نکته های قرآنی ۱۷


هفدهم: زندگی بدون یاد!

انسان ها در باره یاد خداوند چندگونه رفتار می کنند؟ برخی غفلت می کنند، برخی فراموش و گروهی نیز از یاد روی می گردانند. غفلت، فراموشی و رویگردانی هر یک علت ها یا دلیل های ویژه خویش را دارند. این واژه ها که در قرآن مجید ذکر شده است؛ غفلت ، نسیان ، سهو و اعراض با یکدیگر متفاوتند.
به عنوان مثال، در سوره یوسف شاهد یک غفلت از سوی یوسف و نیز نسیان از سوی دوست زندانی او، که ساقی پادشاه بود هستیم. یوسف پس از تاویل خواب، به دوست زندانی اش می گوید: به یادش بیاور که من همچنان در زندان مانده ام؛ وقتی پادشاه را دیدی، حال و روز مرا برایش بگو!( یوسف/۴۲)
آن دوست زندانی فراموش کرد که پیام یوسف را برساند! یوسف چندین سال دیگر، دست کم سه سال در زندان ماند. گفته اند، این مدت پادافره یوسف بود که از یاد خداوند غافل شد و گمان کرد که آن ساقی به عنوان یک وسیله و پیام رسان و پادشاه مصربه عنوان نماد قدرت و حکومت می توانند، نجات دهنده او باشند.
گاهی سخن از روی گردانی از یاد است و نه فراموشی، غفلت و یا سهو.
فراموشی یا غفلت و سهو ، به محض توجه یا پیشامد رخداد یاد آورنده ای، بر طرف می شود. چنان که دوست زندانی یوسف، سال ها بعد که پادشاه خواب هفت گاو فربه و هفت گاو نزار و هفت خوشه سبزگندم و هفت خوشه خشکیده را دید و کسی نتوانست خواب او را تاویل و تفسیر کند. آن ساقی درباری همبند یوسف، به یادش آمد که قرار بود پیام یوسف را برساند و البته رسانید. رویگردانی دوام دارد و در مدتی طولانی تبدیل به شیوه ای از اندیشه و زندگی می شود. از این رو کسی که روی می گرداند، زندگی اش ضنک می شود!

وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ * قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا* قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ سوره طه / ۱۲۴تا ۱۲۶ل
و هر كس از ياد من دل بگرداند، در حقيقت، زندگى تنگ [و سختى‌] خواهد داشت، و روز رستاخيز او را نابينا محشور مى‌كنيم * مى‌گويد: «پروردگارا، چرا مرا نابينا محشور كردى با آنكه بينا بودم؟ * مى‌فرمايد: «همان طور كه نشانه‌هاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى، امروز همان گونه فراموش مى‌شوى.»
بی یادی در این مورد، شمایل و بنیاد دیگری پیدا می کند. سخت و ناهموار می شود. ضنک فقط یک بار در قرآن مجید مطرح شده است. آن هم به عنوان وصف و یا تفسیر نوعی از زندگی. این واژه مفرد و تثنیه و جمع و مذکر و مونث اش، تفاوتی ندارد. ضنک تمام آن موارد را می پوشاند. دستاورد این فراموشی و ضنک در دنیا، نابینایی در روز بازپسین است. نابینا محشور می شود. صحنه هول قیامت است و انسانی نابینا! از خداوند می پرسد و یاداوری می کند: من که در جهان پیشین بینا بودم!؟ پاسخش این است که تو از یاد روی گرداندی، یاد را فراموش کردی، امروز هم فراموش شده ای!
نعط من اعرض هنا عن ذکرنا
عیشة ضنکا و نجزی بالعمی
مولوی

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (2)