نکته های قرآنی۷

هفتم: چشمانم به توست!
در قرآن مجید بار ها از چشم و یا چشمان و نگاه خداوند سخن به میان آمده است!چشم خداوند برای من در تمام عمرم طنین دلکشی داشته و دارد! تکیه کلام مادرم همیشه، هنگامی که می خواست برای ما یا دیگری دعا کند، این عبارت بود: چشم خداوند به ات باشه! یا چشم خداوند به شون باشه! در کودکی نمی دانستم این جمله خوش طنین عبیر آمیز از کجاست. وقتی برای اولین بار این تعبیر را در قران مجید یافتم، که خداوند به پیامبر می گوید: چشمان من به توست:
وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا ۖ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ سوره طور/۴۸
و شکیبا شو برای فرمان پروردگار خویش که توئی پیش چشم ما و تسبیح گوی به سپاس پروردگارت گاهی که برخیزی‌
( ترجمه: معزی)
مترجمان پارسی قرآن مجید، انک باعیننا را به شکل های گوناگون ترجمه کرده اند. دیدم تنها در ترجمه معزی، تعبیر چشم ما آمده است. البته قرآن می گوید: چشمان ما! دیگران به تحت نظر مایی( آیتی) منظور نظر مایی ( الهی قمشه ای) زیر نظر و مراقبت ما هستی ( انصاریان) تو زیر نظر مایی ( خرمشاهی) زیرا تو زیر نظر{ و در محافظت کامل} ما هستی (زمانی) تو خود در دیدگاه های مایی ( صادقی تهرانی) تو در حمایت مایی (فولادوند) تو در دید رعایت و حفظ مایی( مجتبوی) تو در حفاظت کامل ما قرار داری (مکارم) ترجمه کرده اند. دیدم تا به امروز همان تعبیر: چشمان من به توست! رسا تر است!
زیباترین و لطیف ترین تفسیر این ایه هم در میان تمامی تفاسیر موجود قران مجید از علامه عظیم الشان طباطبایی در تفسیر المیزان است. نشان نگاه خداوند در تفسیر المیزان آشکارست! کافی ست وقتی با آیه ای از قران مجید روبرو می شویم که نیاز به دقت و تدبر دارد. تفاسیر مختلف قران مجید را ببینیم. بروشنی می یابیم که تفسیر المیزان متفاوت است. بارقه ها وشعله هایی از روح علامه طباطبایی در این تفسیر نقش شده است. مولوی سروده است: خون همی جوشد من اش از شعر نقشی می زنم! تفسیر المیزان محصول احوال خوش معطر به عطر حضور خداوند است. داوری شهید مطهری بی تردید داوری دقیق و اندیشیده شده ای است:
کتاب تفسير الميزان ايشان، يكي از بهترين تفاسيري است كه براي قرآن مجيد نوشته شده است..... من مي‌توانم ادعا كنم كه بهترين« تفسير است كه در ميان شيعه و سني از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است»

خم ابروی تو بود و كف مینوی تو بود
كه به یك جلوه زمن نام و نشان یكجا برد
من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد
(علامه طباطبایی)
أنك بمرئى منا نراك بحيث لا يخفى علينا شيء من حالك ولا نغفل عنك»
تو پیش چشم مایی، تورا می بینیم و از حال و روز تو چیزی بر ما پوشیده نیست،از تو غافل نیستیم.»
در دو ایه دیگر نیز، چشم یا چشمان خداوند مطرح شده است. در باره ساخت کشتی توسط نوح و روانه شدن کشتی در میان امواج سهمگین ان سیلاب عظیم و نیز درباره کودکی موسی.
وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا
سوره هود/۳۷ و سوره مومنون/۳۷ وسوره قمر/ ۱۴ با تعبیر: تجری باعیننا؛ در تمامی این موارد سه گانه سخن بر سر ساخت کشتی نوح است. در مورد موسی سخن در باره مرجله ای از کودکی اوست. زمانی که مادرش موسی را در سبدی در یکی از شاخه های نیل رها کرد. باحسرت می نگرست که جریان تند آب و باد ها آن سبد خرد و نوباوه شیرخوارش را کجا می برد؟ نگرانی او را درخشانتر از همه پروین اعتصامی وصف کرده است:
خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه
گفت کای فرزند خرد بی گناه
گر فراموشت کند لطف اله
چون رهی زین کشتی بی ناخدا
گر نیارد ایزد پاکت به یاد
آب خاکت را دهد ناگه به باد!
بدیهی بود که چشم خداوند به موسی بود. از همین رو به مادر موسی پیام داد که:
سطح آب از گاهوارش خوش تر است
دایه اش سیلاب و موجش مادر است!
قران می گوی
لِتُصْنَعَ عَلَىٰ عَيْنِي سوره طه/ ۳۹
تا زیر چشم من ببالی!
در باره پیامبر اسلام، سخن رنگ و بویی دیگری دارد. هم اعیننا، آمده است که شکل جمع است و نشانه تعظیم و تکریم، و نیز این پرتو چشمان خداوند بر پیامبر مربوط به مقطعی خاص نبوده و نیست. شاید بتوان گفت همان قسم به جان پیامبر که مختص اوست، روی دیگری ازهمین چشمانی ست که مدام بر پیامبر می تابد و به او گرمی و مهر و توان و دوام و پایداری می بخشد.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)