همدل و همراه عمر

امروز روز تولد جمیله است. بیش از سی و چهار سال از زندگی مشترک ما می گذرد...
در این گذار جمیله از بعد دانش و دانایی و معنا سال به سال شکفته تر شده است. سایه لطف خداوند و بارقه مهر اوست که ما کوشیده ایم از عمر به حد توانمان، بهره بگیریم
این تمثیل را حتما شنیده اید. کتاب را با نگاه به جلدش نمی توان شناخت. جلد کتاب همان ظواهر زندگی ست و متن همان حقیقت زندگی...همان که جمیله در صفحه فیس بوکش به فرازی از زیارت عاشورا اشاره کرده بود:
اللهم اجعل محیانا محیا محمد و ال محمد...
محیا با حیات متفاوت است. آنچه که به زندگی معنا می دهد، محیاست
ابن اثیر محیا را با توجه به دو بعد زمانی و مکانی تفسیر کرده است. مثل تفاوت میان سیر و مسیر و یا صیرورت و مصیر...
بیضاوی در تفسیر انوارالتنزیل نوشته است: محیای، و ما انا علیه فی حیاتی
همان نسبت و رابطه ای که ما با حیات برقرارمی کنیم. گویی حیات ماده خام زندگی ست و محیا شکل دادن و تحقق به زندگی...
ما در زبان فارسی این تفاوت را گاه با تاکید و تغییر اهنگ کلام بیان می کنیم. مثل: این زندگی که زندگی نیست! این دوواژه زندگی هر کدام با اهنگ مخصوص خود ادا می شوند.

می خواهم بگویم در تحقق محیای خانواده ما، در این گذار عمر، جمیله با خردمندی و مهر نقش درجه اول داشته و دارد. تولدش برای همه ما گرامی ست...هرچند جمع کوچک خانواده ما در سه قاره پراکنده ایم. اما رشته های مهر و شیفتگی همه ما را به یکدیگر پیوند داده است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (16)