نکته های قرآنی ۱۸-۱

هژدهم: میناگری های زبانی و ساختاری سوره یوسف (۱)
سوره یوسف، زیباترین و خوش ساخت ترین داستان کوتاه جهان است!
از بعد مضمون و محتوا، در سوره یوسف ، رخدادهای مهم و ژرفی اتفاق افتاده است. برادر کشی، هجران، عشق ممنوع، زندان، حکمت و حکومت،خشکسالی، انسان توطئه گر و باور به وحدانیت خداوند مایه های داستانی است. اما زبان داستان و ساختار آن، درخشندگی دیگری دارد. قرآن شناسانی همانند، خطابی در کتاب بیان اعجاز القران، جرجانی دراعجاز قرآن، جرجانی در دلائل الاعجاز وزمخشری در تفسیر کشاف، از نوع و یا نحوی نظم در ساختار قرآن سخن گفته اند. در واقع آنان سه عنصر واژه و معنا را از ساختار جدا کرده اند. خطابی به صراحت باور داشت که ساختار اهمیت بیشتری از واژه و معنا در اعجاز قرآنی داراست.
شاید بتوان گفت، در قران مجید ما شاهد هماهنگی یا همنواختی واژه ها، معانی و ساختار هستیم. نظم قرآنی یا نظوم قرآنی به تعبیر خطابی را می توان در این هماهنگی و انسجام یافت.
یکی از مهمترین تفاسیر قران مجید که در دوره معاصر نوشته شده است، و به نظم و ساختار سوره ها و قرآن در کل توجه کرده است، تفسیر تدبر قرآن نوشته مولانا امین احسن اصلاحی-(۱۹۹۷-۱۹۰۴م) است. ایشان شاگرد مولانا حمیدالدین فراهی ( ۱۹۳۰-۱۸۶۳م) بودند؛ خود را وام دار اندیشه مولانا فراهی می دانند. تفسیر تدبر قرآن در ۹ جلد، به زبان اردو منتشر شده است. جلدهای ۶تا ۹ به زبان انگلیسی ترجمه شده است. این کار محصول پنجاه سال اندیشه و تدبر در باره ی قرآن مجید است. نکته مهم در این تفسیر توجه به زبان و نظام مندی قرآن است.
در مقدمه تفسیر از منتهای زیبایی نظم و منتهای دلآویزی ساختار هر سوره سخن گفته است.(۱)
بدیهی ست که این نظم و ساختار در رابطه با زبان قرآن که زبانی گویا و روشن است، معنا پیدا می کند. زبانی که با میناگری های خویش خواننده را به شگفتی می آورد.
لبید بن ربیعه عامری یکی از شاعران عصر جاهلی است. معلقه او نیز در کنار دیگر معلقات بر دیواره خانه کعبه آویخته بود. او اسلام آورد؛ روزی کسی از او خواست که شعری بگوید. گفت: ابعد القرآن!؟ پس از قرآن چگونه می توان شعر سرود یا سخنی گفت. هوشنگ گلشیری، از زمره کسانی است که به عنوان نمونه در باره ساختار سوره یوسف اندیشیده است. داوری او و نحوه نگاه او به سوره یوسف ارزش منحصر به فردی دارد. او به نکته ای اشاره کرده است که از دید تمامی مفسران قدیم و جدید قرآن مجید مکتوم مانده بوده است.
« شیوه خاص قصه گویی قرآنی که ما اصطلاحا شیوه اشارتی می گوییم، و حضور آخر داستان در آغاز و یا در بند بند هر آیه که ما در برابر شیوه خطی توراتی شیوه دایره ایش می گوییم همان مختصه ای است که در بخش عظیمی از داستانهای ادب کهن ما موجود است.» ( ۲)
داستان یوسف و برادران با تعریف خواب یوسف برای پدرش، یعقوب آغاز می شود و با تاویل و تحقق همان خواب به پایان می رسد. در این میان، فاصله خواب تا تاویل آن وقایع گوناگونی رخ می دهد. این وقایع هر یک در یک نظم تعریف شده و دقیق در داستان نشسته اند یا روایت شده اند. میگویند پیکر تراش نمی تواند اشتباه کند! نخستین اشتباه او پایان کار او خواهد بود. قلم پیکر تراش، که سنگ را می تراشد و مثلا مجسمه موسی را می آفریند اگر اشتباه کند و ذره ای از سنگ نابجا تراشیده شود، کار از دست می رود. در سوره یوسف واژه ها و آیه ها همان تراش های پیکره موزون سوره هستند.
بگذارید یک مثل برایتان بزنم!
خداوند در سوره یوسف دو گونه وصف شده است. یکم: علیم و حکیم
این دو نام یا صفت خداوند در آیات، شماره ۶ و ۸۳و ۱۰۰ تکرار شده است. خداوند یوسف را که به عنوان بنده برگزیده خویش انتخاب کرده است. دو نعمت به او می بخشد، حکم وعلم( یوسف/۲۲)

