نکته های قرآنی ۱۸-۱۰

هژدهم:میناگری های زبانی و ساختاری سوره یوسف(۱۰)
تاریکی ها و روشنایی
از دیگر نماد های داستان یوسف، نماد تاریکی ها و رویارویی آن با روشنایی ست. تاریکی ها را می توان در دو قلمرو تاریکی های طبیعی و ظاهری و نیز تاریکی های معنوی و باطنی تقسیم کرد. روشنایی نیز همین دو بعد را داراست. داستان با خواب یوسف که سرشار از روشنایی ست آغاز می شود. روشنایی مادی که نماد روشنای معنوی جان یوسف است. نشانی از مهر خداوند و برگزیدن یوسف به تعبیر یعقوب. یازده ستاره و ماه و خورشید در برابر او به خاک افتاده اند. این تابلو شگفت روشنایی در جهان طبیعت اتفاق نمی افتد؛‌دریایی از نور در برابر یوسف است!
الف: تاریکی با چاه شروع می شود. برادران یوسف را در نهانگاه چاه قرار داده اند. فی غیابت الجبّ! این چاه نشانی از دنیای درون و تاریک جان ویران برادران است.
ب: تاریکی دیگر، تاریکی شب است. وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً يَبْكُونَ/ ش۱۶شامگاهان برادران گریان با پیراهن خونالوده به دست ، نزد یعقوب باز می گردند؛ می گویند یوسف را گرگ خورده است. تاریکی شب پرده ای است بر جان تاریک آن ها که آکنده از دروغ و نفاق است. تاریکی دروغ در برابر روشنایی راستی که یوسف نماد آن است. تاریکی نفاق در برابر روشنایی یکرنگی جان یوسف.
ج: تاریکی سوم، تاریکی خانه اندرون قفل بر قفل زلیخاست، می خواهد در چنان فضای نیمه تاریکی از یوسف کامخواهی کند. شهوت آن چنان روح او را آکنده و سیطره یافته است که از یوسف تنها تن او را می بیند. او نیز به دروغ و نفاق و بهتان متوسل می شود تا یوسف را بدنام کند.
د: تاریکی چهارم، تاریکی زندان است.
ه: و تاریکی پنجم، چشمان یعقوب است که از شدت اندوه و اشک سپید شده است. هرچند قرآن می گوید، چشمانش از شدت اندوه سپید شده بود؛ اما می دانیم که آن سپیدی نشانی از تاریکی تمام است، یکسره تاریکی بود.
یوسف تماما روشنایی است! سیمایش، سخن و صداقتش، دانایی الاهی اش که خواب را تاویل می کند. رابطه اش با خداوند که ولیّ اوست و نهایتا پیراهنش که پیک روشنایی ست! بوی پیراهن، جان یعقوب را روشن می کند. نشانه ای از یوسف! و پیراهن روشنایی را به چشمان او باز می گرداند.
تاریکی ها و روشنایی، ساحت رویارویی شان ساحت جان آدمی است. هیچکی از این ساحت مبرّا نیست! به تعبیر حافظ:
دام سخت است مگر یار شود لطف خدا
ور نه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم
. قران نشانه ها را برای ما بیان می کند و نه جزئیّات حادثه ها را. از این رو در آغاز داستان هم به این نکته توجه داد که در این سوره نشانه هایی ست برای پرسشگران. عرقه شدن در جزئیات و براه انداختن سیلابی از نام ها، چنان که رسم معهود عهد عتیق است، موجب می شود مه نشانه پوشیده بمانند. هر چند در برخی تفاسیر و داستان های پیامبران به برخی جزئیات پرداخته اند. نکته تامل انگیزی در کتاب القصاص و المذکرین، ابن جوزی( ۵۱۱- ۵۹۷ ه) آمده است:
روزی ابوکعب قصه گو، در روایت داستانی می گفت:
نام گرگی که یوسف را خورده است؛ چنین و چنان بوده است. به او گفتند اما یوسف را که گرگ نخورد! گفت: بسیار خوب، نام گرگی که یوسف را نخورده است این و آن است!
قرآن در روایت داستانی خویش بر عنصر حقیقت گویی و حقیقت جویی تاکید دارد. اضافات را از داستان می پیراید تا نشانه های داستانی ظهوری و جلوه ای کامل داشته باشند. همان گونه که گفته شده است: التوحید اسقاط الاضافات؛ در داستان به سبک قرآنی نیز تمامی اضافات حذف می شود تا شاهد انسجام برونی و درونی داستان باشیم. اگر بگویم تمام سوره یوسف انگار یک آیه است؛ سخنی گزاف نیست! (١)

**********
١- ابن جوزي القصاص و المذكرين تحقيق, محمد بن لطفي الصباغ, المكتب الاسلامي, بيروت, ١٤٠٩ ه ق, ص : ٣٢٤

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)