نکته های قرآنی ۱۵

پانزدهم: قرآن، کتاب یاد

می توان گفت که یاد به عنوان یک مقوله ، گوهر قرآن مجید و رسالت پیامبر اسلام است. او تنها یادآورنده است، فذکر انما انت مذکر! ( سوره غاشیه/۲۱) قرآن مجید، تذکره است، کتاب یاد ! برای هر که خواست به یاد بیاورد و راه به سوی خداوند را بشناسد.( سوره انسان/ ۲۹ و سوره مدثر / ۵۴ )
پیامبران نیامده اند تا از برون باوری را بر انسان تحمیل کنند. رسالت آنان شکوفایی یاد فراموش شده ای است که در سرشت و جان انسان وجود دارد. گوهر تمام باور ها، که باور به خداوند هستی بخش است در نهاد انسان وجود دارد. در سرشت و طینت اوست. امام علی علیه السلام در خطبه نخست نهج البلاغه، این موضوع را با روشنی تمام مطرح کرده است:
فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ
پس هر چند گاه پيامبرانى فرستاد و به وسيله آنان به بندگان هشدار داد تا حق ميثاق الست بگزارند، و نعمت فراموش كرده را به ياد آرند. با حجت و تبليغ، چراغ معرفتشان را بيفروزند.»
گنجینه ای از خرد در درون جان ما به ودیعت نهاده شده است، زندگی فرصتی ست برای یافتن، اشکار کدن و صیقل زدن همان گنجینه؛ ان گنجینه را ما به یاد می آوریم. نه این که پیامبران چنان گنجینه ای را در درون ما تاسیس می کنند. ما بر اساس چنان فطرتی یا طینتی سرشته شده ایم. جهت گیری روح انسانی ما به سوی حقیقت جویی، خیرخواهی، زیبایی طلبی و نیایش است. این ویژگی های انسانی است. محصول تجربه تاریخی انسان، علم و اخلاق و هنر و دین بوده است. دین به مفهوم اعم آن، که باورهای معنوی هندوان و بوداییان و دیگران را هم در بر می گیرد.
یکی از لطیفترین تبیین ها در این باره، یک داستانک ژاپنی ست، که حمیدی شیرازی آن را به شعر پارسی روانی ترجمه کرده است. فردی عاشق شده بود. می خواست داستان عشق و معشوقه اش را از یاد ببرد. به صحرایی رفت و برای فرتموش کردن، به پرورش گل نرگس پرداخت. پس از مدتی:
گرچه در آن روزها هم خیره بود
بر رخ من دیده بیداد او
لیک می‌گفتم چو گلها بشکفند
میبرند از خاطر من یاد او
کم کمک ابر زمستانی گذشت
وقت ناز نرگس بیمار شد
غنچه‌های نرگس شهلا شکفت
دیدم‌ ای افسوس چشم یار شد
این یاد را نمی توان از بنیاد برکند و برای همیشه از یاد برد!مثل حافظ که می بیند:

مدام خرقه حافظ به باده در گرو است
مگر ز خاک خرابات بود طینت او
ونیز:
سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض
به هوای سر کوی تو برفت از یادم
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
می توان دیوان حافظ را دیوان یاد نامید! او به نسبت بیش از هر شاعر دیگری در اندیشه یاد بوده است.
این یاد را انسان در گذار زندگی این جهانی خویش، به دلیل مشغولیت ها فراموش می کند! سعدی هم هنگامی

به همان یاد، آن خاطره ازلی اندیشیده، سروده است:
همه عمر بر ندارم سر ازین خمار مستی
که من از ازل نبودم که تو در دلم نشتی!

این یاد در تبیین امام علی علیه السلام، با خرد انسانی آمیخته است. یا به تعبیر دیگر گوهر خرد انسانی همان یاد است. یاد همان عهد ازلی انسانی است. همان که به تعبیر کتاب مقدس، خداوند خدا، انسان را به صورت خویش آفرید. (پیدایش: ۱/۲۵) آیه در حقیقت همان نشانه ای است که یاد را در ذهن ما زنده می کند. در زبان پهلوی ریشه واژه یاد، یات و یا ایات است.
قرآن مجید می گوید: همان گونه که پدران خویش را یاد می کنید، خداوند را هم یاد کنید، یا بیشتر از یاد پدر! (بقره/۲۰۰) قشیری در تفسیر لطائف القرآن، در ذیل همین آیه تعبیر بسیار دلکشی دارد: قيامٌ له بالقلب على استدامة الوقت واستغراق العمر.. تا زمان هست و عمر در گذار، قلب را بایست به یاد خداوند آبادان کرد! کسانی که نمازشان دايمی است! ( سوره معارج/۲۳) همه عمر برندارم سر ازین خمار مستی! یعنی همان نماز دايمی. آیا سعدی این اندیشه را از قشیری وام گرفته است؟.
قرآن که مقوله یاد یکی از مهمترین بنیاد های آن است، برای خود از جمله نام و عنوان تذکره یعنی کتاب یاد یا یادنامه را برگزیده است. آن هم با تاکید: کلا انها تذکره، این کتاب تنها یادنامه است.

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)