این دو ویژگی در داستان یوسف بروز و کمال پیدا می کند. در تاویل خواب دوستان زندانی اش و بعد در تاویل خواب پادشاه مصر، شاهد دانایی و آگاهی یوسف هستیم و در شیوه حکومت داری اش و اداره بحران قحطی و خشکسالی شاهد نحوه حکومت و حکمتش. گویی آن دو صفت خداوند در یوسف تحقق پیدا کرده اند و او به چنان ویژگی هایی آراسته شده است. یوسف وقتی خود را و توانایی خویش را به پادشاه معرفی می کند، می گوید: انی حفیظ علیم.( سوره یوسف، آیه ۵۵) حفیظ با توجه با اداره بحران، نگهدارندگی ، همان مفهوم حکمت و حکومت را به ذهن متبادر می کند. در واقع یوسف کشور و ملت و حکومت را از بحران عبور می دهد و کمترین تزلزلی اتفاق نمی افتد.
در حقیقت علم و حکم یا حکمت، مثل دو رشته ای هستند که در تمام طول داستان، امتداد پیدا می کنند و در یکدیگر گاه بافته می شوند.

دوم: غفور و رحیم
یوسف هنگامی که از سیطره نفس اماره سخن می گوید، راه نجات را برافروخته شدن شعله یاد و مهر خداوند می داند. مگر خداوند سایه مهرش بر سر انسان باشد. او آمرزنده و مهربان است. ( یوسف/ ۵۳)
این صفات خداوند بار دیگر از زبان یعقوب تکرار می شود. برادران یوسف شرمنده و سرافکنده به گناه خویش اعتراف می کنند و از پدرشان یعقوب می خواهند که برای آنان از خداوند طلب بخشش کند. پاسخ یعقوب بسیار پر لطف است:
قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي ۖ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ یوسف/۹۸
گفت: «به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‌خواهم، كه او همانا آمرزنده مهربان است.»
واژه سوف، به زودی یا زودا، نشانه مهر یعقوب است. او می داند که پسرانش در چه موقعیتی هستند. به صفات خداوند اشاره می کند که غفور و رحیم است. فرزندان را دلداری می دهد که به زودی برایشان درخواست آمرزش می کند.
این دو صفت در شیوه رفتار یوسف هم بازتابی روشن و خوش جلوه دارد. هنگامی که برادران به خطای خود اقرار می کنند. سخن یوسف این است که امروز دیگر ملامتی بر شما نیست! خداوند شما را می آمرزد و او مهربانترین مهربانان است! ( یوسف/ ۹۳)
مورد دوم، در شیوه رفتار و سخن یوسف، هنگامی ست که برادران و پدر و مادر در برابرش به احترام سرخم کرده اند و یا سجده می کنند. یوسف می گوید : این همان تاویل خواب من است. خداوند را سپاس می گوید که او را از زندان رهانید.( یوسف/۹۸).
مطلقا اشاره به داستان چاه و اقدام برادران نمی کند! زیباتر و با شکوه تر از این نمی توان تصور کرد.
خداوند عفور رحیم، سایه لطفش بر سر یوسف افتاده است و او نیز متصف به همین صفات است؛ می بخشد و مهر می ورزد، چنان که دو صفت علیم و حکیم نیز در سلوک او و شخصیت و منش او دیده می شد. جامی در منظومه یوسف و زلیخا، نکته دلپذیری سروده است. هنگامی که زلیخا از یوسف می پرسد، این زیبایی تو از کجاست و رازش چیست. یوسف پاسخ می دهد:
بگفتا صنعت آن صانعم من
که از بحرش به رشحی قانعم من
ز ذرات جهان آیینه ها ساخت
ز روی خود به هر یک عکسی انداخت
به چشم تیز بینت هر چه نیکوست
چو نیکو بنگری عکس رخ اوست!
یوسف در زیبایی صورت و درخشدگی سیرت، عکس رخ اوست. به تعبیر حافظ، یک فروغ رخ ساقی ست که در جام جان یوسف افتاده است! از این رو نسبت بین واژه ها و آیه ها و معانی و ساختار سوره شکل می گیرد.

می بینیم که چگونه واژه ها در طول داستان کوچ می کنند و متناسب با موقعیت مطرح می شوند. یوسف و برادران و یعقوب هر یک به مقتضای حال و موقعیت و مکانت در نسبت با این واژه ها و یا مفاهیم قرار می گیرند.

************

۱- امین احسن اصلاحی، تدبر قرآن، جلد یکم ص. ۸
http://www.tadabbur-i-quran.org/text-of-tadabbur-i-quran/volume-1/muqadimah
مستنصر میر، پژوهشگر قرآن رساله دکترای خود را به بررسی نظریه اصلاحی در باره نظم در قرآن اختصاص داده است.
Mustanser Mir , a study of Islahi's concept of Nazm in Tdabbur-i-Quran
American trust publication, USA 1986
https://yassarnalquran.files.wordpress.com/2012/07/mustansir-mir-coherence-quran.pdf
۲- هوشنگ گلشیری، باغ در باغ ، جلد دوم ص.۶۱۹

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (3)