاک در دستش طلا می شد. در باره پابلو نرودا شاعر شاعران امریکای لاتین هم گفته اند: واژه ها در نگاه او تبدیل به طلا می شدند.
شعر سیمین بهبهانی هم همین بود. شعر کولی را بخوانید! ببینید با واژه ها و تابلو هایی که آفریده است چه کرده است! از بخت خوش تهران که بودم به ویژه در دوران وزارت، نویسندگان و شاعران، اعضای کانون نویسندگان ایران را گه گاه می دیدم...یاد باد آن روزگاران یاد باد!
می خواستم برای سیمین بهبهانی مطلبی بنویسم. این شبه شعر، یا شعر واره، با وام گرفتن از افسانه شاه میداس و شهر نرودا، راه را بر من بست!
به سنگ اگر نگه کند طلای ناب می شود
ماندابه ی فسرده هم، موج شراب می شود
در دامن گلرنگ او، خورشید شعله می زند
وان قوی زخمی غمین؟ از غم خراب می شود
از تار شعر و پود جان، با کیمیای واژه ها
بافید و خندید و گرست، لعل لباب می شود
بر چار راه بادها، گیسو رها چون مهر و ماه
جان سراب تشنه هم، پر آب و تاب می شود
خنیاگر تنهای ما، بر گور خود ، استاده مست
هم شعله هم رنگین کمان،جان سحاب می شود
این نور نقره ای ماه، برقی ز استخوان اوست
هم خشت جان دلشده، بانگ رباب می شود
در چشم مست شعر او ایران دوباره می زید
از جادوی کلام او طلای ناب می شود

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (5)